عنوان : بررسي تأثير مشاوره ي قبل از ازدواج در رضايت مندي زناشويي فرزندان شاهد(24/7/1390) انواع مقالات :علمي و فرهنگي موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
New Page 1
بررسي تأثیر مشاورهي قبل از ازدواج در رضايتمندي زناشويي فرزندان شاهد
پژوهشگر: دکتر محمد نریمانی
همكار: سوران رجبی
ناظر علمي: دكتر محسن علايي
سال اجرا: 1386
چکیده
هدف اصلي مطالعهي حاضر، بررسي تأثیر مشاورهي قبل از ازدواج در رضايتمندي زناشويي فرزندان شاهد ميباشد. جامعهي آماري اين تحقيق، كليهي فرزنداني هستند كه از زمان اجراي طرح مشاورهي قبل از ازدواج(1375)، تا پايان سال 1383 ازدواج كردهاند(اعم از كسانيكه به مركز مشاورهي بنياد شهيد مراجعه نموده يا مراجعهاي نداشتهاند). روش تحقيق حاضر، علّيمقايسهاي بوده و براي جمعآوري دادهها از آزمونهاي استانداردي چون پرسشنامهي 47 سؤالي اينريچ و آزمون همدلي و پرسشنامهي محققساخته استفاده شده است. اطلاعات بهدستآمده، نشان داد که از مجموع 148نفر آزمودنی، 1/79درصد از زوجین در فرایند ازدواجشان موفق بودهاند و درمقابل، 1/4درصد ازدواج ناموفق داشتهاند و به طلاق منجر شده است و1/4درصد نيز در وضعيتي بین این دو حالت قرار داشتهاند. همچنين نتایج حاصل نشان داد که بين زوجيني كه قبل از ازدواج به مراكز مشاوره مراجعه كردهاند و كسانيكه مراجعه نكردهاند، از نظر ميزان رضايتمندي زناشويي تفاوت وجود دارد. بین زوجین دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور(راجع به همترازي همهجانبهي زوجین) با زوجین دریافتکنندهي نظر منفی مشاور از نظر رضايتمندی زناشويی تفاوت وجود دارد و بالأخره اینکه بین میزان همدلی با رضایت زناشویی زوجین، رابطهي مثبت و معناداری بهدست آمد.
كليدواژهها: ازدواج؛ مشاورهي قبل از ازدواج؛ همدلی؛ رضایتمندي زناشویی؛ مراكز خدمات مشاوره؛ فرزندان شاهد؛ خانواده.
1. بيان موضوع
ازدواج از نظر اسلام پيمان مقدسي است كه برقراري آن، براساس مقررات، آداب و رسوم، تشريفات و سنن و قوانين خاصي صورت ميگيرد. بنابراين، براي اقدام به اين امر، ياريخواستن از افراد واجد شرايط ميتواند در تصميمگيري مناسب، كارساز باشد.
در كيفيت و ساختار خانواده، سازندگان اصلي بناي خانواده؛ يعني، زن و شوهر، مهمترين عامل كليدي محسوب ميشوند. ازدواج، هستهي اوليهي ايجاد خانواده و آن نيز بهنوبهي خود، واحدي در سنگ بناي جامعهي انساني است.
مطابق گزارشهاي جامعهشناسان و روانشناسان، در سالهاي اخير، در بيشتر كشورهاي جهان، ساختار خانواده دچار تغيير شده و ميزان طلاق افزايش يافته است؛ مثلاً گزارش يكي از محققان به نام گليان مايلز، حاكي از آن است كه در انگلستان، از هر چهار خانواده، يكي بهصورت تكسرپرستي اداره ميشود و بسياري از بچهها در خانوادههايي زندگي ميكنند كه براي دومين يا چندمين بار ازدواج صورت گرفته است. ثبات خانوادگي كاهش يافته و نگرانيهاي مربوط به خشونت خانوادگي و بدرفتاري با كودكان افزايش يافته است(وارما، 1990: 139). در امريكا نيز، بيشتر قتلها ريشهي خانوادگي دارد و ميزان زدوخوردهاي خانوادگي و طلاق، بهشدت افزايش يافته است. فحاشي، ضرب و شتم و بهعبارت دقيقتر خشونت خانوادگي، بهعنوان يكي از عمدهترين نگرانيهاي اجتماعي درآمده است(ويگنيز، 1994: 372). آنچه در اين ميان بايد توجه داشت، اين است كه در تمام جوامع(يا حداقل در بيشتر آنها)، خانواده، يكي از عوامل مهم رشد است. تأثير خانواده در فرد، بدون مقدمه آغاز و با قدرت و فراگيري خاصي آشكار ميشود و امكان دارد در سرتاسر زندگي شخص باقي بماند.
از اين رو، در امر ازدواج، داشتن آگاهي و اطلاعات كافي ضروري ميباشد؛ چرا كه قطعاً با خانوادههايي روبهرو ميشويم كه پس از ازدواج با مشكلات بيشتري مواجه شدهاند. گاه كانون خانواده بهقدري ناراحتكننده و متشنج ميشود كه جز انتخاب طلاق و جدايي راه ديگري باقي نميماند كه اين امر نيز، عواقب نابهنجاري بهدنبال دارد. زن و شوهري كه از نظر فرهنگي فاصله دارند، زن و شوهري كه از نظر درجهي تحصيلات اختلاف دارند، زن و شوهري كه بهلحاظ سلسلهمراتب اجتماعي در طبقات متفاوتي قرار دارند، زن و شوهري كه توافق اخلاقي ندارند و... نميتوانند در زندگي، همآهنگي ايجاد كنند و ميزان رضايتمندي زناشويي آنها در حد كمتري قرار ميگيرد. بنابراين، تشكيل خانواده، درصورت موفقيت، سعادت و درصورت عدم موفقيت، ناراحتي و مشكلات زيادي بهدنبال دارد. در اينجاست كه توجه به مشاورهي قبل از ازدواج اهميت مييابد و در آن به مراجعان كمك ميشود تا مناسبترين همسر را انتخاب كنند. بنابراين، مشاور بايد نسبت به شناخت زوجين و خانوادههاي آنان و تمام عواملي كه در زندگي زناشويي دخالت دارند اقدام كند و مراجعين را در جهتي كه زوجين همآهنگي بيشتري داشته باشند، هدايت نمايد.
