عنوان : بررسي وضعيت طرح هاي خوداشتغالي فرزندان شاهد در استان اردبيل(27/7/1390) انواع مقالات :علمي و فرهنگي موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
New Page 1
بررسی
وضعیت طرحهای خوداشتغالی فرزندان شاهد در استان اردبيل
پژوهشگر:
حمدالله نادري
ناظر علمي:
دكتر محسن علايي
سال اجرا:
1385
چكيده
يكي از موضوعات مهم در برنامهريزيهاي اجتماعياقتصادي، توجه به نيروي انساني
بهعنوان عناصر سازندهي اجتماع شبکهای است. در اين مطالعه، خوداشتغالی بهعنوان
راه حل مکمّلی در نظر گرفته شده است که میتواند موانع عمدهي بيکاری را برطرف
سازد. درواقع، وضعیت خوداشتغالی به وضعیتی اشاره دارد که در آن طرحهای خوداشتغالی
با موفقیت یا در نقطهي مقابل با عدم موفقیت روبهرو شدهاند.
در اين بررسی، خوداشتغالی در دو بعد موفقیت و عدم موفقیت مورد ارزيابی بوده است.
هدف كلي مورد نظر در اين پژوهش، سنجش وضعیت خوداشتغالی و بررسی عوامل مرتبط با
موفقیت طرحهای خوداشتغالی فرزندان شاهد استان اردبيل در سال 1385 بوده است كه با
استفاده از روش پیمایشی و با بهرهگيری از ابزار اندازهگيري پرسشنامه انجام
گرفته است. جمعيت نمونه نيز با استفاده از روش نمونهگيري مُطبّق متناسب و به
تعداد 259نفر تعيين شد.
نتايج بهدستآمده از آزمون فرضيهها، نشاندهندهي وجود رابطهي معنادار بين
متغيرهاي حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعي، ریسکپذیری، تجربهي اجتماعی، اهمیت
خانواده، سن افراد، وضع تأهل، جنس افراد و سطح تحصیلات فرزندان شاهد بهعنوان
متغيرهاي مستقل و وضعیت خوداشتغالی بهعنوان متغير وابستهي تحقيق ميباشد. نتايج
تفسيري از رگرسيون چندمتغيره، تحليل مسير، تحليل تشخيصی و آناليز ليزرل دال بر وجود
رابطهاي معنادار بين متغيرهای اصلی حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعي، ریسکپذیری،
تجربهي اجتماعی، اهمیت خانواده دارد که در اين ميان، حمایت اجتماعی داراي بيشترين
قدرت تبيين و اثرگذاري روي واريانسهاي وضعیت خوداشتغالی فرزندان شاهد استان بوده
است.
كليدواژهها:
خوداشتغالی؛ حمایت اجتماعی؛ اعتماد اجتماعي؛ ریسکپذیری؛ تجربهي
اجتماعي؛ فرزندان شاهد.
1. بيان موضوع
يكي از موضوعات مهم و
اساسي در برنامهريزيهاي اجتماعياقتصادي كشور، توجه به نيروي انساني بهعنوان
عناصر سازندهي اجتماع شبکهای است. تجارب سالهاي اخير، نقش نيروي انساني را
بهعنوان عنصري كليدي در موفقيت برنامههاي توسعه به اثبات رسانده است و اين مسأله
در كشورهاي جهان سوم - ازجمله ايران- نمود بيشتري داشته است. نظر به اينكه نيروي
كار در ايران از رشد فوقالعادهاي برخوردار بوده و روزبهروز بر حجم جمعيت فعال آن
افزوده ميگردد، بايستي به سياستهاي اشتغالزايي و ايجاد فرصتهاي شغلي براي نيروي
انساني، اولويت خاص داده شود. طرح خوداشتغالي، اگرچه تنهاراه اشتغالزايي و رفع
مشكل بيكاري نيست؛ اما ميتواند در كنار ديگر سياستهاي اشتغالزايي مورد استفاده
قرارگيرد(رجبی، 1378: 26). ازطرفی، تصميمگيری نیز برای سرمايهگذاری افراد تصميم
پيچيدهای است که مطالعات نظری و آماری اين قضيه را تأييد میکند. امکان
سرمايهگذاری در جامعه، زماني فراهم میشود که سطح پسانداز نيز در آن جامعه متناسب
با هزينههای موجود باشد(طبيبيان،1370: 104).
درحالحاضر، برای
رفع معضل بیکاری و بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی، خوداشتغالی و کار در
کارگاههای کوچک در اغلب کشورهای دنيا، بهعنوان يکی از اصول سياستگذاری اشتغال
تلقی شده و در کنار ساير تدابير مربوط به افزايش فرصتهای اشتغال، برای کاهش نرخ
بيکاری و تخفيف پيآمدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از معضل بيکاری بهکار
گرفته میشود(Boden,1999:
352).
در شرايط فعلی، با
عنايت به وضعيت بازار و هزينههای متفرقه در ساماندهیهای سرمايهگذاری، اين امکان
تاحدودی برای افرادی که در محيطهای آموزشی تحصيل کردهاند، با موانع بيشتری مواجه
است. عدم تناسب ميزان وام دريافتی توسط افراد، با طرح مورد نظر برای اجرا، فقدان
زمينههای بازاری مناسب در محيط استان برای طرحهای مدنظر فارغالتحصيلان، عدم
سنخيت سن افراد يا جنسيت افراد در رابطه با موضوع مطروحه در طرحهای خوداشتغالی،
نبود آگاهیهای لازم در این زمینه و توجیه نبودن فرزندان شاهد و... عمدهترين مسايل
را برای اين دست از افراد فراهم کرده است(مطالعهي مقدماتی محقق).
اينك، سؤال اساسي
تحقيق به اينصورت مطرح میشودکه چه عامل يا عواملي با موفقيت طرحهای خوداشتغالی
فرزندان شاهد در استان اردبيل مربوط بوده و سهم و ميزان هر کدام از اين عوامل در
اين خصوص چهقدر است؟ آيا خصوصيات فردي نظير جنسيت، وضعيت تأهل، وضعیت مسکن و... با
وضعیت طرحهای خوداشتغالی رابطه دارد؟ میزان موفقیت طرحهای خوداشتغالی چهقدر بوده
است؟ و وضعیت طرحهای خود اشتغالی، در چه سطحی قرار دارد؟
پيآمدهای اجتماعی و
روانی بيکاری در بين افرادي که نتوانستهاند در زمينههای مختلف سازمانی شاغل
شوند، اختلال در ذهنيت و تشويشدر تجربيات آنان نسبت به آينده میباشد. نااميدی و
يأس، عزت نفس پايين و نداشتن چشماندازي براي آينده، سرکوب اجتماعی، انزوا و احساس
تنهايي، عقبنشينی در مسايل مختلف، احساس پوچی و بیمعنايي، ناهنجاریهای رفتاری،
اعتياد، ارتکاب جرم، عدم پرداخت بهموقع اقساط وام، ایجاد بدهی برای این افراد و...
