صفحه اول شنبه  / 10 آبان 1393  / 01 نوامبر 2014  العربیه - اردو - English    
 درباره ما   
 پرسش و پاسخ   
 تماس با ما   
 جستجوي پيشرفته   
عنوان : متـن كامل وصيتنامه سياسي و الهي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت آيه الله العظمـي امام خميني ( قدس سره الشريف )
موضوعات مقالات :امام خميني (ره)
قـال رسـول الله صلـي الله عليه و آله و سلـم: انـي تـارك فيكــم الثقليـن كتاب الله و عترتي أهل بيتي فانهما لـن يفتـرقا حتـي يردا علي الحـوض.
الحمدلله و سبحانك اللهم صل علـي محمـد و آله مظاهـر جمـالك و جلالك و خزان أسـرار كتـابك الذي تجلـــي فيه الأحـدية بجميع أسمائك حتـي المستأثر منها الذي لايعلمه غيرك و اللعن علـي ظالميـهم أصل الشجــرة الخبيثة .
و بعد اين جانب مناسب مي دانم كه شمه كوتاه و قاصر در باب ثقليـن تذكر دهم, نه از حيث مقامات غيبي و معنوي و عرفاني كه قلـم مثل منـي عاجز است از جسارت در مرتبه اي كه عرفان آن بـر تمام دأره وجـود از ملك تا ملكـوت اعلي و از آنجا تا لاهـوت و آنچه در فهم مـن و تو نايد سنگين و تحمل آن فوق طاقت, اگر نگويم ممتنع است. و نه از آنچه بر بشريت گذشته است از مهجور بـودن از حقايق مقام والاي ثقل اكبر و ثقل كبير كه از هـر چيز اكبر است جز ثقل اكبـر كه اكبـر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بـرايـــن دو ثقل از دشمنان خـدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براي مثل منـي ميسر نيست با قصـور اطلاع و وقت محدود, بلكه مناسب ديدم اشاره اي گذرا و بسيـار كـوتـاه از آنچه بـر ايـن دو ثقل گذشته است بنمـايـم. شايد جمله لـن يفترقا حتـي يردا علي الحـوض اشاره باشد براينكه بعد از وجود مقدس رسول الله صلي الله عليه وآله و سلـم هر چه بر يكـي از ايـن دو گذشته است بر ديگري گذشته است و مهجـوريت هريك مهجوريت ديگري است تا آنگاه كه ايـن دو مهجـور بر رسـول خدا در حوض وارد شوند. و آيا ايـن حـوض مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است يا چيزي ديگر كه به عقل و عرفان بشـر راهي ندارد و بايد گفت آن ستمي كه از طاغوتيان برايـن دو وديعه رسـول اكرم صلـي الله عليه وآله و سلـم گذشته برامت مسلمان بلكه بـر بشـريت گذشته است كه قلــم از آن عاجز است . و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين متواتر بين جميع مسلميـن است و كتب اهل سنت از صحاe ششگانه تا كتب ديگـر آنان بـا الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پيغمبراكرم صلي الله عليه وآله و سلـم به طـور متـواتـر نقل شـده است و ايـن حـديث شريف حجت قاطع است بـرجميع بشر بـويژه مسلمانان مذاهب مختلف و بايـد همه مسلمانان كه حجت برآنان تمام است جـوابگـوي آن باشنـد و اگـر عذري بـراي جـاهلان بـي خبـر بـاشـد بـراي علمــاي مذاهب نيست . اكنـون ببينيـم چه گذشته است بـر كتـاب خـدا ايـن وديعه الهي و مـاتـرك پيامبـر اسلام صلـي الله عليه وآله و سلـم. مسـأل إسف انگيزي كه بايـد بـراي آن خـون گـريه كـرد, پـس از شهادت حضـرت علي (ع) شروع شد .
خود خـواهان و طاغوتيان, قـرآن كريـم را وسيله اي كـردنـد بـراي حكـومتهاي ضد قرآني و مفسران حقيقي قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسـر قرآن را از پيامبـر اكرم صلـي الله عليه وآله و سلـم دريافت كرده بودند و نداي اني تارك فيكـم الثقلان در گوششان بود بـا بهانه هاي مختلف و تـوطئه هاي از پيـش تهيه شـده آنان را عقب زده و با قـرآن, در حقيقت قـرآن را كه بـراي بشـريت تا ورود به حوض بزرگتريـن دستـور زندگاني مادي و معنوي بـود و هست از صحنه خارج كردند و برحكـومت عدل الهي كه يكـي از آرمانهاي ايـن كتاب مقدس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از ديـن خدا و كتاب و سنت الهي را پايه گذاري كردنـد تا كار به جأي رسيـد كه قلـم از شرح آن شرمسار است. و هر چه ايـن بنيان كج به جلـو آمـد كج ها و انحـرافها افزون شـد تا آنجا كه قـرآن كـريـم را كه بـراي رشـد جهانيـان و نقطه جمع همه مسلمـانـان بلكه عأله بشـري از مقـام شامخ احـديت به كشف تام محمدي(ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند, برسانـد و اين وليده علـم الاسمإ را از شر شياطيـن وطاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رسـانـد و حكـومت را به دست اوليإ الله معصـوميـن عليهم صلـوات الاوليـن و الاخـريـن بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشريت است بسپارنـد, چنان از صحنه خارج نمـودند كه گـوئي نقشـي براي هـدايت نـدارد و كار به جأي رسيد كه نقـش قرآن به دست حكومتهاي جأر و آخـوندهاي خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اي براي اقامه جور و فساد و تـوجيه ستمگران و معانـدان حق تعالـي شـد و مع الاسف به دست دشمنـان تـوطئه گــر و دوستان جاهل, قرآن ايـن كتاب سرنوشت ساز, نقشي جز در گـورستانها و مجالـس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگـي آنان باشد, وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلـي از صحنه خارج شـد, كه ديديـم اگر كسـي دم از حكـومت اسلامي برميآورد و از سياست كه نقـش بزرگ اسلام و رسـول بزرگـوار صلـي الله عليه وآله و سلـم و قـرآن و سنت مشحـون آن است سخــن مي گفت گـوئي بزرگتريـن معصيت را مرتكب شده و كلمه آخـوند سياسي مـوازن با آخـوند بـي ديـن شـده بـود و اكنـون نيز است. و اخيرا قدرتهاي شيطاني بزرگ به وسيله حكـومتهاي منحرف خارج از تعليمات اسلامـي كه خـود را به دروغ به اسلام بسته انـد بـراي محـو قرآن و تثبيت مقاصـد شيطـانـي ابـر قـدرتها, قـرآن را با خط زيبـا طبع مي كنند و به اطراف مـي فرستند و با ايـن حيله شيطاني قرآن را از صحنه خارج مـي كننـد. ما همه ديـديـم قرآنـي را كه محمـدرضا خان پهلوي طبع كرد و عده اي را اغفال كرد و بعضي آخـوندهاي بي خبر از مقاصد اسلامي هـم مداح او بـودند و مي بينيـم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادي از ثروتهاي بـي پايان مردم را صرف طبع قرآن كريـم و محال تبليغات مذهب ضـد قرآنـي مـي كند و وهابيت ايـن مذهب سراپا بي اساس و خرافاتي را ترويج مي كند و مردم و ملتهاي غافل را سـوق به سوي ابر قدرتها مي دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريـم براي هدم اسلام و قرآن بهره برداري مـي كند. ما مفتخريـم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبي است كه مي خـواهد حقايق قرآنـي كه سراسـر آن از وحـدت بين مسلميـن بلكه بشريت دم مي زند, از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگتريـن نسخه نجات دهنـده بشر از جميع قيـودي كه بـر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سـوي فنا و نيستي وبردگي و بندگي طاغوتيان مـي كشانـد, نجات دهـد. و ما مفتخـريـم كه پيرو مذهبـي هستيـم كه رسـول خدا مـوسـس آن به إمر خـداوند تعالـي بـوده و اميرالمـومنين علي بـن ابي طالب ايـن بنده رها شده از تمام قيود, مإمـور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است. ما مفتخريـم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگتريـن دستور زندگي مادي و معنوي و بالاتريـن كتاب رهأي بخـش بشر است و دستورات معنوي و حكـومتـي آن بـالاتـريـن راه نجـات است, از امام معصـوم ما است. ما مفتخريم كه أمه معصوميـن از علي بـن ابي طالب گرفته تا منجي بشـر حضـرت مهدي صـاحب زمـان عليهم آلاف التحيـات و السلام كه به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امـور است أمه ما هستند. ما مفتخريـم كه ادعيه حيات بخـش كه او را قرآن صاعد مـي خـوانند از أمه معصـوميـن ما است. ما به مناجـات شعبـانيه امامـان و دعاي عرفات حسين بـن علي عليهما السلام و صحيفه سجاديه ايـن زبـور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خـداوند تعالـي به زهراي مرضيه است از ما است .