با توجه به اهميت عوامل فوق و با توجه به اينكه فرزندان شاهد بايد از بهداشت رضايت زناشويي بيشتري برخوردار باشند تا بتوانند حامل پيام عظيم پدران شهيد خود باشند، لازمهي اين رضايتمندي زناشويي و سلامت رواني، آگاه ساختن دختران و پسران شاهد هنگام ازدواج در زمينهي تفاوتهاي اساسي ميان نگرشها و خواستهای يكديگر ميباشد و از اينطريق با اهداف، وظايف و حقوق يكديگر بهخوبی آشنا شوند و تحقق این امر، با مراجعه به مراكز مشاورهای بنياد شهيد مقدور میشود. بنابراين، سؤالات اساسي اين مطالعه عبارتند از:
1. فرزندان شاهد مزدوج، چهقدر از رضايتمندي زناشويي برخوردارند؟
2. خدمات مشاورهاي بنياد شهيد و امور ايثارگران، چه تأثيري بر رضايتمندي زناشويي و همدلي فرزندان شاهد ازدواجكرده دارد؟
2. ادبيات موضوع
وينچ(1974) معتقد است، رضايتمندي زناشويي، انطباق بين وضعيت فعلي و وضعيت مورد انتظار است. طبق تعريف، رضايتمندي زناشويي وقتي وجود دارد كه وضعيت موجود فرد در روابط زناشويي، مطابق با آنچه كه وي انتظار داشتهاست، باشد و عدم رضايتمندي زناشويي، زماني است كه وضعيت زناشويي فعلي فرد با آنچه كه مورد انتظار و دلخواه اوست، منطبق نباشد. اليس(1989)، در كتاب زوجدرماني براساس نظريهي عقلانيهيجاني مينويسد: «طرق مختلفي براي تعريف رضايتمندي زناشويي وجود دارد كه يكي از بهترين تعاريف اين است: رضايتمندي زناشويي، زماني حاصل ميشود كه زن و شوهر از تمامي روابط زناشويي خود، احساس عيني، خشنودي، رضايت و لذت داشتهباشند.»(ص 55).
رضايتمندي زناشويي، درواقع، نگرش مثبت و لذتبخشي است كه زن و شوهر از جنبههاي مختلف روابط زناشويي خود دارند. وينچ(1974)، در اين خصوص معتقد است كه ارتباط با همسر، جنبهي مركزي زندگي عاطفي و اجتماعي يك شخص است و عدم رضايتمندي زناشويي، ميتواند به توانايي زن و شوهر براي برقراري روابط رضايتمندانه با فرزندان و ساير اشخاص خارج از خانواده آسيب برساند.
در سالهاي اخير، تحقيقات بسياري دربارهي عوامل مؤثر بر رضايتمندي زناشويي انجام شده است. مهابادي راد و بچاري(1371)، رضايت از زندگي زناشويي را ناشي از عوامل بسياري ميدانند كه مهمترين آنها عبارتند از:
1. رشد فكري و عاطفي: منظور از رشد عاطفي، توانايي كنترل احساسات و عواطف است و منظور از رشد فكري، توانايي شخص در تصميمگيري عقلاني ميباشد.
2. داشتن علايق مشابه و توافق فكري
3. تشابه تحصيلي و طبقاتي
4. داشتن عقايد مشترك دربارهي مسايل جنسي
اليس(1989)، در كتاب خود تحت عنوان «زوجدرماني براساس نظريهي عقلانيهيجاني» نقش تفكر را در بروز نارضايتي زناشويي مورد بحث قرار ميدهد. وي عقيده دارد كه اختلال در روابط زناشويي، ناشي از برداشتي است كه زن يا شوهر دربارهي رفتار همسر خود دارند و نه خود رفتار. درواقع، برداشت زن و شوهر از رفتار يكديگر، بيش از خود رفتار در بروز خشم و ديگر هيجانها و تعاملهاي آشفته در آنها مؤثر است.
مطالعات انجامشده توسط رايس(1996)، نشان داد كه صحبت و گفتوگو، يكي از عوامل مهم احساس رضايت در روابط اجتماعي ميباشد و نارسايي و ضعف در مهارتهاي ارتباطي، با عدم رضايتمندي زناشويي رابطه دارد. تحقيق اولسون(1989)، نشان داد كه كيفيت تعاملهاي قبل از ازدواج، ميتواند بهخوبي چگونگي روابط زناشويي آينده را پيشبيني كند. افرادي كه قبل از ازدواج در برقراري روابط با ديگران مشكل دارند و از مهارتهاي ارتباطي ضعيفي برخوردارند- بهويژه اشخاصي كه با ناتواني در برقراري روابط اجتماعي، كنارهگيري و عواطف منفي وارد رابطه ميشوند- بيشتر در معرض اختلافهاي زناشويي يا طلاق قراردارند.
وايت و راجرز(2000)، در بررسيهاي خود دريافتند كه مشكلات اقتصادي، از عوامل پيشبينيكنندهي كيفيت رابطهي زناشويي است. نتايج اين بررسي نشان داد كه فشار اقتصادي، موجب افزايش رفتار خصومتآميز مردان و افسردگي زنان ميشود. همچنين ناامني شغل شوهران، با گزارشهاي زنان از تعارضهاي زناشويي و افكار طلاق رابطهي بالايي دارد. روبرتز(2000) نيز بر اين باور است كه بيكاري، يكي از استرسزاترين حوادث زندگي است و خشونت شوهران با درآمد پايين و بيكاري رابطه دارد.