از پيآمدهای عمومی بيکاری در بين افراد میباشد.
2. ادبيات پژوهش
تجربيات و سوابق
کاری افراد درخصوص اشتغال و انتظارات ناشي از اين امر در جهت خوداشتغالی(Shane
& Khurana,2003)،
وضعيت مالي والدين افراد(سرمايهي مالی) در کنار سرمايهي مالي خود فرد(Dunn&Holtz-Eakin,20000)،
ريسکناپذيري افراد در مواجهه با مشکلات و مسايل مالي و غيرمالي افراد کارآفرين (Ekelund
& Others,20005)،
شبکهي حمايت اجتماعي خانواده، همالان و دولت در موضوع خوداشتغالي(Allen,2000)،
ريسکپذيري افراد و خصوصيات ريسکپذيری بههمراه سود حاصل از اين فرايند(Philipsen,1999)سرمايهي
اجتماعي، در کنار بافت فرهنگي و ويژگيهاي فردي و همچنين ميزان ماليات تعيینشده
از سوي مراجع ذيصلاح (Audretsch,2003)
و... ازجمله منابع و عوامل تعيينكنندهي وضعیت طرحهای خوداشتغالی معرفی شدهاند.
«دنی ليونگ»، در تحقيق
خود عمدتاً بر روی تفاوتهای جنسيتی در حق انتخابی متمرکز شده است که افراد جهت
خوداشتغالی بهکارمیگيرند؛ بهطوريکه در تحقیق او، شکاف بهوجودآمده در حقوقهای
استحقاقی برای هر دو جنس، از نظر سطح دستمزدها و رابطهي آن با خوداشتغالی، مانع
عمدهاي در کارآفرين شدن و ورود جنس زن به عرصههای خوداشتغالی معرفی شده است(Leung,2006:
1-21).
«هادی قوامی» نیز
با بررسي تحولات ساختاري خوداشتغالي، عوامل مؤثر بر آن و رابطهي آن با بيكاري و
تورم در ايران، به این نتیجه دست یافته است که خوداشتغالي با بيكاري و شاخص ضمني
قيمتها رابطهي مثبت و با اشتغال، دستمزد و حقوقبگيري و ارزش افزودهي بخشهاي
اقتصادي، رابطهي منفي دارد. نتيجهي اين مطالعه، نشانگر اين مطلب است که، بين
خوداشتغالی افراد و افزايش يا کاهش گروه سنی، سطح تحصيلات، تعداد اعضای خانوار،
وضعيت تأهل، خاستگاه اجتماعی و محل سکونت افراد، رابطه وجود دارد؛ همچنين، نرخ
بيکاری موجود با توجه به سطح دستمزدها و حقوق دريافتی، با سطح خوداشتغالی رابطه
دارند(قوامی، 1381).
در پژوهش دیگری که
توسط گندا يوجی و کامباياشی رايو انجام گرفت، محيط محل زندگی، سن افراد، جنسيت و
سطح درآمد با خوداشتغالی رابطه داشته است(Yoji
& Ryo,2002: 73-91).
کلانتری و همکارانش در
بررسی ميزان کارآفرينی دانشآموختگان در عرصهي نشريات و مطبوعات، ويژگيهای فردی،
دارا بودن مدارک دانشگاهی، انگيزهي فردی، ريسکپذيری، مهارت فردی، خلاقيت و نياز
به توفيق در کنار سوابق و تجربيات را در خوداشتغالی مؤثر دانستهاند(کلانتری و
دیگران،1383).
رجبی نیز با بررسي
خوداشتغالي و اثرات اجتماعياقتصادي آن، ميزان وامها، نحوهي حمايت سازمانی از
خوداشتغالی، سطح تحصيلات و تخصص افراد، سن و جنسيت آنها را در نحوهي روند
خوداشتغالی، مهم و اثرگذار معرفی کرده است(رجبی،1378).
تفاوتهای جنسیتی
در خوداشتغالی تماموقت، تحقیق دیگری بوده است که توسط سوزان کلاین انجام گرفته
است. نتایج این مطالعه، سازوكار حاکم در جامعه، خصوصیات فردی نظیر داشتن زمان لازم
برای چنین فعالیتی را در کنار سطح تحصیلات، از مهمترین عناصر در حضور کمرنگ زنان
در فرایند خوداشتغالی معرفی کرده است(Clain,2000:
499-513).
«اودرتچ» با تأکید
عمده روی سرمایهي اجتماعی و محوریت اعتماد اجتماعی، سرمايهي اجتماعی و محيط زندگی
را از نظر بافت فرهنگی، باعث ترقی زمينههای خوداشتغالی دانسته و رهيافت شبکهای را
با استفاده از بينش جامعهشناختی، جوهرهي فعاليتهای کارآفرينی تلقی میکند که طی
آن، روابط اجتماعی در سطوح گوناگون در کنار مشاغل جديد ساختار گیرد. اهميت فضای
جغرافيايي يا محل سکونت فرد اشتغالزا، در خوشهبندی فعاليتهای خوداشتغالی، به
تناسب جنسيت آنها در روند اشتغالزايي بهشکل خودتشويقی مهم میباشد. درنهايت، به
نظر اودرتچ، ميزان ماليات تعيينشده، مانع جدی بر سر راه هرگونه اشتغالزایی در
سطوح مختلف تلقی میشود(Audretsch,2003:
39-40).
«کانتیلون» عمدهترين
نکتهي مورد توجه را در اشتغالزایی، توجه به فضای ریسکپذیری افراد و قدرداني از
افراد ريسكپذير(موفق يا ناموفق)، تشويق ريسكهاي حسابشده، پذيرش ريسك بهعنوان
خصيصههاي مثبت توسط مديريت واحدی میداند که امکان ترمیم فضای خوداشتغالزایی را
در آن جامعه ایجاد میکند (Philipsen,1999:3-5).
همچنین اکلاند و همکارانش- در برخورد با خوداشتغالی- ریسکپذیری افراد را بهلحاظ
روانشناختی مهم دانسته و موفقیت بیکاران را ازطریق استغالزایی در این راستا
میبینند(Ekelund
& Others,2005: 651).
«آلن» برای وارد شدن
به مبحث خوداشتغالی و مسايل مرتبط با آن، از مفهوم شبکههای اجتماعی بهره گرفته و
آنرا نقطهي عطفی در جهت رفع موانع خوداشتغالی معرفی میکند. به نظر آلن، شبکههای
اجتماعی مستقر در جامعه، عامل کمکی در ايجاد بسترهای حمـايت اجتماعی میباشند که از
اينطريق امکان و احتمال تقليل هزينههای خوداشتغالی در برابر درآمدهای آن وجود
دارد. شبکههای حمایتی آلن، خانواده و همسالان در کنار ارگانهای دولتی و خصوصی
میباشد(Allen,2000:
496-500).