ما مفتخريـم كه باقرالعلـوم بالاتريـن شخصيت تاريخ است و كسي جز خـداي تعالـي و رسـول صلـي الله عليه وآله و أمه معصـوميــــن عليهم السلام, مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد, از مااست.
و مـا مفتخـريـم كه مذهب مـا جعفـري است كه فقه مـا كه دريــاي بـي پـايان است يكـي از آثـار اوست و مـا مفتخـريـم به همه أمه معصـوميـن عليهم صلـوات الله و متعهد به پيـروي آنـانيــم .
ما مفتخريم كه أمه معصوميـن ما صلوات الله و سلامه عليهم درراه تعالي ديـن اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكـي از ابعاد آن است در حبـس و تبعيـد به سر برده و عاقبت در راه برانـدازي حكـومتهاي جأرانه و طاغوتيان زمان خـود شهيد شـدند. و ما امروز مفتخريم كه مـي خـواهيـم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در ايـن راه بزرگ سرنوشت ساز سـر از پـا نشناخته جان و مال و عزيزان خـود را نثـار راه خـدا مي كنند .
ما مفتخـريـم كه بـانـوان و زنان پيـر و جـوان و خـرد و كلان در صحنه هاي فرهنگـي و اقتصادي و نظامي حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريـم فعاليت دارند. و آنان كه تـوان جنگ دارند در آمـوزش نظامي كه براي دفاع از اسلام و كشـور اسلامـي از واجبـات مهم است شـركت و از محـروميتهأي كه تـوطئه دشمنان و نا آشنأي دوستـان از احكـام اسلام و قـرآن بـر آنها بلكه بـراسلام و مسلمـانـان تحميل نمـودنـد, شجــــاعانه و متعهدانه خـود را رهانـده و از قيـد خـرافاتـي كه دشمنان بـراي منافع خود به دست نادانان و بعضـي آخـونـدهاي بـي اطلاع از مصالح مسلميـن به وجـود آورده بـودند خارج نموده اند. و آنان كه تـوان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحـو ارزشمندي كه دل ملت را از شـوق و شعف به لـرزه در مـيآورد و دل دشمنان و جاهلان بـدتـر از دشمنان را از خشـم و غضب مـي لـرزاند اشتغال دارنـد. و ما مكـرر ديديـم كه زنان بزرگواري زينب گونه عليها سلام الله فرياد مي زنند كه فرزنـدان خـود را از دست داده و در راه خـداي تعالـي و اسلام عزيز از همه چيز خـود گذشته و مفتخرند به ايـن امر و مـي داننـد آنچه به دست آورده انـد بالاتـر از جنات نعيـم است چه رسـد بمتاع نـاچيز دنيـا, و ملت مـا بلكه ملتهاي اسلامـي و مستضعفــان جهان مفتخـرنـد به اينكه دشمنان آنان كه دشمنـان خـداي بزرگ و قـرآن كريـم و اسلام عزيزند درندگاني هستند كه از هيچ جنايت و خيانتـي براي مقاصد شـوم جنايتكارانه خـود دست نمي كشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خـود دوست و دشمـن را نمـي شناسنـد و در رإس آنان آمريكا ايـن تروريست بالذات دولتـي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هـم پيمان او صهيونيست جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود جناياتي مرتكب مي شود كه قلم ها از نوشتـن و زبانها از گفتـن آن شرم دارنـد و خيال ابلهانه اسـرأيل بزرگ, آنان را به هـر جنـايتـي مـي كشـانـد. و ملتهاي اسلامـي و مستضعفـان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنـي ايـن جنايت پيشه دوره گرد, و حسـن و حسنـي مبارك هـم آخـور با اسرأيل جنايتكارند و در راه خـدمت به آمريكا و اسـرأيل از هيچ خيانتـي به ملتهاي خـود روي گردان نيستنـد. و ما مفتخريـم كه دشمـن ما صـدام عفلقـي است كه دوست و دشمـن او را به جنايت كاري و نقض حقوق بيـن المللي و حقوق بشـر مـي شناسند و همه مـي داننـد كه خيانتكاري او به ملت مظلـوم عراق و شيخ نشينان خليج, كمتـر از خيانت به ملت ايـران نباشـد و مـا و ملتهاي مظلـوم دنيـا مفتخـريـم كه رسـانه هـاي گـروهــي و دستگـاههاي تبليغات جهانـي, ما و همه مظلـومـان جهان را به هـر جنايت و خيانتـي كه ابرقـدرتهاي جنايتكار دستـور مـي دهنـد متهم مـي كننـد . كـدام افتخار بالاتر و والاتـر از اينكه آمريكا با همه ادعاهـايـش و همه سـاز و بـرگهاي جنگيــش و آن همه دولتهاي سرسپرده اش و به دست داشتـن ثروتهاي بـي پايان ملتهاي مظلـوم عقب افتاده و در دست داشتـن تمام رسانه هاي گروهي در مقابل ملت غيور ايران و كشـور حضـرت بقيه الله ارواحنا لمقـدمه الفـدإ آن چنان وامانده و رسـوا شده است كه نمي داند به كه متـوسل شـود و رو به هر كـس مي كند جـواب رد مي شنـود و ايـن نيست جز به مددهاي غيبـي حضرت باري تعالي جلت عظمته كه ملت ها را بـويژه ملت ايران اسلامي را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهي به نـور اسلام هدايت نمـوده. مـن اكنـون به ملتهاي شـريف ستمـديـده و به ملت عزيز ايــــران توصيه مي كنـم كه از ايـن راه مستقيـم الهي كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطـي كه خـداوند به آنها نصيب فرموده است محكـم و استـوار و متعهد و پايدار پايبند بـوده و لحظه اي از شكـر ايـن نعمت غفلت نكـرده و دستهاي ناپـاك عمال ابرقدرتها چه عمال خارجي و چه عمال داخلـي بدتر از خارجـي تزلزلـي در نيت پاك و اراده آهنيـن آنان رخنه نكند و بدانند كه هر چه رسانه هاي گروهي عالم و قدرتهاي شيطانـي غرب و شرق اشتلـم مـي زنند دليل بر قـدرت الهي آنان است و خـداوند بزرگ سزاي آنان را, هم در ايـن عالم و هـم در عوالـم ديگر خـواهد داد انه ولـي النعم و بيـده ملكـوت كل شـيء و بـا كمـال جـد و عجز از ملتهاي مسلمان مـي خـواهـم كه از أمه اطهار و فـرهنگ سياسـي, اجتماعي, اقتصادي, نظامي ايـن بزرگ راه نمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشانـي و نثـار عزيزان پيـروي كننـد. از آن جمله دست از فقه سنتـي كه بيـان گـر مكتب رسـالت