بررسيهايي كه بهوسيلهي لاكي و بين(1989) انجام گرفته است، يكي از دلايل عدم رضايت همسران را در اواسط ازدواج، ناشي از عدم گذراندن اوقات فراغت خود با شوهران دانستند؛ زيرا، شوهران- مخصوصاً در طبقهي متوسط- بيشترين اوقات خود را صرف كار و حرفهي خويش كرده و همسران خود را رها ميسازند تا به تربيت فرزندان و خانهداري بسنده كنند. پرداختن زن و شوهر صرفاً به اين مسايل و غفلت آنان در سازماندادن به راه و روش رسيدگي، ميتواند تهديدهايي براي همبستگي در زندگي زناشويي بهشمار آيد.
پژوهش روبرتز(2000) درخصوص علل مشكلات زناشويي نشان داد كه مشكلات و نارضايتي از رابطهي جنسي در سال اول زندگي مشترك، با افزايش احتمال طلاق در سال دوم رابطه دارد. مطالعات انجامشده توسط كريستوفر و اسپرچر(2000) نيز در مورد رابطهي جنسي، نشان ميدهد كه رضايت جنسي با ميزان بالايي از رضايتمندي زناشويي مربوط است.
دخالت خويشان و بستگان زوجين و وابستگي زن و شوهر به خانوادهي خود، از ديگر مسايلي است كه ميتواند روابط زناشويي را دچار مشكل سازد. زن يا شوهر- بهويژه در اوايل زندگي مشترك - توسط ديگران بهطور ناشيانه راهنمايي يا در برخي موارد تحريك ميشوند. گاهي اوقات حضور مادرشوهر يا پدرشوهر و مادرزن يا پدرزن، باوجود علاقه به فرزندان خود، در زندگي مشترك آنان مزاحمتها و آسيبهايي را بهوجود ميآورند.(بهپژوه، 1381ب). بك(بيتا، ترجمهي قراچهداغي، 1380) در اينخصوص بر اين عقيده است كه وابستگيهاي عاطفي زن و شوهر به خانوادههاي خود، ميتواند بر روابط زناشويي تأثير سوئي بگذارد. در بسياري از موارد، توجه زن يا شوهر به والدين، اسباب تكدر خاطر ديگري را فراهم ميسازد. پژوهشهاي متعدد نشان ميدهند كه دخالتهاي زيادِ اعضاي خانوادهي همسر در زندگي زوجها، ميتواند رضايتمندي از زندگي زناشويي را كاهش دهد(روبرتز، 2000).
شليزينگر(1983)، براساس مطالعات خود بر روي 129 زوج كه حداقل پانزده سال از ازدواجشان گذشته بود و صاحب يك فرزند بودند، نتيجه گرفت:
1. ميزان رضايتمندي زناشويي، داراي يك افت پيوسته در دوران پس از ماه عسل است.
2. رضايتمندي زناشويي بهصورت منحني U ميباشد كه اوج آن در سالهاي آغازين و قعر آن هنگام تولد كودكان است و هنگامي بهبود مييابد كه فرزندان خانه را ترك كنند.
ساروخاني(1375) در باورهاي مذهبي معتقد است، هر اندازه ناهمگوني بين زن و شوهر از نظر مذهب و نژاد باشد، اختلافات و كشمكشها نيز زيادتر است. تشابه ارزشي همسران بيشتر متوجه هدفهاي زندگي است. پژوهش برادفورد(1983) نشان داد، همسراني كه داراي ارزشهاي همگرا هستند، نسبت به آناني كه ارزشهاي واگرا دارند، سازگاري بيشتري از خود نشان ميدهند.
لاكي و بين(1989) نيز در پژوهش خود، بر اهميت محبت و دوستي در روابط زناشويي تأكيد ميكنند. اين تحقيق بر روي هشت زوج كه به دو گروه زوجهاي راضي و ناراضي تقسيم شدهبودند، انجام شد. نتايج پژوهش از اين قرار بود كه شصت و سه درصد از زوجهاي ناراضي، فرزندانشان را تنها وسيلهي رضايت خاطر در زندگي مشترك ميدانستند؛ درحاليكه فقط چهاردرصد از زوجهاي راضي چنين نظري داشتند. درعوض شصت و هشتدرصد از زوجهاي راضي، دوستي و نزديكي همسر را بزرگترين عامل رضايت در زندگي مطرح كردهبودند. درواقع، تعاملهاي زناشويي منفي و فاقد هرگونه عشق و محبت، قويترين عامل در ايجاد نارضايتي زناشويي است. روبرتز(2000) در اين زمينه معتقد است، رفتارهاي خصومتآميز در طول زمان رضايتمندي زناشويي را كاهش داده، زمينهي جدايي زوجها را فراهم ميكنند.
زالسكي و گالكوسكا(1978)، در پژوهشي، رابطهي بين روانآزردگي و رضايتمندي زناشويي را مورد بررسي قراردادهاند. آزمودنيهاي اين تحقيق، دويست نفر بودند كه براساس نحوهي پاسخدهي به«مقياس موفقيت در ازدواج گالكوسكا» به دو گروه تقسيم شدند: گروهي كه از روابط زناشويي خود رضايت داشتند و گروهي كه از روابط زناشويي خود نارضي بودند. سپس آزمودنيهاي هر دو گروه به فهرست شخصيت مودسله(آيزنگ و آيزنگ، 1969 بهنقل از زالسكي و گالكوسكا، 1987) پاسخ دادند.