دونالد بروس و هربرت
اسکوئتز(Bruce &
Schuetze,2004: 596)،
بابارا کلوف (Clough,1973:
798-799)،
توماس دان و داگلاس هولتز اياکين
(Dunn &
Holtz-Eakin,2000: 282)،
اسکات شان و راکش خورانا
(Shane &
Khurana,2003: 519)
عامل تجربه را نقش مهمی در فرایند خوداشتغالی و بازار کار معرفی کرده و از آن
بهعنوان پتانسیل و محرک بهبودی یا نبود آن را موجب بدتر شدن وضعیت بازار کار عنوان
کردهاند. درنهایت، بینشهای جامعهشناختی از خانواده، بهعنوان منبع حمایتی برای
تسریع فرایند خوداشتغالی فرزندان یاد کرده و آنها را در این راستا مهم تلقی کرده
است.
الف- مطابق با
ديدگاه نظري ارايهشده توسط «دیوید اودرتچ»، سرمایهي اجتماعی در داخل یک محیط
شبکهای گسترده بهعنوان يک شاخص مهم معرفی شده است که مطابق با نتایج حاصلهي این
شاخص با وضعیت خوداشتغالی رابطه داشته است. لذا ديدگاه فكري ارايهشده براساس
مطالعات اودرتچ، در جامعهي آماري تحقيق حاضر مصداق دارد.
ب- «کانتیلون»
برخورداري افراد از صفت ریسکپذیری را، عامل مهمي در فرایند کارآفرینی معرفی کرده و
از آن بهعنوان عاملي اثرگذار بر روی وضعیت خوداشتغالی یاد کرده است که با نتايج
تحقيق حاضر و جامعهي آماري اين پژوهش، نزديکی و همخوانی بيشتري دارد.
پ- «باین و آیزن در کنار مطالعات آلن، ساراسون و واکس» وجود شبکههای حمایتی را در
یک جامعه، عامل مهم در جهت شکلدهی به یک فرایند نظیر خوداشتغالی معرفی نموده است
که در داخل آنها اثرگذاری خانواده نسبت به سایر نهادهای حمایتی بیشتر بهچشم
میخورد؛ بنابراين، ديدگاه فكري ارايهشده براساس مطالعات فوق در جامعهي آماري
تحقيق حاضر مطابقت دارد.
ت-
«بروس و اسکوئتز»، بههمراه «دان و ایکین و شان و خورانا» از اثرگذاری قابل
ملاحظهي تجربیات قبلی افراد قبل از انجام یک رفتار صحبت کرده و ارتباط آنرا با
فرایند خوداشتغالی مهم تلقی کرده است. اين مطالعه نيز، با نتايج مندرج در تحقيق
حاضر همآهنگی داشته و تطابق با جامعهي آماری مربوطه را نشان میدهد. با جمعبندي
موارد مختلف، ميتوان عوامل مؤثر بر وضعيت خوداشتغالي را در جدول شمارهي1 خلاصه
نمود.
جدول شمارهي 1:
تحقيقات و مطالعات نظري دربارهي خوداشتغالي
|
ديدگاهها، نظريه و پيشينهها |
نتيجهگيري |
|
اودرتچ |
زمينههای فرهنگی برای اشتغالزايي، سرمايهي اجتماعی
موجود در جامعه، محل سکونت، جنسيت |
|
هارتيگان و مارتين |
نوسانات سنی افراد در تعيين زمينههای خوداشتغالی |
|
کانتيلون |
ارزيابی سود حاصل(تجربهي قبلی و فعلی)، پذيرش ريسک در
انجام فعاليت |
|
کوراتکو و همکاران |
لحاظ خصيصههای سازمانی |
|
کانتر و آلن |
شبکه حمايتهای دولتی و سازمانی |
|
ديد جامعهشناسی و... |
فرهنگسازی خوداشتغالی ازطريق خانواده، که اعتماد
بنيادی را در افراد ايجاد میکند. |
|
پژوهش هادی قوامی |
سن، تحصيلات، وضعيت تأهل |
|
کلانتری و دیگران و اکلاند |
ریسکپذیری، تجربیات قبلی، متغیرهای زمینهای |
|
رجبی |
میزان وام، حمایت اجتماعی، متغیرهای زمینهای |
|
دنی لیونگ |
جنسیت، خوداشتغالی، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل، تجربیات
افراد |
فرضیات پژوهش
ـ بین جنسیت
فرزندان شاهد استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین سطح تحصیلات
فرزندان شاهد استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین سن فرزندان شاهد
استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین وضعیت مسکن
فرزندان شاهد استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین وضعیت تأهل
فرزندان شاهد استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین میزان وام
فرزندان شاهد استان اردبیل و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین اعتماد اجتماعی
و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین حمایت اجتماعی و
وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین تجربهي اجتماعی
و وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
ـ بین اهمیت خانواده و
وضعیت خوداشتغالی، رابطه وجود دارد.
در اين مطالعه،
وضعيت خوداشتغالی، به موقعيتي اشاره دارد که در آن طرحهای خوداشتغالی با موفقیت یا
عدم موفقیت روبهرو شدهاند. از اين رو، موفقيت طرحهای خوداشتغالی، عبارت است از
برنامهها، سياستهای اعمالشده توسط افراد با ارايهي طرحهايي در جهت اشتغالزايي
ديگران يا خود و بهتعبير درستتر کارآفرينی متناسب با حرفه و تخصص مورد نظر
میباشد و عدم موفقيت طرحهای خوداشتغالی، به نتيجهي منفی و ناخوشآيند طرحهای
اعمالشده در اجرا اطلاق میشود که افراد با پشتکار خود عمل سودمندی را با توجه به
متن طرح و وام دريافتی خود، به انجام نمیرسانند.
3. روششناسي تحقیق
روشتحقيق مورد
استفاده در اين مطالعه پيمايش بوده است و جامعهي آماري تحقيق، كليهي فرزندان شاهد
در سطح استان اردبيل طی سال85-1384 ميباشند که وام خوداشتغالی دريافت کردهاند.
طبق آمار ادارهي بنياد شهيد استان، تا آخر سال 1384و اوایل سال 1385، تعداد این
افراد 704نفر بوده است. براي تعيين جمعيت نمونه، از شيوهي نمونهگيري چندمرحلهاي
و فرمول کوکران استفاده شد كه حجم نمونه برآورد شده برابر با 259نفر ميباشد.
پرسشنامه نيز بهعنوان ابزار گردآوردي دادهها تعيين گرديد.
جهت بررسي وضعيت
اعتبار سؤالات، از اعتبار صوري و سازه و براي بررسي روايي آنها از آزمون آلفاي
كرونباخ استفاده شده است. نتايج نشان داد كه ميزان روايي ارزيابیشده برای حمایت
اجتماعی 73/0، اعتماد اجتماعی 77/0، تجربهي اجتماعی 85/0، ریسکپذیری 72/0، اهمیت
خانواده 95/0 و وضعیت خوداشتغالی 73/0 بوده است.