و امـامت است و ضامـن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوليه و چه ثانـويه كه هر دو مكتب فقه اسلامي است, ذره اي منحرف نشـوند و به وسـواس خناسان معاند با حق و مذهب گـوش فرا ندهند و بدانند قدمي انحرافي مقدمه سقـوط مذهب و احكام اسلامـي و حكـومت عدل الهي است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بيانگـر سيـاسـي نمـاز است هـرگز غفلت نكننـد كه ايـن نمـاز جمعه از بزرگتـريـن عنايات حق تعالـي بـر جمهوري اسلامـي ايـران است و از آن جمله مـراســـم عزاداري أمه اطهار و بـويژه سيدمظلـومان و سـرور شهيـدان حضرت ابـي عبـدالله الحسيـن صلـوات وافر الهي و انبيإ و ملأكه الله و صلحإ بر روح بزرگ حماسـي او بـاد هيچگـاه غفلت نكننـد . و بـداننـد آنچه دستـور أمه عليهم السلام براي بزرگداشت ايـن حماسه تاريخي اسلام است و آنچه لعن و نفريـن بـر ستمگـران آل بيت است تمام, فـرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستـم پيشه در طـول تاريخ الي الابـد. و مـي دانيد كه لعن و نفريـن و فرياد از بيـداد بنـي اميه لعنت الله عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنـم رهسپار شـده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتـن ايـن فرياد ستم شكـن است. و لازم است در نـوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از أمه حق عليهم سلام الله به طـور كوبنده فجايع و ستمگريهاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود و در ايـن عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمـريكا و شـوروي و ساير وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود اين خأنيـن به حرم بزرگ الهي لعنت الله و ملأكته و رسله عليهم است به طـور كـوبنده يادآوري و لعن و نفريـن شـود. و همه بايد بـدانيـم كه آنچه مـوجب وحـدت بين مسلمين است ايـن مراسـم سياسـي است كه حافظ مليت مسلميـن بـويژه شيعيان أمه اثنـي عشـر عليهم صلـوات الله وسلـم . و آنچه لازم است تذكر دهـم آن است كه وصيت سياسي الهي ايـن جانب اختصاص به ملت عظيـم الشإن ايران ندارد بلكه تـوصيه به جميع ملل اسلامي و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مي باشد .
از خداوند عز و جل عاجزانه خـواهانـم كه لحظه اي ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنايات غيبي خود به ايـن فرزندان اسلام و رزمنـدگـان عزيز لحظه اي دريغ نفـرمـايـــد .


روح الله الموسوي الخميني


اهميت انقلاب شكـوهمنـد اسلامـي كه دستآورد ميليــونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز , ايـن شهيدان زنـده است و مـورد اميـد ميليـونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدري است كه ارزيابي آن از عهده قلـم و بيان والاتر و بـرتـر است, اينجانب روح الله مـوسـوي خمينـي كه از كرم عظيـم خداوند متعال با همه خطايا مإيوس نيستـم و زادراه پرخطرم همان دلبستگـي به كرم كريـم مطلق است به عنـوان يك نفر طلبه حقير كه همچـون ديگـر بـرادران ايمـانـي اميـد به ايـن انقلاب و بقـــاء دست آوردهاي آن و به ثمر رسيـدن هر چه بيشتـر آن دارم به عنـوان وصيت به نسل حاضـر و نسل هاي عزيز آينده مطالبـي هرچنـد تكـراري عرض مي نمايم و از خداوند بخشاينده مي خواهم كه خلوص نيت در ايـن تذكرات عنايت فرمايد :
1 ـ مـا مـي دانيـم كه ايـن انقلاب بزرگ كه دست جهان خــــواران و ستمگران را از ايران بزرگ كـوتاه كـرد با تإييـدات غيبـي الهي پيروز گرديـد. اگـر نبـود دست تـواناي خـداوند امكان نـداشت يك جمعيت سي وشـش ميليوني با آن تبليغات ضداسلامي و ضد روحاني خصوص در ايـن صدسال اخير و با آن تفرقه افكنيهاي بـي حساب قلـم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنراني ها و مجالـس و محافل ضداسلامي و ضـد ملـي به صـورت مليت و آن همه شعرها و بذله گـوئيها و آن همه مراكز عياشـي و فحشإ و قمار و مسكرات و مـواد مخـدره كه همه و همه براي كشيدن نسل جـوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالي و تـرقـي ميهن عزيز خـود فعاليت نماينـد به فساد و بـي تفاوتـي در پيشامـدهاي خـأنانه كه به دست شاه فاسـد و پـدر بـي فـرهنگـش و دولتها و مجالـس فرمايشـي كه از طرف سفارتخانه هاي قدرتمندان بر ملت تحميل مـي شـد و از همه بـدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آمـوزشـي كه مقدرات كشـور به دست آنان سپرده مـي شد با به كار گـرفتـن معلمان و استادان غرب زده يا شـرق زده صددرصـد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامـي بلكه ملي صحيح با نام مليت و ملـي گرايي گر چه در بين آنان مرداني متعهد و دلسوز بودند لكـن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتـي نمـي تـوانستنـد انجام دهنـد و با ايـن همه و دهها مسأل ديگـر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قـدرت تبليغات به انحراف فكري كشيـدن بسياري از آنان, ممكـن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كننـد و در سرتاسـر كشـور با ايـده واحـد و فـرياد الله اكبـر و فـداكاريهاي حيرت آور و معجزهآسا تمام قـدرتهاي داخل و خارج را كنار زده و خـود مقـدرات كشـور را به دست گيـرد. بنابـرايـن شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامـي ايران از همه انقلابها جداست, هـم در پيدايـش و هم در كيفيت مبارزه و هـم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه ايـن يك تحفه الهي و هديه غيبي بـوده كه از جانب خداوندمنان برايـن ملت مظلـوم غارت زده عنايت شده است .
