صفحه اول سه شنبه  / 07 مرداد 1393  / 29 جولاي 2014  العربیه - اردو - English    
خبر
 درباره ما   
 پرسش و پاسخ   
 تماس با ما   
 جستجوي پيشرفته   
1390/11/29   

قسمت به قسمت با خاطرات پشت صحنه «شوق پرواز»

عباس بابايي چگونه موشك را گول زد؟

پخش قسمت بيست و يكم از سريال شوق پرواز با محوريت نمايش دفاع خلبان هاي نيروي هوايي ارتش از خليج فارس در شرايطي رخ مي دهد كه بحث هاي فراواني بر سر تحريم ايران و نيز بستن تنگه هرمز در رسانه هاي داخلي و خارجي به گوش مي رسد.

آنچه در قسمت 21 سريال شوق پرواز ديديد، قصه اي كاملا واقعي بود كه در سال هاي جنگ رخ داد و با دفاع جانانه خلبان هاي نيروي هوايي از خليج فارس، ضربه اي جدي به ارتش عراق وارد آمد.

اما اين صحنه ها به همان سادگي كه در سريال ديديد به تصوير كشيده نشد و حاصل اين بخش از سريال، تركيبي از صحنه هاي واقعي با صحنه هايي بود كه با كمك جلوه هاي ويژه رايانه اي بازسازي شده بود. به عبارت ساده تر 50 درصد از صحنه هاي پروازي سريال شوق پرواز در زمان تصويربرداري مقابل دوربين رفت و اين 50 درصد در مراحل آماده سازي كار و با حضور مثلثي متشكل از از «سهراب خسروي» تدوين گر، «سعيد كريمي» دستيار اول كارگردان و «حسين سحرخيز» مدير جلوه هاي ويژه به صحنه هاي فعلي تبديل شد.
نكته جالب توجه اين قسمت شيرجه هواپيماي عباس بابايي به سمت دريا پس از شليك موشك توسط يك هواپيماي عراقي بود. اين بخش از داستان كاملا با واقعيت مطابقت دارد. در يكي از عمليات ها وقتي هواپيماي عباس توسط يك هوايپماي عراقي تعقيب مي شود و موشكي به سوي هواپيماي عباس شليك مي شود. اين موشك ها حرارتي هستند و به سمت موتور هواپيما مي روند. عباس در اين صحنه دست به تمهيدي خاص مي زند و با شيرجه به سمت دريا، موشك را با خود همراه مي كند. وقتي هواپيماي عباس در نزديكي دريا خود را بالا مي كشد، موشك كه با گرماي شديد دريا مواجه شده، گول مي خورد و به تصور اينكه منبع گرما همان آب است، وارد دريا مي شود و به اين ترتيب هواپيماي عباس از دايره خطر خارج مي شود.
*** حقايقي درباره شخصيت سعيد خجسته فر
با پخش قسمت 21 سريال تلويزيوني شوق پرواز بازي شهرام حقيقت دوست در نقش «سعيد خجسته فر» به پايان رسيد. سعيد خجسته فر دوست دوران كودكي عباس بود كه به همراه او وارد ارتش شد، براي آموزش خلباني به امريكا رفت و از مقطعي به بعد در كنار عباس قرار گرفت.
ايفاي اين نقش توسط «شهرام حقيقت دوست» كه در اغلب فيلم ها و سريال ها ايفاء گر نقش هاي منفي بوده، با استقبال مخاطبان مواجه شد اما شايد بسياري از مخاطبان نمي دانند كه «سعيد خجسته فر» تنها يك اسم است كه خصوصيات دوستان و نزديكان عباس بابايي را در بَر گرفته است و به همين دليل به دنبال يافتن اطلاعاتي از او به جست و جو در اينترنت مي پردازند!
واقعيت اين است كه عباس بابايي دوستان فراواني داشته كه امكان پرداختن سريال به تمامي آنها وجود نداشته است. به همين دليل اغلب خصوصيات دوستان او در شخصيتي به نام «سعيد خجسته فر» جمع شده است. ماجراي ازدواج يك دانشجوي خلباني با دختري امريكايي قصه اي است كه در آن سال ها در ميان دانشجويان ايراني اتفاق افتاده است. جلوگيري از پرواز اين خلبان ها نيز در ابتداي انقلاب موضوعي واقعي بوده كه در سريال به آن اشاره شده است. حتي صحنه شهادت سعيد نيز پشتوانه اي واقعي دارد و اين اتفاق براي خلباني به نام «هاشم آل آقا» رخ داده است اما براي پرهيز از زياده گويي در داستان، تمامي اين اتفاق ها در يك شخصيت جمع شده است.

