صفحه اول پنج شنبه  / 30 مرداد 1393  / 21 آگوست 2014  العربیه - اردو - English    
خبر
 درباره ما   
 پرسش و پاسخ   
 تماس با ما   
 جستجوي پيشرفته   
1391/12/15   

شهيدي كه ديدني ترين صحنه عمر «حاج قاسم» را رقم زد + عكس

«چهره او را كه پس از شهادت ديدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب مي درخشيد و حقيقتاً آرامش خاصي در چهره او پيدا بود كه...»

نويد شاهد: «...جايگزين يكي از فرمانده واحدها شده بودم. نيروها بي نظمي مي كردند و خواستم قاطعيتم را به آنها نشان دهم.
دستور دادم در نقطه بادگيري برايم چادر بزنند با امكانات كامل.
داشتم حكومت مي كردم كه يك روز احمد سليماني جانشين ستاد لشكر وارد چادر من شد.
گفت: آقا بد كه نمي گذره!
گفتم: اي برادر مسئوليت سنگينه!
با ناراحتي گفت: خجالت نمي كشي براي خودت كاخ سبز معاويه درست كردي؟ تا عصر كه بر مي گردم خبري از اين اوضاع نباشد.
با خودم گفتم به راستي كه فرماندهي بسيجيان برازنده اين چنين آدم هايي است...»

آنچه خوانديد روايتي بود از يكي از فرمانده واحدهاي لشكر 41 ثارالله استان كرمان در ايام دفاع مقدس درباره سردار شهيد احمد سليماني؛ شهيدي كه اگرچه در كشور مهجور و ناشناخته است اما مردم كرمان او را بخوبي مي شناسند.


سردار شهيد حاج احمد سليماني

او در سال 1366در شهر بافت (روستاي قنات ملك) متولد شد و در دروان خدمتي خود سمتهاي مختلفي ازجمله معاون اطلاعات وعمليات و جانشين ستاد لشكر 41 ثارالله درعملياتهاي مختلف را برعهده داشت.
حاج احمد سرانجام در مهر ماه 1363 در ارتفاعات ميمك ساعت 10 صبح به همراه جمع ديگري از يارانش ابدي شد و اين شهادت، ديدني ترين صحنه عمر فرمانده اش حاج قاسم سليماني را در طول دفاع مقدس رقم زد.


سردار شهيد حاج احمد سليماني

در بخشي از وصيتنامه حاج احمد آمده است:
«...اين دنيا سرابي است كه ما درآن چند روزي بيش نيستيم. اين دنيا پراز رنگ ها و نيرنگها و دلبستگي هاي پوچ مي باشد كه مانند ماري خوش خط و خال انسان را به خود مشغول ميكند و ما دو راه بيشتر نداريم يا ماندن و غوطه ور بودن دراين منجلاب دو روزه و يا دل كندن و جهش كردن و روح را پروازدادن به ملكوت اعلي و كمك خواستن از معبود كه ما را از اين غربت و تنهايي نجات دهد...»

***
آنچه در زير مي خوانيد، حاج احمد سليماني است به روايت سردار سرلشكر حاج قاسم سليماني فرمانده اين روزهاي نيروي قدس سپاه و فرمانده لشكر دشمن شكن 41 ثارالله در سالهاي دفاع مقدس:


سردار سرلشكر حاج قاسم سليماني فرمانده لشكر 41 ثارالله در ايام دفاع مقدس

«...دست تقدير اين بود كه من كه از دوران كودكي با احمد بودم، در زمان شهادتش هم بالاي سرش حاضر شوم و اگر بخواهم كلمه اي را اختصاصاً و حقيقتاً به عنوان مشخصه اين شهيد ذكر كنم، بايد بگويم «انسان پاك» لايق اين شهيد بزرگوار است.
در واقع كساني مي توانند اين مفهوم را داشته باشند كه بعد از معصوم، به درجه اي از صالح بودن برسند.
احمد علاقه ويژه اي به جلسات مرحوم آيت الله حقيقي داشت و در همان جلساتي كه در مسجد كرمان برگزار مي شد، به انقلاب اتصال پيدا كرد و حقيقتاً از همان دوران روح حاكم بر احمد روح شهادت بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين حس شديدتر شد و او را يك انقلابي درجه يك كرد.
شهيد سليماني از موثرترين فرماندهان لشكر ثارالله بود. در عمليات طريق القدس در كانالي كه كنده بوديم، شهيد سليماني هم حضور داشت؛ وقتي من در نيمه شب به آن كانال رفتم او را ديدم و وقتي او مرا ديد، بلافاصله پشت بوته ها پنهان شد و بعداً من متوجه شدم كه او بخاطر اينكه مبادا من او را از آنجا برگردانم، پشت بوته رفته بود.


حاج قاسم از حاج احمد مي گويد

او در طول جانشيني فرماندهي لشكر ثارالله هيچ گاه خود را در جايگاه فرمانده نشان نداد و هيچ كس احساس نكرد كه او مسئوليتي در جبهه دارد. با همه فرمانده ها ارتباط داشت و حتي براي اينكه بتواند در عمليات ها به جبهه و صحنه جنگ نزديك باشد، يك موتور سيكلت داشت كه پيوسته خود را به آتش ها مي رساند.
وقتي كه در شب شهادتش مشغول خواندن دعاي كميل بود، حال عجيبي داشت از اول تا آخر دعا سر به سجده بود و انگار الهام شده بود كه قرار است فردا 10 صبح به شهادت برسد.
چهره او را كه پس از شهادت ديدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب مي درخشيد و حقيقتاً آرامش خاصي در چهره او پيدا بود كه باعث شد ديدن اين صحنه جزو ديدني ترين صحنه عمرم در دوران دفاع مقدس باشد...»
گروه جهاد و مقاومت مشرق-
 نظر شما :
نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن
 پيوست ها

- صفحه اول - كلام شهدا - ويژه نامه ها - كودك و نوجوان - اشعار - داستان - تئاتر - سينما - آثار چند رسانه اي - بانك سوژه - كتابخانه - عكس و تصوير - مقالات - فيلم - صوت - آمار بازديدها - نقشه سايت
info@navideshahed.com