2 ـ اسلام و حكـومت اسلامـي پديده الهي است كه با به كار بستن آن سعادت فرزنـدان خـود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تإميـن مـي كند و قدرت آن دارد كه قلـم سرخ بر ستمگريها و چپاول گريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خـود برساند و مكتبـي است كه بر خلاف مكتبهاي غير تـوحيدي در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنـوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخـالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولـو بسيـار نـــاچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنـوي نقـش دارد فروگذار ننموده است و مـوانع و مشكلات سـر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و برفع آن كوشيده است. اينك كه به تـوفيق و تإييد خداوند, جمهوري اسلامي با دست تـواناي ملت متعهد پايه ريزي شده و آنچه در ايـن حكومت اسلامي مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است, بـرملت عظيـم الشـإن ايـران است كه در تحقق محتـواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حـراست آن بكـوشنـد كه حفظ اسلام در رإس تمـــام واجبـات است, كه انبيـإ عظام از آدم عليه السلام تـا خـاتــــم النبييـن صلي الله عليه وآله و سلـم در راه آن كوشـش و فداكاري جان فرسا نمـوده اند و هيچ مانعي آنان را از ايـن فريضه بزرگ باز نـداشته و همچنيـن پـس از آنان اصحـاب متعهد و أمه اسلام عليهم صلوات الله با كوششهاي تـوان فرسا تا حد نثار خون خـود در حفظ آن كـوشيـده انـد و امروز بر ملت ايران خصـوصا و بـر جميع مسلمانان عمـوما واجب است ايـن امانت الهي را كه در ايـران به طـور رسمـي اعلام شده و در مدتـي كـوتاه نتايج عظيمـي به بار آورده با تمام تـوان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقإ آن و رفع موانع و مشكلات آن كـوشـش نماينـد و اميـد است كه پرتـو نـور آن بـرتمام كشـورهاي اسلامـي تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در ايـن امر حياتي نمايند و دست ابرقدرتهاي عالـم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابـد از سر مظلـومان و ستمـديدگان جهان كـوتاه نمايند . اينجانب كه نفـس هاي آخر عمر را مي كشـم به حسب وظيفه, شطـري از آنچه در حفظ و بقإ ايـن وديعه الهي دخالت دارد و شطري از مـوانع و خطرهايـي كه آن را تهديد مـي كنند براي نسل حاضر و نسل هاي آينده عرض مي كنـم و توفيق و تإييد همگان را از درگـاه پـروردگـار عالميـان خـواهـانــم .
الف ـ بـي تـرديـد رمز بقإ انقلاب اسلامـي همان رمز پيروزي است و رمز پيـروزي را ملت مـي داند و نسل هاي آينـده در تاريخ خـواهنـد خواند كه دو ركـن اصلي آن انگيزه الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر كشـوربا وحـدت كلمه برايهمان انگيزه ومقصد. اينجـانب به همه نسل هـاي حـاضـر و آينـده وصيت مـي كنـم كه اگـر بخـواهيـد اسلام و حكـومت الله بـرقـرار باشـد, و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شـود ايـن انگيزه الهي را كه خـداوند تعالـي در قرآن كريـم برآن سفارش فرمـوده است از دست نـدهيـد و در مقابل ايـن انگيزه كه رمز پيـروزي و بقـإ آن است, فرامـوشي هدف و تفرقه و اختلاف است. بي جهت نيست كه بـوقهاي تبليغاتي در سراسر جهان و وليده هاي بـومي آنان تمام تـوان خـود را صرف شايعه ها و دروغ هاي تفرقه افكـن نمـوده اند و ميلياردهادلار بـراي آن صـرف مي كننـد. بـي انگيزه نيست سفـرهاي دأمـي مخالفان جمهوري اسلامـي به منطقه و مع الاسف در بيـن آنان از سردمـداران و حكـومتهاي بعض كشـورهاي اسلامـي كه جزبه منـافع شخصـي خـود فكـر نمي كنند و چشـم و گـوش بسته تسليـم آمريكا هستند ديده مي شـود و بعض از روحانـي نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براي ملت ايران و مسلمانان جهان بايـد مطرح باشـد و اهميت آن را در نظر گيـرنـد, خنثـي كـردن تبليغات تفـرقه افكـن خــانه برانداز است. توصيه اينجانب به مسلميـن و خصوص ايرانيان بـويژه در عصـر حاضر آن است كه در مقابل ايـن تـوطئه ها عكـس العمل نشان داده و به انسجام و وحـدت خـود به هر راه ممكـن افزايـش دهند و كفـار و منـافقـان را مـإيـوس نمـاينـد .
ب ـ از تـوطئه هاي مهمي كه در قرن إخير, خصوصا در دهه هاي معاصر و بـويژه پـس از پيروزي انقلاب آشكارا به چشـم مي خـورد, تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براي مإيوس نمـودن ملتها و خصـوص ملت فـداكار ايران از اسلام است, گاهـي ناشيانه و با صـراحت به اينكه احكام اسلام كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمي تـواند در عصـر حاضر كشـورها را اداره كنـد يا آنكه اسلام يك ديـن ارتجاعي است و با هر نـوآوري و مظاهـر تمـدن مخالف است و در عصـر حاضـر نمـي شود كشـورها از تمدن جهانـي و مظاهر آن كناره گيرند و امثال ايـن تبليغات ابلهانه و گـاهـي مـوذيـانه و شيطنتآميز به گـونه طـرفـداري از قـداست اسلام كه اسلام و ديگـر اديان الهي سـروكـار دارنـد با معنـويات و تهذيب نفـوس و تحذير از مقامات دنيايـي و دعوت به تـرك دنيـا و اشتغال به عبـادات و اذكـــار و ادعيه كه انسان را به خداي تعالـي نزديك و از دنيا دور مي كند و حكـومت و سياست و سررشته داري برخلاف آن مقصـد و مقصـود بزرگ و معنـوي است چه اينها تمـام بـراي تعميـر دنيا است و آن مخـالف مسلك انبيإ عظام است و مع الاسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحـانيــــان و متدينان بي خبر از اسلام تإثير گذاشته كه حتي دخالت در حكـومت و سياست را به مثـابه يك گنـاه و فسق مـي دانستنـد و شـايـد بعضـي بـداننـد و ايـن فـاجعه بزرگـي است كه اسلام مبتلاي به آن بــود. گـروه اول كه بـايـد گفت از حكـومت و قـانـون و سياست يـا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خـود را به بـي اطلاعي مـي زننـد زيرا اجـرإ قـوانيـن بـر