|
اصل سوم قانون اساسى
"دولت جمهورى اسلامى ايران موظف است براى نيل به اهداف مذكور
در اصل دوم همه امكانات خود را براى امور زير بكار برد:
1- ايجاد محيط مساعد براى رشد فضايل اخلاقى بر اساس ايمان و
تقوى و مبارزه با كليه مظاهر فساد .
2- بالا بردن سطح آگاهيهاى عمومى در تمام زمينه
ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه
هاى گروهى و وسايل ديگر.
3- آموزش و پرورش و تربيت بدنى رايگان براى همه در تمام سطوح و
تسهيل و تعميم آموزش عالى.
4- تقويت روح بررسى و تتبع و ابتكار در تمام زمينه
هاى علمى و فنى، فرهنگى و اسلامى از طريق تأسيس مراكز تحقيق و
تشويق محققان .
5- طرد كامل استعمار و جلوگيرى از نفوذ اجانب.
6- محو هر گونه استبداد و خودكامگى و انحصارطلبى.
7- تأمين آزاديهاى سياسى و اجتماعى در حدود قانون.
8- مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسى، اقتصادى، اجتماعى
و فرهنگى خويش.
9- رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براى همه در
تمام زمينه
هاى مادى و معنوى
10- ايجاد نظام ادارى صحيح و حذف تشكيلات غير ضرورى
11- تقويت كامل بنيه دفاع ملى از طريق آموزش نظامى عمومى براى
حفظ استقلال و تماميت ارضى و نظام اسلامى كشور.
12- پى ريزى اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامى جهت
ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در
زمينههاى تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه.
13- تأمين خودكفايى در علوم و فنون، صنعت و كشاورزى و امور
نظامى و مانند اين
ها.
14- تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت
قضايى عادلانه براى همه و تساوى عمومى در برابر قانون.
15- توسعه و تحكيم برادرى اسلامى و تعاون عمومى بين همه مردم .
16- تنظيم سياست خارجى كشور بر اساس معيارهاى اسلام، تعهد
برادرانه نسبت به همه
ى مسلمانان و حمايت بى دريغ از مستضعفان جهان"
همانطور كه ملاحظه مي شود قانون اساسى همه ى نيازها و
اهداف مردم و نظام را از جنبه هاى فردى و اجتماعى، داخلى و
خارجى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى بصورت وسيع و عميق طرح و ترسيم
نموده است.
بطور كلى مبتنى بر تجربيات شخصى مي توان اين مدعا و فرضيه را
مطرح كرد كه در برخى از اهداف توفيقات نسبى حاصل شده و در
پارهاى ديگر عدم توفيق هايى ديده مي شود.
براستى اگر همهى شهروندان و امت در حال حاضر فعليت اهداف فوق
را بخواهند آيا دولت توان پاسخگويى را خواهد داشت؟ در اين مورد
اگر فقط بند 12 اصل سوم مورد توجه قرار گيرد وسعت و پيچيدگى و
حساسيت مطلب روشن مىشود. براستى انقلاب و جمهورى اسلامى چه
مقدار رفاه را برقرار نموده و فقر را بر طرف كرده است؟ در
زمينه هاى تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه چقدر
محروميت زدايى شده است؟ بدون يك پژوهش اسنادى و ميدانى و صرفاً
مبتنى بر تجربيات شخصى و محدود، مي توان مدعى شد كه پس از دو
دهه از انقلاب هنوز فاصله ى زيادى با اهداف فوق داريم.
در مورد بند 3 از اصل سوم نيز مىتوان پرسش كرد كه آيا آموزش و
پرورش و تربيت بدنى رايگان در جامعه محقق شده است؟ پيدايش و
رشد مدارس غيرانتفاعى با شهريه هاى بالا و اخذ وجه از دانش
آموزان به عناوين مختلف، مسايل مشهود و ملموسى است كه تقريباً
تمامى خانواده هاى كشور با آن سرو كار دارند.
اما به اهدافى نيز مىتوان اشاره كرد كه در راستاى عمل و تحقق
قرار دارند مثلاً بندهاى 2 و 4 در زمينه پيشرفتهاى علمى و
فرهنگى اهدافى را ترسيم نمودهاند كه مي توان مدعى بود كه
محقق شدهاند. قرائن زيادى موجود است كه حكايت از بالا بودن
سطح آگاهيهاى عمومى در تمام زمينه ها دارد. همچنين تشكيل و
توسعه ى دهها مؤسسه ى پژوهشى و تحقيقى مي تواند قرين هاى
دال بر تقويت روح بررسى و ابتكار و تتبع در كشور باشد. (1)
در مجموع مدعا اين است كه اگر آثار و نتايج انقلاب با اهداف آن
مقايسه شود نمرهى بالنسبه پائينى حاصل مي شود. زيرا اهداف،
فوقالعاده بلند و عالى ترسيم و تدوين شده است.
پاورقى ها:
(1) -وزارت فرهنگ و آموزش عالى، مركز مدارك علمى ايران، مؤسسات
پژوهشى كشور (بخش دولتى)، 1376.
بازگشت به صفحه اول |