در اين راستا، بحث مشاورهي قبل از ازدواج، ازجمله مواردي است كه تأثير بهسزايي در رضايتمندي زناشويي افراد دارد. درواقع، مشاورهي قبل ازدواج، شامل مجموعهاقداماتي است كه داوطلب ازدواج در جريان آن بهكمك خويشاوندان مؤثر و مشاور، امكان مييابد كه اصول و مباني مربوط به انتخاب همسر، احكام شرعي مربوط به ازدواج، طرحريزي نحوهي زندگي مشترك و سازگاري متناسب با ويژگيهاي شخصيتي، تواناييها و ضعفهاي خود و طرف مقابل و همچنين واقعيتها و امكانات را بررسي نموده و شيوهي صحيح انتخاب همسر را اتخاذ نمايند. اين جريان، با انعقاد پيوند ازدواج متوقف نميشود؛ بلكه پس از ازدواج نيز، درصورت نياز زوجين، مشاور، آنان را ياري خواهد كرد(حسینی، 1380). در اين تحقيق، منظور از مشاورهي قبل از ازدواج، فعالیتی تخصصی است که بین زوجین و متخصصین امر(روانپزشک، روانشناس، مشاور و جامعهشناس)، طی چند جلسه در مرکز مشاورهي بنیاد شهید و امورایثارگران قبل از ازدواج فرزندان شاهد انجام گرفته است. بررسي بورنت(1993) درزمينهي آموزش مهارت ارتباطي در ازدواج نشان ميدهد كه برنامهي افزايش رابطه و پيشگيري از درماندگي زناشويي در زوجهاي تازهازدواجكرده و زوجهايي كه تصميم به ازدواج دارند، موجب افزايش رفتارهاي ارتباطي مثبت و كاهش رفتارهاي ارتباطي منفي ميشود. چنين برنامههايي، چسبندگي و توافق زوجي را افزايش داده و هم براي مردان و هم براي زنان مفيد است(بورنت، 1993).
بررسي تولستدت(1983) درزمينهي رابطهي ميان صميميت و رضايتمندي زناشويي، نشان ميدهد كه مفهوم سه عاملي صميميت(صميميت كلامي، صميميت هيجاني و صميميت فيزيكي)، عوامل پيشبينيكنندهي رضايتمندي از رابطه هستند. در اين بررسي، صميميت كلامي، هم رضايتمندي زناشويي و هم بالقوه بودن طلاق را پيشبيني كردهاست.
استامن(1997)، در مروري بر تاريخچهي مشاورهي قبل از ازدواج، دريافت كه بيشتر مطالعات، اثرات مثبتي را گزارش كردهاند و بعضي مطالعات، اثر حداقل يا خنثاي اين برنامهها را گزارش كردهاند. هيچ مطالعهاي، اثر منفي براي اين برنامهها گزارش نكردهاست.
مهدويان(1376)، در تحقيق خود با عنوان«بررسي تأثير آموزش ارتباط زناشويي» نشان داد كه روش آموزشي ارتباط با رويكرد شناختيرفتاري ميتواند باعث افزايش رضايتمندي زناشويي شود؛ حتي هنگاميكه زن يا شوهر از يك مشكل اختلال شخصي رنج ميبرد و همچنين اين آموزشها در مواردي به بهبود سلامت رواني آنها كمك ميكند. بهعلاوه مشخص گرديد كه روش شناختيرفتاري آموزش ارتباط براي جامعهي ما، بهويژه براي افراد تحصيلكرده، مناسب است.
ساليوان و برادبوري(1996)، نمونههايي از زوجهاي تازهازدواجكرده را كه پيش از ازدواج خدمات مشاورهاي دريافت كرده بودند، با آنهايي كه از اين خدمات استفاده نكرده بودند، مورد مقايسه قرار دادند. نتايج نشان داد كه زوجهاي شركتكننده، از نظر مشكلات زناشويي در خطر زيادي نبودند و شوهران شركتكننده، درمقايسه با شوهران گروه كنترل، از نظر مشكلات زناشويي در خطر پايينتري قرار داشتند.
در يك مطالعه، پيشگيري چهار ساله در مورد زوجهايي كه در آموزش «پي،آر،اي،پي» شركت كرده بودند، نشان داد كه اين زوجها درمقايسه با گروه كنترل، ارتباط مثبت بيشتر و ارتباط منفي كمتري دارند؛ اما دو گروه از نظر سازگاري زناشويي تفاوتي نداشتند(ماركمن، 1993). پاريش(1992)، برنامهي ارزيابي قبل از ازدواج را با يك برنامهي تركيبي مورد مقايسه قرار داد؛ اما هيچ گروه كنترلي وجود نداشت؛ نتايج نشان داد كه تركيب اين دو برنامه از نظر اثربخشی كوتاهمدت، بهطور معناداري بالاتر بوده است؛ اما در مورد اثرات درازمدت چيزي مشخص نشد. ويت كين(1983)، در تحقيقي، برنامهي ارتباطي زوج را با كارگاه مهارتهاي ارتباطي در زمينهي تأثير بر ارتباط اثربخش، حل مسأله و رضايتمندي مورد مقايسه قرار داد. در اين تحقيق از گروه كنترل نيز استفاده شده بود و نتايج حاكي از آن بود كه زوجهاي آموزشديده كه در «برنامهي ارتباطي زوجها» شركت داشتند، در پيامهاي غيركلامي مثبت افزايش معناداري نشان ميدادند. همچنين در بررسي عوامل مؤثر بر سازگاري زوجين و مقايسهي دو روش مداخلهاي تغيير شيوهي زندگي و حل مشكل خانوادگي در كاهش ناسازگاري زناشويي موثر بودند(خدابخش احمدي، 1382). در اين راستا با توجه به تأثير مشاورهي قبل ازدواج، به مطالعهي تأثير آن در بين فرزندان شاهد پرداخته ميشود.
3. روششناسي پژوهش
روش مطالعهي حاضر، علّیمقايسهاي است. علت انتخاب اين روش، آن است كه در اين مطالعه، ميزان سازگاري در ميان سه گروه از فرزندان شاهد ازدواجكرده(با توجه به نظر مشاور ازدواج كردهاند، بدون توجه به نظر مشاور ازدواج نمودهاند، بدون دريافتن خدمات مشاورهي قبل از ازدواج، تن به ازدواج دادهاند) مورد مقايسه قرار گرفته است.