معيار قسط و عدل و جلـوگيـري از ستمگـري و حكـومت جـأرانه و بسط عدالت فـردي و اجتماعي و منع از فساد و فحشإ و انواع كجرويها و آزادي برمعيار عقل و عدل و استقلال و خـودكفأي و جلـوگيـري از استعمار و استثمار و استعبـاد و حـدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل براي جلـوگيري از فساد و تباهـي يك جامعه و سياست و راه بردن جامعه به موازيـن عeل و عدل و انصاف و صدها از ايـن قبيل, چيزهايي نيست كه با مرور زمان در طـول تاريخ بشر و زندگي اجتماعي كهنه شـود. ايـن دعوي به مثابه آن است كه گفته شود. قـواعد عقلي و رياضـي در قرن حاضر بايد عوض شـود و به جاي آن قـواعد ديگر نشانـده شـود. اگر در صـدر خلقت, عدالت اجتماعي بايد جاري شود و از ستمگري و چپاول و قتل بايـد جلـوگيري شـود, امروز چـون قرن اتـم است آن روش كهنه شده و ادعاي آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان كه محمدرضا پهلوي مخلـوع مي گفت كه اينان مـي خـواهند با چارپايان در ايـن عصـر سفر كننـد يك اتهام ابلهانه بيـش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمـدن و نـوآوردها, اختـراعات و ابتكارات و صنعتهاي پيشرفته كه در پيشـرفت و تمـدن بشر دخالت دارد, هيچگاه اسلام و هيچ مذهب تـوحيـدي با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علـم و صنعت, مورد تإكيد اسلام و قرآن مجيـد است و اگر مراد از تجـدد و تمـدن به آن معنـي است كه بعض روشنفكران حـرفه اي مـي گـوينـد كه آزادي در تمام منكرات و فحشإ حتي هم جنس بازي و از ايـن قبيل, تمام اديان آسماني و دانشمندان و عقلا بـا آن مخـالفنـد گـر چه غرب و شـرق زدگـان به تقليــــد كـوركـورانه آن را تـرويج مـي كننـد. و امـا طـايفه دوم كه نقشه مـوذيانه دارند و اسلام را از حكـومت و سياست جدا مـي دانند بايد به ايـن نادانان گفت كه قـرآن كريـم و سنت رسـول الله صلـي الله عليه وآله آن قـدر كه در حكـومت و سياست احكام دارنـد در سايـر چيزها نـدارنـد بلكه بسيار از احكام عبادي اسلام, عبـادي سياسـي است كه غفلت از آنها ايـن مصيبتها را به بـار آورده. پيغمبـــر اسلام(ص) تشكيل حكـومت داد مثل سـايـر حكـومتهاي جهان لكـن بــا انگيزه بسط عدالت اجتمـاعي و خلفـإ اول اسلامـي حكـومتهاي وسيع داشته انـد و حكـومت علـي بـن إبـي طالب عليه السلام نيز بـا همان انگيزه به طور وسيع تر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پـس از آن به تدريج حكومت به اسـم اسلام بوده و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامـي به پيـروي از اسلام و رسـول اكـرم صلــــي الله عليه وآله بسيارند . اينجانب در ايـن وصيت نامه با اشاره مي گذرم ولي اميـد آن دارم كه نـويسنـدگان و جامعه شناسان و تـاريخ نـويسان, مسلمانان را از ايـن اشتباه بيـرون آورنـد. و آنچه گفته شـده و مي شـود كه انبيإ عليهم السلام به معنـويات كار دارند و حكـومت و سـررشته داري دنيايـي مطـرود است و انبيإ و اوليإ و بزرگان از آن احتراز مي كردند و ما نيز بايد چنيـن كنيم, اشتباه تإسفآوري است كه نتايج آن به تباهـي كشيدن ملتهاي اسلامـي و باز كردن راه بـراي استعمارگران خونخـوار است زيرا آنچه مردود است حكـومتهاي شيطـانـي و ديكتـاتـوري و ستمگـري است كه بـراي سلطه جـويـــي و انگيزه هاي منحـرف و دنيايـي كه از آن تحذير نمـوده انـد جمعآوري ثروت و مال و قدرت طلبـي و طاغوت گرايي است و بالاخره دنيايـي است كه انسان را از حق تعالـي غافل كنـد. و اما حكـومت حق براي نفع مستضعفان و جلوگيري از ظلـم و جـور و اقامه عدالت اجتماعي همان است كه مثل سليمان بـن داود و پيامبـر عظيـم الشـإن اسلام صلـي الله عليه وآله و إوصيإ بزرگـوارش براي آن كـوشـش مي كردند از بزرگتـريـن واجبات و اقامه آن از والاتـريـن عبادات است, چنانچه سياست سالـم كه در ايـن حكـومتها بـوده از امور لازمه است. بايد ملت بيدار و هشيار ايران با ديد اسلامـي ايـن تـوطئه ها را خنثـي نمايند و گـويندگان و نـويسندگان متعهد به كمك ملت بـرخيزنـد و دست شياطين تـوطئه گر را قطع نماينـد .
ج ـ و از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر شايعه هاي وسيع در سطح كشور و درشهرستان ها بيشتر براينكه جمهورياسلامي هم كاري براي مردم انجام نداد! بيچاره مردم با آن شـوق و شعف فداكاري كردنـد كه ازرژيم ظالمانه طاغوت رهايي يابند,گرفتار يك رژيم بدتر شدند, مستكبران مستكبـرتر و مستضعفان مستضعف تر شـدند زنـدان ها پـر از جـوانان كه اميد آتيه كشور است مي باشد و شكنجه ها از رژيـم سابق بـدتر و غير انسانـي تر است, هر روز عده اي را اعدام مـي كننـد به اسم اسلام, واي كاش اسـم اسلام روي اين جمهوري نمـي گذاشتنـد ايـن زمان از زمان رضاخان و پسـرش بـدتـر است مـردم در رنج و زحمت و گراني سرسامآور غوطه مي خـورند و سردمداران دارند ايـن رژيـم را به رژيمي كمونيستـي هدايت مي كنند, امـوال مردم مصادره مي شـود و آزادي در هـر چيز از ملت سلب شـده و بسياري ديگـر از ايـن قبيل امور كه با نقشه اجرإ مي شود و دليل آنكه نقشه و تـوطئه در كار است آنكه هر چنـد روزيك امر در هر گـوشه و كنار و در هر كـوي و برزن سر زبان ها مي افتد .
در تـاكسـي ها هميـن مطلب واحـد و در اتـوبـوسها نيز هميـن و در اجتماعات چند نفره باز هميـن صحبت مي شود و يكي كه قدري كهنه شد يكـي ديگر معروف مـي شـود و مع الاسف بعض روحانيـون كه از حيله هاي شيطانـي بـي خبـرنـد با تماس يكـي دو نفـر از عوامل تـوطئه گمان مـي كننـد مطلب همان است و اساس مسئله آن است كه بسياري از آنان كه ايـن مسأل را مي شنـوند و باور مـي كننـد اطلاع از وضع دنيا و انقلابهاي جهان و حـوادث بعد از انقلاب و گـرفتـاريهـاي عظيــــم اجتناب ناپذير آن ندارنـد. چنانچه اطلاع صحيح از تحـولاتـي كه همه به سـود اسلام است ندارند و چشـم بسته و بي خبر امثال ايـن مطالب را شنيـده و خـود نيز بـا غفلت يـا عمـد به آنـان پيـوسته انـد.
