|
پديده شناسي عكس به مثابه انگاره انقلاب از ” لنز“ تا ”ظهور“... آنگاه كه ”والتر بنيامين “ در سال 1921 به نقل از ”گوته “ در تحليل عكسهاي ”آگوست ساندر “ نوشت، ” شكل ظريفي از كار تجربي وجود دارد كه با موضوع خود، چنان يگانه مي گردد كه در نهايت ، به يك ”نظريه“ تبديل مي شود و درست همان گونه كه يك كالبدشناسي تطبيقي به آدمي اين امكان را مي دهد تا سرشت و سرنوشت اندامها را درك كند،”عكاسي تطبيقي“ نيز زمينه اي ر ا فراهم مي آ ور د تا عكاس ا ز آن طريق به ديدي علمي برسد و در جايگاهي فراتر از ”عكاس جزئيات “ بودن، قرار گيرد.“ به دنبال كدام كيفيت معنايي در عكاسي بود؟ كيفيتي كه دامنه انديشگي وحضور آدمي را در ميدان ديد و همكنشي خلاق با ”سوژه“ ، از قالب دريافت و درك صرفا بصري خارج مي سازد و به ساختاري ارگانيك از تعامل ذهن آدمي با ابژه و مشاركت در باز آفريني پيرامون ، ارتقا مي بخشد. |