جامعهي آماری این پژوهش، شامل كليهي زنان مراجعهکرده به مراکز مشاورهي قبل از ازدواج(قبل از سال 1375تا تاريخ 29/10/1383) و زنان مراجعه نکرده به این مراکز میباشد كه بهروش تمام شماری 148نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند.
اولین ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهي محققساخته بود. چگونگی ارايهي خدمات مشاوره و ميزان آن، ميزان رضايت از اين خدمات، سن و جنس، ميزان و نوع خدمات بنياد، رشتهي تحصيلي مشاور، تحصيلات زوجين و متغیرهای فردی اجتماعی دیگر با پرسشنامهي محققساخته مورد سنجش قرار گرفته است. ابزار بعدی، جمعآوری اطلاعات آزمون رضايت زناشوييENRICH)) است. پرسشنامهي رضايت زناشويي، از 115 سؤال بسته و 12 مقياس تشكيل شده است که شامل ابعاد و موضوعات شخصیتی، ارتباطات، حل تعارض، مسایل مالی، اوقات فراغت، روابط جنسی، تربیت فرزند، ارتباط با خانوادهي اصلی و دوستان، نقشهای همسری و جهتگیری مذهبی و معنوی میباشد.
اولسون و همكاران، اعتبار اين پرسشنامه را با روش ضريب آلفا، 92/0 گزارش كردهاند. با توجه به طولانی بودن سؤالات مقیاس، فرمهای متعددی از آن استخراج شده است. اولینبار، اولسون فرم 15 سؤالی آن را معرفی نمود و سپس فرم 47 سؤالی آن ساخته شد(فوورس و اولسون، 1993) و در اواخر، فرم 25 سؤالی آن ایجاد گردید(وادسپای، 1998).
در پژوهش حاضر، از فرم كوتاه اين پرسشنامه استفاده شده است. اين فرم از 47 آيتم تشكيل شده است(فوورس و السون، 1993) كه توسط سليمانيان(1379) در پژوهشي تحت عنوان «بررسي تفكرات غيرمنطقي بر نارضايتي زناشويي» اعتباریابی شده است. پرسشنامه، بهصورت پنج گزينهاي ليكرت در نظر گرفته شده است و به هر گزينه از يك تا پنج امتياز داده ميشود.
مهرویان(1376)، در پژوهش خود، اعتبار آزمون اینریچ را با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و با روش بازآزمایی(به فاصلهي یک هفته) برای مردان 93/0 و برای زنان 94/0 و برای دو گروه 94/0 بهدست آورده است. همچنین ضریب پرسشنامهي اینریچ، با مقیاس رضایت خانوادگی از 41/0 تا 60/0 و با مقیاسهای رضایت زندگی از 32/0 تا 41/0 میباشد. خرده مقیاسهای پرسشنامهي اینریچ، زوجهای سازگار و ناسازگار را متمایز میسازد و این نشان میدهد که این پرسشنامه از روایی ملاک خوبی برخوردار است(عامری، 1381).
سومین ابزار جمعآوری اطلاعات آزمون همدلي است. اين آزمون توسط رجبي(1384) در مطالعهای با عنوان ساخت و اعتباریابی آزمون همدلی در دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی ساخته شده است. این آزمون، ابتدا از 30 آيتم تشكيل شده بود که با استفاده از مقیاس استاندارد بینالمللی همدلی لامونیکا فرم 84 سؤالی(بهنقل از خلیلی، 1374) و با استفاده از تعاریف همدلی در منابع معتبر(آیزنبرگ بهنقل از لویس و همکاران، 2004 و گرّوسی فرشی، 1381) ساخته شده است. روايي آزمون همدلی از طریق محاسبهي همسانی درونی و ضرایب بازآزمایی بررسی گردید. همسانی درونی آزمون همدلی 81/0 است. ضرایب اعتبار بهشیوهي بازآزمایی که در یک نمونهي 100نفری از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی و بهفاصلهي 5 هفتهای انجام گرفت، 78/0 میباشد. مطالعاتی نیز برای بررسی اعتبار اين آزمون صورت گرفت. همبستگی این آزمون با آزمون همدلی لامونیکا در دانشجویان انجام گرفت. ضریب همبستگی آزمون همدلی با مقیاس استاندارد بینالمللی همدلی لامونیکا 84 آیتم، 69/0 است که در سطح 01/0>P معنادار است.
4. یافتههای تحقیق
4-1. ميزان رضايتمندي زناشويي
همانطورکه جدول شمارهي 1 نشان میدهد، حدود 9/12درصد از زنان، در حد زیاد و خیلیزیاد از رضايتمندی زناشویی برخوردارند. حدود 7/25درصد از عدم رضايتمندی و نارضايتي شدیدی برخوردار هستند و 5/61درصد از زنان، در حد متوسط، از زندگی زناشویی خود رضایت دارند. درمجموع، نتايج، حكايت از آن دارد كه 6/73درصد از زنان از زندگی زناشویی خود رضایت دارند و حدود 4/26درصد از رضایت زناشویی برخوردار نمیباشند.
جدول شمارهي 1: توزیع پاسخگويان، برحسب ميزان رضايتمندی زناشویی
|
رضايتمندی زناشویی |
فراوانی |
درصد |
|
رضايتمندی خیلیزیاد |
2 |
4/1 |
|
رضايتمندی زیاد |
17 |
5/11 |
|
رضايتمندی متوسط |
91 |
5/61 |
|
عدم رضايتمندی |
21 |
2/14 |
|
نارضايتي شدید |
17 |
5/11 |
|
مجموع |
148 |
0/100 |
4-2. وضعیت زوجین، براساس نظر مشاور
جدول شمارهي 2، نشان میدهد که از مجموع 148نفر آزمودنی، 1/79درصد از زوجین در فرایند ازدواجشان موفق بودهاند. 1 /4
درصد از زوجین، ناموفق(مطلّقه) بهحساب میآیند و 1/4درصد بین این دو وضعيت قرار داشتند؛ یعنی با هم درگیری دارند. همچنین 8/12 در مطالعهي حاضر، وضعیت مشخصی ندارند. بنابراين، افرادي که بدون مشکل بودهاند، بالاترین درصد افراد شرکتکننده در پژوهش حاضر ميباشند.