4. يافتههاي پژوهش
4-1. ويژگيهاي
فردي پاسخگويان
از 259 نمونهي
آماري لحاظشده در اين پژوهش، 8/71درصد افراد مرد و 2/28درصد زن بودهاند. در اين
بررسي، 2/1درصد از پاسخگويان بيسواد بودهاند، 9/6درصد تحصيلات ابتدايي
داشتهاند، 2/11درصد تا مقطع راهنمايي و 3/53درصد در حد متوسطه و ديپلم تحصيل
كردهاند و 4/5درصد داراي مدرك فوق ديپلم بوده و افراد داراي مدارك ليسانس، فوق
ليسانس و دكتري نيز بهترتيب، 5/18درصد، 5/1درصد و 9/1درصد بودهاند. همچنين،
ميانگين سني ارزيابيشده در اين پژوهش، 6/27 بودهاست كه نشان از جوانی هرم سنی
پاسخگويان دارد.
بررسي وضعيت میزان
وام دریافتی توسط فرزندان شاهد در استان اردبیل تحت عنوان وام خوداشتغالی، نشانگر
اين است كه كمترين ميزان وام دريافت شده توسط افراد نمونه، برابر با 600هزار ریال
و بیشترین يا بالاترین میزان وام دریافت شده توسط افراد نمونهي حاضر، 60ميليون
ریال بوده است؛ همچنين، ميانگين وام دریافتی ارزيابيشده در اين مطالعه، 28ميليون
و428هزار و70 ریال بودهاست.
- متوسط حمایت اجتماعی
در اين مطالعه 7/37 ارزيابي شد كه سطح آن تا حدی متوسط رو به پایین را نشان میدهد
و همين امر، ظهور و بروز رگههای عملی و نظری حمایت اجتماعی را با رعايت ساير عوامل
و دخالت آنها نشان میدهد. به تعبير ديگر، زمانی که در جامعهای حمایتی بهشکل
اجتماعی از عناصر اجتماع بهعمل نمیآید، بعدها تبعات آن در فرایندهای مختلف
اجتماعی بروز پیدا میکند که نمونهي آنرا میتوان در امر خوداشتغالی توسط فرزندان
شاهد استان اردبیل مشاهده كرد:
- متوسط ریسکپذیری
فرزندان شاهد در استان اردبیل درمجموع، با ميانگين 9/18، در سطح متوسطی قرار دارد
كه نشان از روحیهي پایین یا با لحاظ آمارهي فوق، روحیهي متوسط ریسکپذیری
فرزندان شاهد استان دارد.
- متوسط اعتماد
اجتماعي، درمجموع، با ميانگين 3/24 در سطح متوسط رو به بالا قرار دارد كه کاهش
ميزان اين ميانگين، تهديد جدی برای يک جامعه در سطح کلان و در سطح سازمانهای
ذینفع در سطح خرد بهشمار میآيد؛ ولی در این مطالعه، تا حدودی سطح اعتماد فرزندان
شاهد در سطح نسبتاً خوبی ارزیابی شده است؛ در حالت كلي، متوسط تجربهي اجتماعي با
ميانگين 7/7، در سطح نسبتاً متوسطي است كه با توجه به تجربیات و اطلاعات فرزندان
شاهد در زمینهي خوداشتغالی، ميزان متوسط اين آماره ميتواند طي گذر زمان شدت يابد
و بحراني جدی در فرایندهای اشتغالزایی بهوجود آورد که با طراحی برنامههای مفید،
این مانع نیز برطرف خواهد شد. در حالت كلي، متوسط اهمیت خانواده در ارزیابی فرزندان
شاهد (با ميانگين 4/6)، در سطح نسبتاً متوسط مي باشد.
4-2. وضعیت
خوداشتغالی در بين فرزندان شاهد
برای سنجش و
اندازهگيري اين متغير از معرف اندازهگيري كه دربرگيرندهي 4گويه میباشد، استفاده
شده است. تمام اين گويهها، در سطح اندازهگيري رتبهاي بهشكل يك طيف هفتگزينهاي
مورد سنجش قرار گرفتهاند.
نتايج توصيفي وضعیت
خوداشتغالی و آمارههاي استخراجشده در رابطه با اين متغير بهشرح ذيل ارايه
ميگردد:
الف- آمارههاي
توصيفي بهدستآمده براي متغير وابستهي تحقيق، ميانگين محاسبهشده را براي موفقیت
طرح خوداشتغالی با میانگین 9/6 نشان ميدهد كه با توجه به وضعيت آمارههاي مرتبط با
این معرف، جهتگیری فرزندان شاهد نسبت به موفقیت طرحهای خوداشتغالی تا حدودی
بهسمت مخالفت با این شاخص کشانیده شده است که همین امر انطباق کاملی با مسألهي
ايجادشده برای بنیاد شهید استان بوده است.
ب- ميزان عدم
موفقیت طرحهای خوداشتغالی ارزیابیشده، با توجه به ميانگين حاصله(3/6) در سطح
نسبتاً متوسط روبهپاييني ارزيابي شده است كه حكايت از غيربحراني بودن اين موضوع
دارد. به تعبیری، از نظر فرزندان شاهد طرحهای خوداشتغالی تا حدي با موفقیت مواجه
شده است که البته این موضعگیری بهدلیل واهمه یا نوعی ترس از راستگویی پاسخگویان
میتواند اینچنین ظاهر شده باشد.
پ- ميانگين وضعیت
خوداشتغالی (با میانگین 25/13درصد) در سطح «متوسط رو به پایین» است كه ميزان اين
آماره را تا حدی به شكل نابهنجار ظاهر كردهاست.
ت- توزيع ميانگين
وضعیت خوداشتغالی در بين شهرستانهای استان اردبیل به این صورت ارزیابی شده است که،
شهرستان گرمی با ميانگين 60/15 در رتبهي اول و شهرستان پارس آباد با ميانگين 75/11
در رتبهي پنجم قرار دارد.