اينجانب تـوصيه مـي كنـم كه قبل از مطالعه وضعيت كنـونـي جهان و مقـايسه بيـن انقلاب اسلامـي ايـران با سـايـر انقلابـات و قبل از آشنايـي با وضعيت كشـورها و ملتهايـي كه در حال انقلاب و پـس از انقلابشان بر آنان چه مي گذشته است و قبل از تـوجه به گرفتاريهاي ايـن كشـور طاغوت زده از ناحيه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا كه در طـول چپاولگريهايشان بـراي ايـن دولت به ارث گذاشته انـد, از وابستگي هاي عظيـم خانمان سـوز تا اوضاع وزارتخانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتـش و مراكز عياشي و مغازه هاي مسكرات فروشي و ايجاد بي بندوباري در تمام شئون زندگي و اوضاع تعليـم و تربيت و اوضاع دبيرستان ها و دانشگاه ها و اوضاع سينماها و عشـرتكـده ها و وضعيت جـوان ها و زنها و وضعيت روحـانيـون و متـدينيـن و آزاديخـواهان متعهد و بانـوان عفيف ستمديده و مساجد در زمان طاغوت و رسيدگـي به پرونده اعدام شدگان و محكومان به حبـس و رسيدگي به زندان ها و كيفيت عملكـرد متصـديـان و رسيـدگـي به مـال سـرمـــايه داران و زميـن خـواران بزرگ و محتكـران و گـران فـروشـان و رسيـدگـــي به دادگستـريها و دادگاه هاي انقلاب و مقايسه با وضع سابق دادگستـري و قضات و رسيدگـي به حال نمايندگان مجلـس شـوراي اسلامي و اعضإ دولت و استاندارها و ساير مإمـورين كه در ايـن زمان آمده اند و مقايسه با زمان سابق و رسيدگي به عملكرد دولت و جهاد سازنـدگـي در روستاهاي محروم از همه مـواهب حتي آب آشاميدني و درمانگاه و مقايسه با طـول رژيـم سابق بـا در نظر گـرفتـن گـرفتاري به جنگ تحميلـي و پيامدهاي آن از قبيل آوارگان ميليـوني و خانـواده هاي شهدا و آسيب ديدگان در جنگ و آوارگان ميليـوني افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادي و تـوطئه هاي پي درپي آمريكا و وابستگان خارج و داخلـش, اضافه كنيد فقدان مبلغ آشنا به مسأل به مقـدار احتياج و قاضـي شرع و هرج و مرج هايـي كه از طرف مخالفان اسلام و منحـرفان و حتـي دوستـان نادان در دست اجـرإ است و ده ها مسأل ديگـر. تقـاضـا ايـن است كه قبل از آشنايـي به مسـأل به اشكال تراشي و انتقاد كـوبنـده و فحاشـي برنخيزيد و به حال ايـن اسلام غريب كه پـس از صـدها سال ستمگـري قلـدرها و جهل تـوده ها امروز طفلي تازه پا و وليده اي است محفوف به دشمـن هاي خارج و داخل رحم كنيد و شما اشكال تراشان به فكـر بنشينيـد كه آيا بهتـر نيست به جاي سركوبي به اصلاح و كمك بكـوشيد و به جاي طرفداري از منافقان و ستـم گران و سـرمايه داران و محتكران بي انصاف از خـدا بـي خبـر, طرفدار مظلـومان و ستمديدگان و محرومان باشيد و به جاي گروه هاي آشوب گر و تروريستهاي مفسد و طرفداري غير مستقيـم از آنان توجهي به ترورشـدگان از روحانيـون مظلوم تا خـدمتگزاران متعهد مظلـوم داشته باشيد ؟ اينجانب هيچگاه نگفته و نمي گـويـم كه امروز در ايـن جمهوري به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مي شود و اشخاصي از روي جهالت و عقـده و بـي انضبـاطـي بـرخلاف مقــررات اسلام عمل نمي كنند, لكـن عرض مي كنـم كه قـوه مقننه و قضأيه و اجرأيه با زحمات جان فرسا كـوشـش در اسلامي كردن ايـن كشـور مـي كنند و ملت ده ها ميليوني نيز طرفدار و مددكار آنان هستند و اگر ايـن اقليت اشكال تراش و كارشكـن به كمك بشتابنـد تحقق ايـن آمال آسان تـر و سريع تر خواهد بـود و اگر خـداي نخواسته اينان به خـود نياينـد, چون توده ميليوني بيدار شده و متـوجه مسأل است و در صحنه حاضر است آمال انساني اسلامي به خـواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشـم گير خواهد پوشيد و كجروان و اشكال تراشان در مقابل ايـن سيل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند. مـن با جرإت مدعي هستم كه ملت ايران و تـوده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسـول الله صلـي الله عليه وآله و كــوفه و عراق در عهد اميـرالمـومنيـن و حسيـن بـن علـي صلـوات الله و سلامه عليهمــا مـي بـاشنـد. آن حجـاز كه در عهد رسـول الله صلـي الله عليه وآله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمـي كردند و بابهانه هايـي به جبهه نمـي رفتند كه خـداوند تعالـي در سـوره تـوبه با آياتـي آنها را تـوبيخ فـرمـوده و وعده عذاب داده است. و آنقـدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در خبر به آنان نفريـن فرمـودند و آن إهل عراق و كـوفه كه با اميرالمـومنيـن آنقدر بد رفتاري كردند و از اطاعتـش سـرباز زدنـد كه شكايات آن حضـرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است, و آن مسلمانان عراق و كـوفه كه با سيدالشهدإ عليه السلام آن شد كه شـد و آنان كه در شهادت دست آلـوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستنـد تا آن جنايت تاريخ واقع شـد. و مـا امـروز مـي بينيـم كه ملت ايـران از قـواي مسلح نظامــي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قـواي مـردمـي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شـوق و اشتياق چه فـداكاريها مي كنند و چه حماسه ها ميآفرينند و مـي بينيـم كه مردم محتـرم سراسـر كشـور چه كمكهاي ارزنده مي كننـد. و مـي بينيـم كه بازمانـدگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاي حماسه آفريـن و گفتار و كرداري مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبـرو مـي شـونـد و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. در صـورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلي الله عليه وآله و سلـم هستند و نه در محضر امام معصـوم صلـوات الله عليه. و انگيزه آنان ايمان و اطمينـان به غيب است. و ايـن رمز مـوفقيت و پيـروزي در ابعاد مختلف است و اسلام بايـد افتخار كند كه چنيـن فرزنـدانـي تـربيت نمـوده و ما همه مفتخـريـم كه در چنين عصـري و در پيشگاه چنيـن ملتي مي باشيـم . و اينجانب در اينجا يك وصيت به اشخاصي كه به انگيزه مختلف با جمهوري اسلامي مخالفت مـي كننـد و به جـوانان چه دختران و چه پسرانـي كه مـورد بهره برداري منافقان و منحرفان فرصت طلب و سـودجـو واقع شده اند مي نمايـم كه بـي طرفانه و با فكر آزاد به قضـاوت بنشينيـد و تبليغات آنان كه مـي خـواهنـد جمهوري اسلامي ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با تـوده هاي محروم و گروه ها و دولتهايـي كه از آنان پشتيبانـي كـرده و مـي كننـد و گـروه هـا و اشخـاصـي كه در داخل به آنـان پيـوسته و از آنـــان پشتيباني مي كنند و اخلاق و رفتارشان در بيـن خـود و هوادارانشان