جدول شمارهي 2: توزیع فراوانی وضعیت زوجین، براساس نظر مشاور
|
وضعیت زوجین |
فراوانی |
درصد |
|
بدون مشکل(موفق) |
117 |
1/79 |
|
مشکلدار |
6 |
1/4 |
|
طلاقگرفته(ناموفق) |
6 |
1/4 |
|
وضعیت نامشخص |
19 |
8/12 |
|
کل |
148 |
0/100 |
4-3. وضعيت مراجعه به مراكز خدمات مشاوره
جدول شمارهي 3، نشان میدهد که ازمجموع افراد پاسخداده به گویهي «آیا موقع ازدواج از خدمات مشاورهي قبل از ازدواج استفاده کردهاید؟» 2/87 پاسخ مثبت دادند و در مقابل 8/12درصد پاسخ منفی دادهاند.
جدول شمارهي 3: توزيع پاسخگويان، برحسب استفاده از مشاورهي قبل از اردواج
|
استفاده از خدمات |
بله |
خير |
جمع |
|
آیا موقع ازدواج از خدمات مشاورهي قبل از ازدواج استفاده کردهاید؟ |
129
87.2 |
19
12.8 |
148
100.0 |
4-4. ميزان علاقه به مشاورهي قبل از ازدواج
ازمجموع افراد پاسخداده به گویهي«آیا با رغبت و علاقه جهت مشاورهي قبل از ازدواج مراجعه کردهاید؟» 4/87درصد پاسخ مثبت دادهاند و 2/14درصد پاسخ منفی دادند. همچنين 11نفر پاسخ مشخصي بدين سؤال ندادهاند.
جدول شمارهي 4: توزیع پاسخگويان، برحسب ميزان علاقه به مشاورهي
قبل از ازدواج
|
ميزان علاقه |
بله |
خیر |
بیجواب |
جمع |
|
آیا با رغبت و علاقه، جهت مشاورهي قبل از ازدواج مراجعه کردهاید؟ |
116
4/78 |
21
2/14 |
11
4/7 |
148
100 |
4-5. ميزان رضايت از خدمات مشاورهاي
افراد نمونه، در پاسخ به گویهي «به چهمیزان از خدمات مشاورهای قبل از ازدواج رضایت دارید؟» 1/31درصد در حد زياد و نيز 5/15درصد در حد خيليزياد بدان اشاره كردهاند. در مقابل، 4/5درصد اصلاً رضايت ندارند.
جدول شمارهي 5: توزيع پاسخگويان، برحسب ميزان رضايت از خدمات مشاورهاي
|
گویه پاسخ |
هیچ |
کمی |
تاحدی |
زیاد |
خیلیزیاد |
بیجواب |
جمع |
|
به چهمیزان از خدمات مشاورهای قبل از ازدواج رضایت دارید؟ |
8
4/5 |
18
2/12 |
44
7/29 |
46
1/31 |
23
5/15 |
9
1/6 |
148
100 |
4-6. رابطهي وضعيت مراجعه به مراكز، با رضايتمندي زناشويي
در جدول مربوطه، ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان مراجعهکننده به مراکز مشاوره، با زنان مراجعهنکرده به این مراکز، مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته است. نتايج آزمون
، نشاندهندهي آن است که تفاوت ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان مراجعهکننده به مراکز مشاورهي بنیاد شهید و امور ایثارگران با میانگین زناني كه براي دریافت خدمات مشاوره، مراجعه نكردهاند، معنادار ميباشد(01/0>P). به اینمعنا که میانگین رضايتمندی زناشویی در زنان مراجعهکننده به مراکز مشاورهي بنیادشهید و امور ایثارگران، بالاتر از زناني است كه مراجعه نکردهاند.
جدول شمارهي 6: نتايج آزمون t دربارهي رضايتمندي زناشويي، برحسب ميزان استفاده از خدمات مشاورهاي
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
Sig |
|
ميانگين رضايتمندی زناشویی |
دریافتکنندگان خدمات مشاورهاي
دریافت نکردگان خدمات مشاوره |
76/170
85/150 |
72/32
59/38 |
146 |
42/2 |
**
017/0 |
4-7. وضعيت نظر مشاور با رضايتمندي زناشويي
در جدول شمارهي 5، ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور(راجع به کفویت زوجین) با زنان دریافتکنندهي نظر منفی مشاور(راجع به کفویت زوجین) مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته است. مشاهدهي نتايج بهدستآمده از آزمون t، نشاندهندهي آن است که تفاوت ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور با میانگین گروه مقایسه معنادار ميباشد(0001/0>P). به اینمعنا که میانگین رضايتمندی زناشویی در زنان دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور، بالاتر از زنان دریافتکنندهي نظر منفی مشاور(راجع به کفویت زوجین) است. بنابراين فرضيهي شمارهي4 تأیید میشود.
جدول شمارهي 7: نتايج آزمون t، دربارهي رضايتمندي زناشويي، برحسب نظر مشاور
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
sig |
|
ميانگين رضايتمندی زناشویی |
دریافتکنندگان نظر مثبت
دریافتکنندگان نظر منفی |
41/175
80/132 |
94/29
29/35 |
130 |
08/5 |
****
0001/0 |
4-8. رابطهي ميزان تحصيلات با رضايتمندي زناشويي
در جدول شمارهي8، ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان دارای تحصیلات دیپلم و پایینتر از آن با زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقايسه قرار گرفته است. نتايج آزمون
، نشاندهندهي آن است که تفاوت ميانگين رضايتمندی زناشویی، در بين زنان دارای تحصیلات دیپلم يا پایینتر از آن، با میانگین زنان دارای تحصیلات دانشگاهی معنادار ميباشد(05/0>P). بهاینمعنا که میانگین رضايتمندی زناشویی در زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتر است.