جـ موفقیت طرحهای
خوداشتغالی: اين معرف بهعنوان، يكي از شاخصهاي فرعي متغير وضعیت خوداشتغالی با
بهرهگيری از 2 گويه، مورد ارزيابي و سنجش قرار گرفتهاست كه نمرهي 12 نمايانگر
موفقیت طرحهای خوداشتغالی در سطح بالا و نمرهي 2 بيانگر موفقیت طرحهای
خوداشتغالی در سطح پايين میباشد. اين معرف نيز، طبق روالهای قبلی، بعد از عمل
جمع زدن گويهها با يكديگر و شكلگيری معرف تصنعي بهشکل فاصلهای به نام موفقیت
طرحهای خوداشتغالی در يك پيوستار ششبخشی نتيجهای به اين شکل حادث شده است که طبق
ميانگين بهدستآمده برای اين شاخص در بين فرزندان شاهد واقع در حجم نمونه در استان
اردبيل برابر با 9/6 ميباشد كه در يك طيف شش قسمتي مشخص است:
كاملاً موافقم
موافقم تا حدودی موافقم تا حدودی مخالفم مخالفم كاملاً مخالفم
 12--------10--------8-------7--------6--------4--------2
طيف ششبخشي فوق،
مبين اين است كه ميزان موفقیت فرزندان شاهد در اشتغالزایی، با عنايت به ميانگين
بهدستآمده، در سطح متوسط روبهپایین قرار دارد. آمارههاي مرتبط با متغير
فاصلهاي تصنعي ايجادشده، براي موفقیت طرحهای خوداشتغالی، در جدول شمارهي1
آمدهاست:
جدول شمارهي1:
شاخصهاي آماري مربوط به موفقیت طرحهای خوداشتغالی
|
حداكثر |
حداقل |
ميانگين |
تعداد |
آماره |
|
12 |
2 |
9/6 |
254 |
موفقیت
طرحهای خوداشتغالی |
از تحليل توصيفي هر
يك از گويههاي مربوط به موفقیت طرحهای خوداشتغالی، نتايج ذيل بهدست آمده است:
الف- حدود 2/55درصد
از پاسخگويان، نسبت به گويهي اول در رابطه با اینکه هر نوع طرح یا پروژهای که
با استفاده از وام خوداشتغالی ارایهشده توسط بنیاد شهید مورد بهرهبرداری قرار
میگیرد با موفقیت روبهرو خواهد بود، واکنش منفی نشان دادهاند.
ب- تقريباً
8/61درصد از فرزندان شاهد استان اردبيل، در پاسخ به سؤال دوم، گزينهي مخالف را
انتخاب كردهاند؛ اين امر، نشان ميدهد كه اين افراد خودشان را در رابطه با طرح
خوداشتغالی، فرد موفقی نمیدانند.
جدول شمارهي 2:
توزيع فراواني گويههاي موفقیت طرحهای خوداشتغالی در بين فرزندان شاهد استان
اردبیل
|
جمع |
اظهار
نشده |
كاملاً مخالفم |
مخالفم |
تاحدودی مخالفم |
تاحدودی موافقم |
موافقم |
كاملاً موافقم |
گويهها |
|
259
100% |
4
1.5% |
7
2.7% |
48
18.5% |
88
34% |
44
17% |
39
15.1% |
29
11.2% |
هر
نوع طرح یا پروژهای که با استفاده از وام خوداشتغالی ارایه شده توسط
بنیاد شهید مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، با موفقیت روبهرو خواهد
بود |
|
259
100% |
1
0.4% |
15
5.8% |
59
22.8% |
86
33.2% |
19
7.3% |
43
16.6% |
36
13.9% |
در
اجرا و اتمام طرح خوداشتغالی، فرد موفقی بودم |
4-3. عدم موفقیت
طرحهای خوداشتغالی
اين معرف نيز، از
ترکيب 2 گويهي اندازهگيریشده در سطح رتبهای بهدستآمده است که نمرهي 12 در
اين معرف نشاندهندهي فقدان موفقیت در سطح بالاتر و نمرهي2، بيانگر فقدان موفقیت
در سطح پايينتر میباشد. ميانگين 3/6 برای اين معرف، حاكي از سطح پايينی از نبود
موفقیت در بین فرزندان شاهد استان بوده است.
كاملاً موافقم
موافقم تا حدودی موافقم تا حدودی مخالفم مخالفم كاملاً مخالفم
 12-------10-------8-------7-------6-------4-------2
طيف ششبخشي فوق،
مبين اين است كه ميزان موافقت با نبود موفقیت فرزندان شاهد در اشتغالزایی، با
عنايت به ميانگين بهدستآمده در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد. آمارههاي مرتبط
با متغير فاصلهاي تصنعي ايجادشده براي فقدان موفقیت طرحهای خوداشتغالی در جدول
شمارهي 3 آمدهاست.
جدول شمارهي 3:
شاخصهاي آماري مربوط به عدم موفقیت طرحهای خوداشتغالی
|
حداكثر |
حداقل |
ميانگين |
تعداد پاسخگويان |
آمارهها |
|
12 |
2 |
3/6 |
252 |
عدم
موفقیت طرحهای خوداشتغالی |
از تحليل توصيفي هر
يك از گويههاي مرتبط با عدم موفقیت طرحهای خوداشتغالی، نتايج ذيل بهدست آمده
است:
الف- حدود 4/61درصد
از پاسخگويان، نسبت به گويهي اول در رابطه با اینکه هر نوع طرح یا پروژهای که
با استفاده از وام خوداشتغالی ارایه شده توسط بنیاد شهید مورد بهرهبرداری قرار
میگیرد، با موفقیت روبهرو نشده است، واکنش مثبتی نشان دادهاند.
ب- تقريباً
1/54درصد از فرزندان شاهد استان اردبيل، در پاسخ به سؤال دوم، گزينهي مخالف را
انتخاب كردهاند. اين امر، نشان ميدهد كه اين افراد، خودشان را تا حدودی در رابطه
با طرح خوداشتغالی فرد موفقی میدانند.
جدول شمارهي 4:
توزيع فراواني گويههاي عدم موفقیت طرحهای خوداشتغالی
در بين فرزندان
شاهد استان اردبیل
|
كل |
اظهار
نشده |
كاملاً مخالفم |
مخالفم |
تاحدودی مخالفم |
تاحدودی موافقم |
موافقم |
كاملاً موافقم |
گويهها |
|
259
100% |
4
1.5% |
13
5% |
33
12.7% |
50
19.3% |
68
26.3% |
40
15.4% |
51
19.7% |
هر
نوع طرح یا پروژهای که با استفاده از وام خوداشتغالی ارایهشده توسط
بنیاد شهید مورد بهرهبرداری قرار میگیرد با موفقیتی روبهرو نشده است |
|
259
100% |
3
1.2% |
18
6.9% |
55
21.2% |
43
16.6% |
46
17.8% |
52
20.1% |
42
16.2% |
در
اجرا و اتمام طرح خوداشتغالی، فرد موفقی نبودم |
اين شاخص، از ترکيب 2
معرف و بهعبارتی 4 گويه در سطح اندازهگيری رتبهای بهشکل فاصلهای مورد ارزيابی
قرار گرفت که نمرهي 4، نشاندهندهي ميزان نابهنجار وضعیت خوداشتغالی و نمرهي 24
بيانگر میزان بهنجار وضعیت خوداشتغالی است. مطابق با ميانگين بهدستآمده(25/13)
مشخص است که وضعيت اشتغالزایی در بین فرزندان شاهد استان اردبيل با موانع و
اشکالات زيادی مواجه است که جدول شمارهي5، اين موضوع را نشان میدهد.