*** بچه هايي كه نقش فرزندان عباس بابايي را ايفاء كردند
فيلم سازي اغلب اوقات براي آدم بزرگ ها هم كاري سخت و طاقت فرسا است، چه برسد به بچه ها كه هم توان بدني كمتري نسبت به بزرگ ترها دارند و هم كم حوصله تر هستند.
به همين دليل در اغلب پروژه هاي طولاني مدت انتخاب بازيگران كودك و نوجوان كاري سخت و پيچيده است. در اين فيلم ها بايد كودكاني انتخاب شوند كه هم هوش و توان فكري بالايي داشته باشند و هم قابل كنترل باشند!
در سريال شوق پرواز در يك مرحله «نيكا مهدوي» در نقش كودكي سلما حضور يافت. «ايليا عنبراني» هم يكبار در نقش كودكي حسين بابايي ايفاي نقش كرد اما براي مقطعي كه بچه ها بزرگ شده اند نياز به بازيگراني تازه بود. نكته مهم در اين زمينه اين بود كه اين بازيگران به عنوان فرزندان يك خانواده بايد به هم شبيه باشند.
در اين مرحله پانيذ رنجبر براي نوجواني سلما انتخاب شد. «آريا صادقي» هم براي نقش نوجواني حسين بابايي انتخاب شد و براي نقش محمد هم كه كودكي اش در داستان ديده نشده بود، «پارسا رئيس قاسم» در يك مهد كودك پيدا شد. نكته جالب توجه اينكه اين بخش نيز با خانواده شهيد بابايي هماهنگ بود و فرزندان شهيد بابايي بعد از تماشاي بازيگراني كه قرار بود نقش كودكي آنها را ايفاء كنند، شباهت آنها به دوران كودكي خود را تاييد كردند.
روزهاي اول تصويربرداري، فضاي كار براي بچه ها جذاب بود اما به مرور آنها از شرايط كاري كم حوصله شدند و مرتب به دنبال راهي براي فرار مي گشتند! تمهيد گروه كارگرداني براي جلوگيري از خستگي بچه ها اين بود كه هر بار آنها بي حوصله مي شدند، از بچه ها تقاضا مي كردند براي جمع جوك بگويند يا ترانه بخوانند اما اين تمهيد هم خيلي زود اثرش را از دست داد. در طول روزها بعد بچه ها گاه چنان شيطنت مي كردند كه حوصله شهاب حسيني سر مي رفت. در ميان بچه ها فقط پانيذ شهاب حسيني را به عنوان يك بازيگر مي شناخت و دو پسربچه ديگر، نه شناختي از شهاب داشتند و نه به تذكرهاي او توجهي مي كردند. يكبار شهاب تهديد كرد كه اگر بچه ها به حرف گروه كارگرداني گوش ندهند، اجازه بازي به آنها نخواهد داد. دو پسر بچه هم از اين حرف استقبال كرده و گفتند: آخ جون! پس حالا بريم بازي كنيم!
***فضاي سنگين شهادت
در برخي فيلم ها و سريال ها ميان آنچه كه در مقابل دوربين به تصوير كشيده مي شود با پشت صحنه فيلم شباهت هايي وجود دارد.
در سريال شوق پرواز چند سكانس شهادت وجود داشت و در همه اين صحنه ها حس و حالي خاص در پشت صحنه حاكم بود. همه عوامل به نوعي غمگين بودند و اين فضاي سنگين در كليت كار هم ديده مي شود.
هنگام ضبط سكانس شهادت سعيد خجسته فر نيز كه با تولد او همراه بود، چنين فضايي در پشت صحنه حاكم بود. در روز تصويربرداري اين صحنه ها نيز گروه به دستور كارگردان با سكوت و آرامش فراواني كار مي كرد و حتي هيچ كس در سر صحنه بلند صحبت نمي كرد. يدالله صمدي تاكيد داشت اين آرامش در صحنه حاكم باشد تا و از كسي صداي اضافه بلند نشود تا تاثير اين فضاي سنگين در مقابل دوربين اثر بگذارد و ديده شود.
در آن روزها حتي بچه ها هم متوجه اين وضعيت شده بودند و با وجود سن و سال كم، خيلي چيزها را رعايت مي كردند و در فواصل فيلم برداري هم ساكت و آرام در گوشه اي بازي مي كردند.
*** نماز خواندن عباس بابايي
عباس بابايي يك مسلمان واقعي و شش دانگ بوده اما چرا در طول سريال هيچگاه صحنه نماز خواندن او نمايش داده نشده است؟
اين سوال بسياري از مخاطبان اين سريال است كه در قسمت 21 با نمايش نماز خواندن عباس در كنار خليج فارس پاسخ داده شد.
نكته مهم اين است كه براي معرفي يك قهرمان بايد اعمال و حركات او درست نمايش داده شود و بر همين اساس «بد معرفي كردن»، بزرگ ترين آسيبي است كه مي توان به يك قهرمان وارد آورد. در قسمت 21 عباس در شرايطي نماز خواند كه دوست قديمي اش را از دست داده بود اما توكل خود را به خدا از دست نداده بود. اين صحنه كوتاه اما تاثيرگذار به مراتب بيش از صحنه هاي تكراري مي تواند بر مخاطب تاثير بگذارد.

انتهاي پيام/
منبع : سايت رسمي سريال شوق پرواز
 نظر شما :
نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن
 
- صفحه اول - كلام شهدا - ويژه نامه ها - كودك و نوجوان - اشعار - داستان - تئاتر - سينما - آثار چند رسانه اي - بانك سوژه - كتابخانه - عكس و تصوير - مقالات - فيلم - صوت - آمار بازديدها - نقشه سايت
info@navideshahed.com