جدول شمارهي 8: نتايج آزمون t دربارهي رضايتمندي زناشويي، برحسب ميزان تحصيلات
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
sig |
|
ميانگين رضايتمندی زناشویی |
تحصیلات دیپلم يا پایینتر از آن
تحصیلات دانشگاهی |
92/161
38/176 |
36/35
34/31 |
142 |
56/2- |
*
011/0 |
4-9. رابطهي نسبت فاميلي با رضايتمندي زناشويي
در جدول شمارهي9، ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنانی که با همسر خود نسبت فامیلی دارند، با زنانی که با همسر خود نسبت فامیلی ندارند مورد مقایسه قرار گرفته است. نتايج بهدستآمده از آزمون
، نشان دهندهي آن است که بین دوگروه، از نظر هیچیک از متغیرها تفاوت معناداری وجود ندارد.
جدول شمارهي 9: نتايج آزمون t، دربارهي رضايتمندي زناشويي، برحسب نسبت فاميلي
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
sig |
|
ميانگين رضایتمندی زناشویی |
فامیل
غیرفامیل |
70/169
38/169 |
30/32
48/34 |
136 |
05/0- |
95/0 |
4-10. رابطهي وضعيت اشتغال با رضايتمندي زناشويي
در جدول شمارهي10، ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان خانهدار با زنان شاغل مورد مقايسه قرار گرفته است. نتايج آزمون
، نشاندهندهي آن است که تفاوت ميانگين رضايتمندی زناشویی در بين زنان خانهدار با میانگین زنان شاغل معنادار ميباشد(05/0>P). به این معنی که میانگین رضايتمندی زناشویی در زنان شاغل بالاتر است.
جدول شمارهي 10: نتايج آزمون t، درباره رضايتمندي زناشويي برحسب
وضعيت اشتغال
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
Sig. |
|
ميانگين رضايتمندی زناشویی |
خانهدار
شاغل |
02/165
33/178 |
30/34
03/32 |
145 |
05/2- |
*
042/0 |
4-11. وضعيت نظر حراست با رضايتمندي زناشويي
در جدول شمارهي 11، ميانگين رضایتمندی زناشویی در بين زنان دریافتکنندهي نظر مثبت حراست، با زنان دریافتکنندهي نظر منفی حراست(راجع به وضعیت همسر) مورد مقايسه قرار گرفته است. نتايج آزمون t نشاندهندهي آن است که تفاوت ميانگين رضایتمندی زناشویی در بين زنان دریافتکنندهي نظر مثبت حراست، با میانگین گروه مقایسه معنادار ميباشد(001/0>P). به این معنا که میانگین رضایتمندی زناشویی در زنان دریافتکنندهي نظر مثبت حراست، بالاتر از زنان دریافتکنندهي نظر منفی حراست(راجع به همسرانشان) است.
جدول شمارهي 11: نتايج آزمون t دربارهي رضايتمندي زناشويي، برحسب نظر حراست
|
متغير |
گروه |
m |
sd |
df |
t |
Sig. |
|
ميانگين
رضایتمندی زناشویی |
دریافت کنندگان نظر مثبت
دریافت کنندگان نظر منفی |
95/173
62/126 |
32/30
61/43 |
115 |
129/4 |
***
001/0 |
4-12. رابطهي ميزان همدلي با رضايتمندي زناشويي
ارقام مندرج در جدول شمارهي 12 نشان میدهد که بین متغير همدلی با متغير رضایتمندی زناشویی، رابطهاي مثبت و معنادار وجود دارد(05/0>P)؛ یعنی، هرقدر همدلی بیشتر میشود، زنان رضایتمندی زناشویی بالاتری کسب میکنند و برعكس.
جدول شمارهي 12: رابطهي همبستگي بين متغيرهاي رضایتمندی زناشویی و همدلی
|
رضایتمندی زناشویی/ همدلی |
|
پیرسون
سطح معناداری
تعداد |
*185/0
024/0>P
148 |
5. نتیجهگیری
جمعبندي بررسيهاي بهعملآمده، نشان ميدهد كه تفاوت در جنبههاي تحصيلي، اقتصادي، سني، وضعيت اجتماعي، عدم رضايت از روابط جنسي، دخالت خانوادهي طرفين، اعتياد، فاصلهي طبقاتي، اختلاف مذهبي و تفاوتهاي قومي و نژادي و شغل و... در رضايتمندي زناشويي مؤثر است. همچنين نتايج مطالعات نشان ميدهد كه مشاورهي قبل از ازدواج، بر رضايتمندي زناشويي زوجين تأثير دارد. در اين مقاله نيز، بحث تأثير فرايند مشاورهي قبل از ازدواج، بر ميزان رضايتمندي زناشويي فرزندان شاهد مورد مطالعه قرار گرفت.