جدول شمارهي 5:
شاخصهاي آماري مربوط به وضعیت خوداشتغالی فرزندان شاهد استان اردبیل
|
ميانگين: 25/13 |
دامنهي تغييرات: 19 |
|
تعداد
پاسخگويان: 248 |
حداقل:
4 |
|
اظهارنشده: 11 |
حداكثر: 23 |
4---------------------14------------------------------24
جدول شمارهي 6:
توزيع سطوح پيوستاري براي وضعیت خوداشتغالی
|
سطح
بهدستآمده |
معرفهای وضعیت خوداشتغالی |
|
متوسط
روبهپایین |
وضعیت
نابهنجار خوداشتغالی |
4-4. وضعيت
اشتغالزايي برحسب نوع شهر
توزيع ميانگين
وضعیت اشتغالزایی در بين فرزندان شاهد برحسب شهر محل دریافت وام آنها به اين صورت
است كه ميزان خوداشتغالی بهعملآمده در بين فرزندان شاهد شهر گرمی(ميانگين=60/15)
بيشتر از ساير شهرها ميباشد. رتبهبندي انجامشده براساس ميانگين خوداشتغالی، در
جدول شمارهي7 درج شده است:
جدول شمارهي 7:
توزيع ميانگين اشتغالزایی، براساس شهر محل دریافت وام اشتغالزایی
|
ميانگين خوداشتغالی |
رتبه |
نام شهرستان |
|
60/15 |
1 |
گرمی |
|
00/14 |
2 |
مشكینشهر |
|
16/13 |
3 |
اردبیل |
|
19/12 |
4 |
خلخال |
|
75/11 |
5 |
پارسآباد |
4-6. آزمون
فرضيات
نتايج بررسي روابط
آماري مختلف بهشرح ذيل است:
الف- وضعیت
خوداشتغالی در بین فرزندان شاهد استان اردبيل، با توجه به جنس آنها، تفاوتي
معنادار دارد. با مراجعه به نتایج ارزیابیشده، میتوان نتیجه گرفت که اختلاف
میانگینی در بین دو جنس مورد مطالعه وجود دارد. شدت تفاوت مربوط به زنان میباشد.
ب- فرضیهي دیگر
تحقيق، به بررسي تفاوت وضعیت خوداشتغالی برحسب سطح تحصیلات فرزندان شاهد پرداخته
بود كه نتيجهي تحليل واريانس یکطرفه، مبين معناداربودن ميزان وضعیت خوداشتغالی
بهتفكيك سطح تحصیلات فرزندان شاهد ميباشد.
پ- با استفاده از
آزمون همبستگي پيرسون، رابطهي بين سن پاسخگويان و وضعیت خوداشتغالی، مورد آزمون
قرار گرفت كه نتايج اين آزمون حكايت از وجود رابطهي معنادار بين دو متغير مربوطه
دارد. بهعبارتي، نوسان در ميزان سن فرزندان شاهد دریافتکنندهي وام خوداشتغالی،
تغييري در ميزان صفت وضعیت خوداشتغالی ايجاد میکند؛ لذا اين فرضیهي تحقیق تأييد
میشود.
ت- فرضیهي دیگر
تحقيق، تفاوت وضعیت خوداشتغالی را برحسب وضعیت مسکن فرزندان شاهد مورد بررسي قرار
داد و نتيجهي تحليل واريانس یکطرفه، نشان داد كه وضعیت خوداشتغالی بهتفكيك وضعیت
مسکن فرزندان شاهد، معنادار نيست.
ث- وضعیت خوداشتغالی
برحسب وضعيت تأهل فرزندان شاهد، با استفاده از آزمون تفاوت ميانگينها، تفاوت
معناداري را با يكديگر نشان داد كه اين فرضیه از تحقيق نيز طي پژوهش انجامگرفته،
رد شد.
ج- با استفاده از
آزمون همبستگي پيرسون، رابطهي بين وام خوداشتغالی و وضعیت خوداشتغالی مورد آزمون
قرار گرفت. برابر نتايج اين آزمون، رابطهي معناداري بين دو متغير مربوطه مشاهده
نشد. بهعبارتي، نوسان در ميزان سن فرزندان شاهد دریافتکنندهي وام خوداشتغالی،
تغييري در ميزان صفت وضعیت خوداشتغالی ايجاد نمیکند.
چ- یکی از فرضيههای
اصلی در اين پژوهش، رابطهي بين حمایت اجتماعی و وضعیت خوداشتغالی میباشد كه با
استفاده از همبستگي پيرسون، شدت رابطهي بين اين دو متغير 47/0 با سطح معناداري
كمتر از آلفاي 05/0 ارزيابي شد. با توجه به آگزيوم طراحيشده براي اين رابطه، چنين
ميتوان استنباط نمود كه در مطالعهي حاضر، حمایت اجتماعی، عامل مستقيمي در تعيين
شدت و حدّت وضعیت طرحهای خوداشتغالی(بهشکل مثبت) بهحساب ميآيد.
ح- فرضيهي ديگري كه
در اين مطالعه مورد آزمون قرار گرفت، رابطهي بين ریسکپذیری فرزندان شاهد و وضعیت
طرحهای خوداشتغالی بود که آزمون همبستگي پيرسون، شدت رابطه بين اين دو متغير را
با سطح معناداري کمتر از آلفاي 05/0 نشان ميدهد كه اين امر حكايت از تأيید موقتی
رابطهي بين اين دو متغير دارد.
خ- سومين فرضيهي اصلی
كه در اين مطالعه مورد قبول واقع شد، به وجود رابطه بين اعتماد اجتماعي و وضعیت
طرحهای خوداشتغالی اشاره داشت. آزمون همبستگي پيرسون، شدت رابطهي بين اين دو
متغير را با سطح معناداري كمتر از آلفاي 05/0، ضريب 43/0 نشان ميدهد. اين يافته،
وجود رابطهي مثبت و مستقيم با وضعیت طرحهای خوداشتغالی را تأييد ميكند.
د- یکی دیگر از
فرضيههای اصلی که در اين پژوهش مورد قبول واقع شد، به وجود رابطهي بين تجربهي
اجتماعي و وضعیت طرحهای خوداشتغالی اشاره داشت. آزمون همبستگي پيرسون، شدت رابطه
بين اين دو متغير را با سطح معناداري كمتر از آلفاي 05/0 و ضريب 39/0 نشان ميدهد
كه نشاندهندهي رابطهاي مثبت و مستقيم با وضعیت طرحهای خوداشتغالی است.
ذ- آخرين فرضيهي
تحقيق، به بررسي رابطهي بين اهمیت خانواده و وضعیت طرحهای خوداشتغالی ميپردازد
كه باتوجه به سطح معناداري کمتر از آلفاي 05/0، اين رابطه بهشکل موقتی تأیید
ميشود. هرقدر فضای حمایتی، آگاهی و بسترهای دقت نظر خانوادهها نسبت به فرزندان و
عملکرد آنها در رابطه با مسایل اشتغال مناسبتر باشد، بههمان مقدار، افراد با
اتکا به فضای امن و آرام و مطمئن خانواده، امور اشتغال را در قالبهای مختلفي نظیر
خوداشتغالی بهنحو احسن میتوانند به نتیجه برسانند.