و تغيير مـوضعهايشان در پيشامدهاي مختلف را با دقت و بدون هواي نفـس بررسـي كنيد, و مطالعه كنيـد حالات آنان كه در ايـن جمهوري اسلامـي به دست منافقان و منحرفان شهيد شـدنـد, و ارزيابـي كنيد بين آنان و دشمنانشان, نـوارهاي ايـن شهيـدان تا حـدي در دست و نـوارهاي مخالفان شايد در دست شماها باشـد. ببينيـد كـدام دسته طرفـدار محرومان و مظلـومان جامعه هستنـد . بـرادران ! شما ايـن اوراق را قبل از مرگ من نمي خـوانيد. ممكـن است پـس از مـن بخوانيد در آن وقت مـن نزد شما نيستـم كه بخواهـم به نفع خود و جلب نظرتان بـراي كسب مقام و قـدرتـي با قلب هاي جـوان شما بازي كنـم. مـن براي آنكه شما جـوانان شايسته اي هستيـد علاقه دارم كه جـواني خـود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهوري اسلامـي صرف كنيـد, تا سعادت هـر دو جهان را دريابيـد. و از خـداونـد غفـور مـي خـواهـم كه شما را به راه مستقيـم انسانيت هـدايت كنـد و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خـود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد, كه او هادي و رحمـن است. و يك وصيت به ملت شريف ايران و ساير ملتهاي مبتلا به حكـومتهاي فاسـد و در بند قدرتهاي بزرگ مي كنم. اما به ملت عزيز ايران تـوصيه مـي كنـم كه نعمتي كه با جهاد عظيـم خودتان و خون جوانان برومندتان بدست آورديد همچـون عزيزتريـن امـور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسداري نمأيد و در راه آن كه نعمتـي عظيـم الهي و امانت بزرگ خداوندي است كوشش كنيد و از مشكلاتي كه در ايـن صراط مستقيم پيش مـيآيد نهراسيد كه ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكـم و در مشكلات دولت جمهوري اسلامي با جان و دل شريك و در رفع آنها كـوشا باشيد و دولت و مجلـس را از خود بدانيد و چون محبـوبي گرامي از آن نگهداري كنيـد. و به مجلـس و دولت و دست انـدركـاران تــوصيه مـي نمايـم كه قدر ايـن ملت را بـدانيد و در خـدمتگزاري به آنان خصـوصـا مستضعفـان و محـرومان و ستمـديـدگان كه نـورچشمان ما و اوليـإ نعم همه هستنـد و جمهوري اسلامـي رهآورد آنـان و بــــا فداكاريهاي آنان تحقق پيداكرد و بقإ آن نيز مرهـون خدمات آنان است, فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خـود بدانيد و حكـومتهاي طاغوتي را كه چپاولگراني بي فرهنگ و زورگـوياني تهي مغز بـودنـد و هستنـد را هميشه محكـوم نمأيـد. البته با اعمال انسانـي كه شايسته براي يك حكـومت اسلامـي است. و اما به ملتهاي اسلامي تـوصيه مي كنـم كه از حكـومت جمهوري اسلامي و از ملت مجاهد ايران الگـو بگيريد و حكـومتهاي جأر خـود را در صـورتـي كه به خواست ملتها كه خـواست ملت ايران است سرفرود نياوردند, با تمام قدرت به جاي خـود بنشانيد كه مايه بدبختـي مسلمانان, حكـومتهاي وابسته به شـرق و غرب مي باشنـد و إكيـدا تـوصيه مـي كنـم كه به بـوقهاي تبليغاتـي مخالفان اسلام و جمهوري اسلامي گـوش فرا ندهيد كه همه كـوشـش دارند كه اسلام را از صحنه بيـرون كننـد كه منافع ابرقدرتها تإميـن شـود.
د ـ از نقــشـه هاي شـيـــطانـي قــدرتـهاي بــزرگ اسـتــعـمـار و اسـتـثـمـارگـر كه سـالهاي طــــولانـي در دسـت اجرا است و در كشـور ايران از زمان رضـــاخان اوج گرفت و در زمان محمـدرضا با روشهاي مختلف دنباله گيري شـد, به انزوا كشانـدن روحانيت است كه در زمان رضاخان با فشار و سركـوبي و خلع لباس و حبـس و تبعيد و هتك حـرمات و اعدام و امثـال آن و در زمان محمـدرضـا بـا نقشه و روش هاي ديگـر كه يكـي از آنها ايجـاد عداوت بيـن دانشگـاهيان و روحانيان بـود, كه تبليغات وسيعي در ايـن زمينه شد و مع الاسف به واسطه بـي خبري هر دو قشـر از تـوطئه شيطانـي ابـرقـدرتها نتيجه چشـم گيري گرفته شد از يك طرف از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيـران و اساتيـد و روسـاي دانشگاهها از بيـن غرب زدگان يا شـرق زدگان و منحـرفان از اسلام و سايـر اديان انتخاب و به كار گماشته شـوند و متعهدان مـومـن در اقليت قرار گيرنـد كه قشر موثر را كه در آتيه حكومت را به دست مي گيرند, از كـودكي تا نوجواني و تا جـواني طوري تربيت كنند كه از اديان مطلقا و اسلام به خصـوص و از وابستگـان به اديان خصـوصـا روحـانيـون و مبلغان متنفـر باشنـد. و اينان را عمال انگليـس در آن زمان و طـرفـدار سـرمايه داران و زميـن خـواران و طرفـدار ارتجاع و مخالف تمـدن و تعالي در بعد از آن معرفي مي نمـودند. و از طرف ديگر با تبليغات سـوء, روحانيون و مبلغان و متدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان ترسانيده و همه را به بي دينـي و بـي بنـدوباري و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مـي نمـودنـد. نتيجه آنكه دولتمـردان, مخـالف اديان و اسلام و روحانيـون و متـدينان باشند و تـوده هاي مردم كه علاقه به ديـن و روحاني دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است بـاشنـد و اختلاف عميق بيـن دولت و ملت و دانشگاهـي و روحانـي راه را بـراي چپاولگـران آنچنان باز كنـد كه تمام شئون كشـور در تحت قـدرت آنان و تمام ذخأر ملت در جيب آنان سـرازير شـود چنانچه ديديد به سر ايـن ملت مظلـوم چه آمد و مي رفت كه چه آيد. اكنـون كه به خـواست خداوند متعال و مجاهدت ملت از روحاني و دانشگاهـي تا بـازاري و كارگـر و كشاورز و سايـر قشـرها بنـد اسارت را پاره و سـد قدرت ابرقـدرتها را شكستنـد و كشـور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادنـد, تـوصيه اينجانب آن است كه نسل حاضـر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جـوانان بـرومنـد عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علـوم اسلامي پيوند دوستي و تفاهم را محكم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه هاي دشمـن غدار غافل نباشند و به مجـرد آنكه فرد يا افرادي را ديـدنـد كه با گفتار و رفتار خـود در صدد است بذر نفاق بيـن آنان افكند او را ارشاد و نصيحت نماينـد و اگـر تإثيـر نكـرد از او روگـردان شـوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند تـوطئه ريشه دواند كه سرچشمه را به آساني مي تـوان گرفت و مخصـوصا اگر در اساتيد كسـي پيدا شد كه مـي خـواهد انحراف ايجاد كند او را ارشاد و اگر نشـد از خود و كلاس خود طرد كنند. و ايـن توصيه بيشتر متوجه روحانيون و محصليـن علوم ديني است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ويژه اي برخـوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستنـد بايـد مـواظب تـوطئه هـا بـاشنـد .