طبق بررسيهاي صورتگرفته، ميانگين رضایتمندی زناشویی در بين زنان مراجعهکننده به مراکز مشاورهي بنیاد شهید و امور ایثارگران، با میانگین گروه مورد مقایسه، بيشتر گزارش شده است. در تبیین این نتیجه، میتوان گفت افراد به دو منظور به مراکز مشاورهي قبل از ازدواج مراجعه میکنند: 1- طرفینِِ علاقهمند به ازدواج تا چه اندازه كفو هم هستند؟ 2- طرفین، در چه زمينههايي نیازمند خدمات مشاورهاي هستند؟
بنابراین، با توجه به این دو مسأله، باید گفت افرادی که به مشاورهي قبل از ازدواج مراجعه میکنند، چنانچه از نظر مشاور از کفایتهای لازم برای ازدواج با هم برخوردار نباشند، مشاور به طرفین توصيه ميكند كه از ازدواج با هم صرفنظر كنند. بنابراین، مشاورهي قبل از ازدواج، باعث میشود تا افرادی با هم تشکیل خانواده بدهند که از کفایتهای لازم زناشویی برخوردار باشند. دراينصورت، نتیجهي ازدواج، سلامت خانواده و رضایتمندی از زندگی زناشویی را بههمراه خواهدداشت. همچنین زوجینی که به مراکز مشاورهي قبل از ازدواج مراجعه میکنند، با مهارتهای زناشویی و مهارتهای ارتباطی و روشهای مقابله با چالشهای زندگی آشنا میشوند و در اینخصوص آموزش میبینند. در واقع، براي مقابله با مسايل و مشکلات آتی در روابط خود آماده میشوند و بهنوعی پیشگیری اولیه بهشمار میرود؛ اما، دستهي دوم، افرادی هستند که بدون مراجعه به مراکز مشاورهي قبل از ازدواج و عدم شناخت صحیح از یکدیگر و آشنایی با مهارتهای زناشویی و بهطورکلی مهارتهای زندگی، اقدام به عملی میکنند که نیازمند مهارتهای اساسی میباشد. بنابراین، دستهي دوم از رضایتمندی زناشویی بالایی بهره نخواهند برد.
يافتهي عمدهي مطالعهي حاضر، این بود که بین زوجین دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور(راجع به کفویت زوجین) با زوجین دریافتکنندهي نظر منفی مشاور، از نظر رضایتمندی زناشويی تفاوت وجود دارد. به این معنا که میانگین رضایتمندی زناشویی در زنان دریافتکنندهي نظر مثبت مشاور، بالاتر از زنان دریافتکنندهي نظر منفی مشاور(راجع به کفویت زوجین) است. براساس ادبیات پژوهشی، شرایطی که زوجین باید دارا باشند تا بتوانند ازدواجی موفق داشته باشند، شامل ابعاد زيستي، رواني، سلامت نفساني، اعتقادي، اخلاقي و رفتارهاي فردي و اجتماعي است.
با توجه به مطالبي كه تاكنون بيان شد، میتوان گفت زوجینی که از کفایتهای لازم برای تشکیل خانواده برخوردار نباشند؛ درصورتيكه ازدواج كنند، نه تنها ميتواند متضمن مسؤوليت اخلاقي، شرعي و قانوني باشد؛ بلكه نگرانيهاي فراواني را در بنا نهادن و ادامهي زندگي مشترك در پي خواهد داشت.
منابع و مآخذ
1. اتكينسون، د. ل؛ اتكينسون، ر. س؛ هيلگارد، ا. ر،(1993)؛ زمينهي روانشناسي، ترجمهي محمدنقي براهني و
همكاران، چ8. انتشارات رشد.
2. افروز، غلامعلي(1380)؛ روانشناسي خانواده، همسران برتر، چ3، تهران: انتشارات سازمان اوليا و مربيان.
3. بوالهري، جعفر و همكاران(1378)؛ بررسي نگرش دانشجويان مجرد رشتهي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران
در مورد ازدواج، فصلنامهي انديشه و رفتار، سال پنجم. ش17 و 18، صص 109- 116.
4. بهپژوه، احمد(1381 الف)؛ آسيبشناسي ازدواج و خانواده(كتاب اول آموزش خانواده)، چ11، تهران: انتشارات انجمن
اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران.
5. حسيني، سيدمهدي(1380)؛ مشاوره در آستانهي ازدواج، چ3، تهران: انتشارات آواي نور.
6. خديوي زند، محمدمهدي و امينيان، زهر(1365)؛ پژوهش در ساخت شخصيت و خانوادهي بزهكاران، مشهد: انتشارات جهاد
دانشگاهي.
7. خلیلی، ناهید(1374)؛ بررسی میزان همدلی در دانشجویان ترم آخر، نسبت به بیماران روانی در دانشکدههای
پرستاری و مامايی دانشگاههای علوم پزشکی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تهران،
پایاننامهي کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.
8. رجبی، سوران(1384)؛ ساخت و اعتباریابی آزمون همدلی بر روی نمونهای از دانشجویان دانشگاه محقق
اردبیلی، اردبیل: دانشگاه محقق اردبیلی، دانشکدهي ادبیات و علوم انسانی.
9. كاويانپور، احمد(1377)؛ ازدواج و زندگي موفق، تهران: انتشارات آذركهن.
1. Games, N.(2000); First Cousin Marriage, University of Michigan.
Craig, M. M. & Qlick, S. J.(1963); Ten Year’s Experience with the Qlueok social predication.
2. Emery R. E.(1982); Interparental conflict and the children of discord and Divorce, Psychological Bulletin; 92, 310-330.
3. Fowers, B.(1998); Psychology and the good marriage, American Behavioral Scientist, 41, 516-541.
4. Lewis, M. et al(2004); Handbook of Emotions, 2nd edition.
5. Mischol, W. & Shoda, Y.(1999); Integrating dispositions and processing dynamics within a unified theory of personality: The cognitive-affective personality system, In L. A. Pervin 7 O. P. John(Eds), Handbook of personality: Theory and research(2nd ed.), (pp. 197-218), New York: The Guilford Press.
6. Schlesinger, B.(1993); Lasting and functioning marriage in the 1990, Canada, Journal of community Mental Health, 24, 2, 48-56.
7. Varma, Ved p.(1990); The Management of children with Emotional and Behavioral Difficulties Rutledge, London.
8. Wiggins, J. W. & Wiggins, B.(1994); Social psychology, Mc.Graw-Hill, New York.
دانشيار دانشگاه محقق اردبيلي
استاديار و عضو هيئتعلمي دانشگاه پيامنور اردبيلي
TPPT. Christopher & Sprecher
TPPT. Zalesky & Galkowska
TPPT. Galkowsla Marriage Success Scale(M. S. S.(
TPPT. Maudsley Personality Inventory
|