جدول شمارهي 8:
نتايج آزمون فرضيات مختلف تحقيق
|
فرضيههای تحقیق |
تأیید |
رد |
|
|
* |
|
|
|
* |
|
|
|
* |
|
|
|
|
* |
|
|
* |
|
|
|
|
* |
|
|
* |
|
|
|
* |
|
|
|
* |
|
|
|
* |
|
|
|
* |
|
4-5.
تحليل رگرسيون چند متغيره
در اين تحقيق، براي
تحليل رگرسيوني چندمتغيره از روش گامبهگام استفاده شده است. نتايج بهدستآمده،
نشان ميدهد كه ضريب نهايي رگرسيون چندگانه، 59/0است(59/0=M.R)
و مجذور آن؛ يعني ضريب تبيين، برابر 35/0 ميباشد. با توجه به آمارههاي
بهدستآمده ميتوان چنين عنوان كرد كه 35درصد از واريانسهای متغير تابع توسط
متغيرهای(حمایت اجتماعی، تجربهي اجتماعی، اعتماد اجتماعي و ریسکپذیری) تبيين
ميشوند. مدل نهايي تحليل رگرسيوني چندمتغيره در تحقيق حاضر به اينصورت ميباشد:
وضعیت خوداشتغالی
=(حمایت اجتماعی)31/0 +(تجربهي اجتماعي)29/0 +(اعتماد
اجتماعی) 18/0 +(ریسکپذیری) 13/0+ei
جدول شمارهي 9:
آمارههاي تحليل رگرسيون چندمتغيرهي وضعیت خوداشتغالی
|
ضريب
همبستگي چندگانه(Multiple
R) |
59/0 |
|
ضريب
تبيين(R
square) |
35/0 |
|
ضريب
تبيين تصحيحشده(Adjusted
R.Square) |
34/0 |
|
اشتباه
معيار(Standard
Error) |
4/3 |
|
آزمون
دوربين- واتسون |
96/1 |
جدول شمارهي10:
نتايج آناليز واريانس رگرسيون چندمتغيرهي وضعیت خوداشتغالی
|
سطح
معناداري |
كميت
F |
ميانگينمجذورات |
مجموع
مجذورات |
درجهي
آزادي |
منبع
تغييرات |
|
000/0 |
43/28 |
06/340 |
24/1360 |
4 |
اثر
رگرسيوني |
|
96/11 |
59/2499 |
209 |
باقيمانده |
جدول شمارهي
11: آمارههاي مربوط به متغيرهاي مستقل مدل رگرسيوني
|
متغيرهايي كه در مدل باقي ماندهاند |
|
نام
متغير |
B |
Beta |
T |
Sig T |
|
حمایت
اجتماعی |
15/0 |
31/0 |
8/4 |
000/0 |
|
تجربهي اجتماعی |
53/0 |
29/0 |
1/5 |
000/0 |
|
اعتماد
اجتماعی |
13/0 |
18/0 |
7/2 |
000/0 |
|
ریسکپذیری |
13/0 |
14/0 |
5/2 |
01/0 |
|
عرض از
مبدأ |
9/2 |
ـ |
81/1 |
07/0 |
|
متغيرهايي كه از مدل نهايي خارج شدهاند |
|
نام
متغير |
Beta in |
Partial |
T |
Sig T |
|
اهمیت
خانواده |
08/0 |
08/0 |
16/1 |
25/0 |
مطابق با آنالیزهای
رگرسیونی، 31درصد از تغييرات وضعیت خوداشتغالی، مستقيماً و بهشكل مثبت، تحت تأثير
حمایت اجتماعی و 29درصد به متغير تجربهي اجتماعي، 18/0 به اعتماد اجتماعی و 13/0
به ریسکپذیری تعلق دارد كه بهشكل مثبت و مستقيم تغييرات وضعیت خوداشتغالی را مورد
تبيين قرار ميدهد. همچنین بيشترين تأثير در اين معادله، به متغير حمایت اجتماعی
تعلق دارد كه شدت همبستگي پيرسون، رابطهي بين اين دو متغير را مورد تأييد قرار
ميدهد. نتايج تحليل مسير نیز حکايت از رابطهاي چندهمخطی بين متغيرهای مستقل را
دارد که مطابق با آن، اثرات مستقيم حاصله برای متغيرهای مستقل قابليت اطمينان را
دارا هستند. با توجه به ضرايب مسير استخراجشده از رگرسيون چندمتغيره(تأثير مستقيم)
و همچنين ضرايب بهدستآمده، متغير حمایت اجتماعی بيشترين اثرگذاري مستقيم را بر
روي وضعیت خوداشتغالی دارد كه در مرحلهي بعد، متغير تجربهي اجتماعي قرار دارد.
بيشترين اثرگذاري بهشكل غيرمستقيم نيز، توسط متغير اعتماد اجتماعي(15/0) صورت
گرفته كه ازطريق حمایت اجتماعي اين تأثير قابل ملاحظه است. نتايج تحليل تشخيصی که
درجهت ترکيب و تلفيق متغيرهای مستقل و تشکيل متغير جديد برای شکلدهی به تابع
تشخيصی میباشد، نشان از اهميت و رتبهبندی متغيرهای تحقيق دارد که بهترتيب
عبارتند از: اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی، تجربهي اجتماعی، اهمیت خانواده و
ریسکپذیری.
جدول
شمارهي1:.رتبهبندي متغيرها، براساس نتايج تجزيه و تحليل رگرسيوني
|
متغيرها |
ميزان تبيين واريانس متغير وابسته |
رتبه |
|
حمایت اجتماعی |
31/0 |
اول |
|
تجربهي
اجتماعی |
29/0 |
دوم |
|
اعتماد
اجتماعی |
18/0 |
سوم |
|
ریسکپذیری |
14/0 |
چهارم |
5. نتيجهگيري
پژوهش انجام گرفته
توسط «دنی لیونگ»، اهميت متغيرهاي زمينهاي را در كنار تجربیات افراد مورد توجه
قرار داده بود كه در اين مطالعه، بهغير از متغير زمينهاي وضعیت مسکن افراد،
داشتن تجربیات لازم بههمراه ساير متغيرهای زمينهای نظير سن و وضعيت تأهل، اهميت
قابل توجهي را نشان داده است. بهعبارتي، بين متغيرهاي تجربهي اجتماعی و متغيرهای
زمينهای فوق از يکسو و وضعیت خوداشتغالی از سوي ديگر، قدرت تبيينكنندگي بالايي
مشاهده شدهاست كه حكايت از سازگاري اين پيشينهي تجربي با تحقيق حاضر و جامعهي
آماري مربوطه دارد.
در پژوهش «هادی
قوامی»، نوسانات سنی افراد بههمراه ساير متغيرهای زمينهای، بهعنوان عناصر
اثرگذار بر روي فرایند خوداشتغالی معرفي شده بود كه نتايج حاصل از اين تحقيق،
انطباق و سازگاري اين پيشينهي تجربي را با نتايج تحقيق مشخص ميكند؛ بنابراين،
تحقيق حاضر نيز در اين جامعهي آماري كاربرد دارد.
«یوجی و رایو» در
پژوهش خود به اثرگذاري متغیرهای زمینهای بر روي وضعیت خوداشتغالی اشاره كرده
بودند كه مطابق با نتايج حاصل از اين تحقيق، برخی از متغیرهای زمینهای تأثير
چشمگيري در تبيين تغييرات وضعیت خوداشتغالی دارند؛ با عنايت به اين سازگاري،
ميتوان چنين استنباط نمود كه اين تحقيق نيز با جامعهي آماري پژوهش حاضر انطباق
داشته و قابليت كاربرد دارد. «کلانتری و دیگران» با اشاره به ارتباط تنگاتنگ
ریسکپذیری، تجربیات و سوابق قبلی افراد با کارآفرینی، کارآفرینی و ظهور آن را با
تشديد ميزان تجربهي افراد از نظر اطلاعات و سوابق کاری در کنار میزان قبول ريسك از
سوي آنان عنوان کرده است كه تحقيق حاضر نيز بر اين موضوع دلالت دارد و انطباق و
کاربرد آن را نمايش میدهد. «رجبی» با بررسی روابط همبستهي حمایت اجتماعی، میزان
وامهای دریافتی و متغیرهای زمینهای با فرایند خوداشتغالی نشان داده بود که
همبستگی بالايي بين آنها وجود دارد؛ لذا، اين تحقيق نيز با جامعهي آماري پژوهش
حاضر انطباق داشته و قابليت كاربرد دارد. پژوهش انجامگرفته توسط «کلاین»، با اشاره
به رابطهي تنگاتنگ تفاوت حضور جنسیتهای زن و مرد درزمینهي خوداشتغالی، به
رابطهي بین جنسیت افراد و وضعیت خوداشتغالی اشاره کرده بود كه تحقيق حاضر نيز با
دلالت بر اين موضوع، انطباق و کاربرد آن را نشان میدهد.
منابع و مآخذ
1. رجبی، حامد(1378)؛
بررسي خوداشتغالي و اثرات اجتماعياقتصادي آن، مرکز جمعيتشناسی دانشگاه
شيراز.
2. سجادی، رحیم(1382)؛
خوداشتغالی: مرحلهي نو در رفع معضل بیکاری، مجلهي کار و جامعه، ش 42،
تهران.
3. طبيبيان،
محمد(1370)؛ اقتصاد کلان: اصول نظری و کاربردآن، چ6، تهران: انتشارات سازمان
برنامه و بودجه.
4. قوامی، هادی(1381)؛
بررسی تحولات ساختاری خوداشتغالی- عوامل مؤثر برآن و رابطهي آن با بيکاری و
تورم در ايران، پاياننامهي دکترای اقتصاد، تهران: دانشکدهي علوم انسانی
دانشگاه تربيت مدرس.
5. کلانتری، صمد و
ديگران(1383)؛ بررسی ميزان کارآفرينی دانشآموختگان در عرصهي نشريات و مطبوعات،
نامهي علوم اجتماعی، شمارهي پياپی 23، ش 3، تهران: دانشکدهي علوم اجتماعی
دانشگاه تهران.
6. صدر، سیدکاظم(1382)؛
سیاستهای حمایت
اجتماعی اشتغال،
ماهنامهي فرهنگ، ش 12، تهران.
7. نصرتيه،
غلامرضا(1384)؛ خوداشتغالی و کار در کارگاههای کوچک، هفتهنامهي هماهنگ، ش
44.
8. همتی، رضا(1384)؛
خوداشتغالی و راهکارهای بهبود آن، فصلنامهي تأمین اجتماعی، ش 14، ج2.
1.
Allen, W.D(2000); Social Networks and Self-Employment, Journal of
Socio-Economics, Vol.29, pp:487-501.
2.
Audretsch, D.B(2003); Entrepreneurship: A survey of literature, Enterprise
directorate-general European commission.
3.
Boden, Jr.R(1999); Gender, Inequality in wage earning and female self-employment
selection, Journal of Socio-Economic, Vol.28 , pp:351-364.
4. Bruce, D and Schuetze, H.(2004); The labour
market consequences of experience in self – employment, Labour Economics,
Vol.11, pp: 575-598.
5. Clain, H.S.(2000); Gender differences in
full-time self-employment, Journal of Economics and Business, Vol.52,
pp:499-513.
6. Clough, B.A.(2004); Towards a definition of
experience, The accounting Review, Vol. 48, No.4, pp: 798–799.
7. Dunn,T. and Holtz-Eakin, D.(2000); Financial
capital, Human capital, and the transition to self-employment: Evidence from
intergenerational links, Journal of Labor Economics, Vol.18, No.2, pp:282-305.
8. Ekelund,J. and Others(2005); Self-employment and
Risk aversion – evidence from Psychological test data, labour economics, Vol.12,
pp:649-659.
9. Fairlie, R.W.(2005); Self-Employment,
Entrepreneurship, Monthly Labor Review.
10. Hartigan, P. and Billimoria, J.(2005); Social
Entrepreneurship an overview ,Alliance Volume 10, Number 1.
11. Kolveried, L. and Isaksen, E.(2005); New
business start-up and subsequent entry into self-employment, Journal of Business
Venturing, pp:1-20.
12. Leung, D.(2006); The Male/Female earnings gap
and Female Self-Employment, The Journal of Socio-Economics, pp:1-21.
13. Liukkonen, V. and Others(2004); Social capital
in working life and the health of employees, Social Science & Medicine, Vol. 59,
pp: 2447–2458.
14. Lohmann, H.(2001); Self-employed or employee,
full-time or part-time, Working papers.
15. Manser, M.E. and Picot, G.(1999); The role of
Self-Employment in U.S. and Canadian job growth, Monthly Labor Review.
16. Plipsen, K.(1999); Entrepreneurship as
organizing, Southern Denmark Business School.
17. Rabinson, S.L.(1996); Trust and breach of the
psychological contract, Administrative Science Quarterly, Vol. 41, pp: 574-599.
18. Shane, S. and Khurana, R.(2003); Bringing
individuals back in: the effects of career experience on new firm founding,
Industrial and Corporate Change, Vol. 12, No. 3, pp: 519-543.
19. Yuji, G. and Ryo, K.(2002); Declining
Self-Employment in Japan, Journal of the Japanese and International Economies,
Vol. 16, Issue 1, pp: 73-91.
|