ه ـ از جمله نقشه هـا كه مع الاسف تإثيـر بزرگي در كشورها و كشور عزيـزمـان گـذاشـت و آثـار آن بـاز تا حد زيـادي به جـامـانـده بيگانه نمـودن كشـورهـاي استـعـمـار زده ازخويــش و غـرب زده و شرق زده نمودن آنـان است به طـوري كه خـود را و فرهنـگ و قـدرت خـود را بهيچ گرفـتند و غرب و شـرق, دو قطـب قدرتـمنـد را نژاد بـرتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قـدرت را قبــله گاه عالـم دانســتنـد و وابستگـي به يكـي از دو قطــب را از فـرأــض غير قابل اجتناب معرفـي نمـودند. و قصه ايـن امر غم انگيز طـولانـي و ضربه هايي كه از آن خورده و اكنون نيز مي خـوريـم كشنده و كوبنده است. و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاي ستـم ديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگهداشته و كشـورهايي مصرفـي بار آوردند و به قدري ما را از پيشرفتهاي خـود و قـدرتهاي شيطانيشان تـرسانده انـد كه جرإت دست زدن به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خـود را تسليـم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاي خـود را به دست آنان سپرده و چشـم و گـوش بسته مطيع فـرمان هستيـم و ايـن پـوچـي و تهي مغزي مصنـوعي مـوجب شـده كه در هيچ امري به فكـر و دانـش خـود اتكإ نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييـم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيـم , نويسندگان و گويندگان غرب و شرق زده بـي فرهنگ, آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بـومي ما را سركـوب و مإيوس نمـوده و مي نمايند و رسـوم و آداب اجنبـي را هـر چنـد مبتذل و مفتضح باشـد با عمل و گفتار و نـوشتار ترويج كرده و با مـداحـي و ثناجـويـي آنها را به خـورد ملتها داده و مي دهند. في المثل اگر در كتاب يا نـوشته يا گفتاري چند واژه فرنگي باشد بدون توجه به محتـواي آن با اعجاب پذيرفته و گـوينده و نويسندهآن را دانشمند و روشنفكر به حساب ميآورند و از گهواره تا قبـر به هر چه بنگريـم اگر با واژه غربـي و شرقـي اسـم گذاري شـود مرغوب و مورد تـوجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگي محسـوب و اگر واژه هاي بـومـي خـودي به كار رود مطـرود و كهنه و واپـس زده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربي داشته باشند مفتخر و اگر نام خـودي دارند سـر به زير و عقب افتاده انـد. خيابانها, كـوچه ها, مغازه ها, شـركتها, داروخانه ها, كتابخانه ها, پارچه ها و ديگر متاعها هر چنـد در داخل تهيه شـده بايـد نام خارجـي داشته باشد تا مردم از آن راضـي و به آن اقبال كنند. فرنگـي مآبـي از سر تاپا و در تمام نشست و بـرخاست ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگـي مـوجب افتخار و سـربلنـدي و تمـدن و پيشرفت, و در مقابل آداب و رسـوم خـودي, كهنه پرستـي و عقب افتادگي است. در هر مرض و كسـالتـي ولـو جزئي و قـابل علاج در داخل بـايـد به خـارج رفت و دكترها و اطبإ دانشمند خـود را محكوم و مإيوس كرد . رفتـن به انگلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخاري پر ارزش و رفتـن به حج و سـايـر اماكـن متبـركه كهنه پـرستـي و عقب مانـدگـي است! بـي اعتنايي به آنچه مربـوط به مذهب و معنـويات است از نشانه هاي روشنفكري و تمدن, در مقابل تعهد به ايـن امـور نشانه عقب ماندگي و كهنه پرستـي است! اينجانب نمـي گـويم ما خـود همه چيز داريـم. معلـوم است ما را در طـول تاريخ نه چندان دور خصـوصا در سده هاي اخير از هر پيشرفتـي محروم كرده انـد و دولتمردان خأن و دودمان پهلوي خصوصا و مراكز تبليغاتي عليه دستاوردهاي خودي و نيز خـود كـوچك ديدنها و يا ناچيز ديـدنها, ما را از هـر فعاليتـي بـراي پيشـرفت محـروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سـرگرم كردن بانـوان و مردان خصـوصا طبقه جـوان به اقسام اجناس وارداتـي از قبيل ابزار آرايـش و تزئينات و تجملات و بـازيهاي كـودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفي بار آوردن هرچه بيشتر كه خـود داستان هايغم انگيز دارد و سرگرم كردن و به تباهي كشاندن جـوان ها كه عضـو فعال هستند با فراهـم آوردن مراكز فحشإ و عشرتكده ها و دهها از ايـن مصأب حساب شده براي عقب نگهداشتـن كشورهاست. مـن وصيت دلسـوزانه و خادمانه مـي كنـم به ملت عزيز كه اكنـون كه تا حدود زياد و چشم گيري از بسياري از ايـن دام ها نجات يافته و نسل محروم حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته و ديـديـم كه بسياري از كارخـانه ها و وسـايل پيشـرفته مثل هـواپيماها و ديگـر چيزها كه گمان نمـي رفت متخصصيـن ايران قادر به راه انداختـن كارخانه ها و امثال آن باشنـد و همه دستها را به سـوي غرب يا شـرق دراز كرده بـوديـم كه متخصصيـن آنـان اينها را به راه انـدازنـد, در اثـر محاصـره اقتصادي و جنگ تحميلـي خـود جـوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاي ارزان تـر عرضه كرده و رفع احتياج نمـودند و ثابت كردنـد كه اگر بخـواهيم مـي تـوانيـم . بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيـد كه سياست بازان پيـوسته به غرب و شـرق بـا وسـوسه هاي شيطـانـي شمـا را به سـوي ايـن چپـاولگـران بيـن المللـي نكشند و با اراده مصمـم و فعاليت و پشتكار خـود به رفع وابستگيها قيام كنيد و بـدانيد كه نژاد آريا و عرب از نژاد اروپا و آمريكا و شـوروي كـم ندارد و اگر خودي خـود را بيابد و يإس را از خود دور كند و چشـم داشت به غير خـود نداشته باشـد, در دراز مـدت قـدرت همه كـار و سـاختـن همه چيز را دارد و آنچه انسان هاي شبيه به اينان به آن رسيده اند شما هـم خواهيد رسيد به شرط اتكال به خداوند تعالـي و اتكإ به نفـس و قطع وابستگـي به ديگران و تحمل سختـي ها براي رسيدن به زندگي شرافتمندانه و خارج شـدن از تحت سلطه اجانب. و بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل هاي آينـده كه از متخصصيـن خـود قـدردانـي كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشـويق به كار نمايند و از ورود كالاهاي مصـرف سازو خانه بـرانداز جلـوگيـري نماينـد و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند و از جـوانان, دختران و پسران مي خـواهـم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را ولـو با تحمل زحمت و رنج فـداي تجملات و عشـرتها و بـي بنـدوبـاريها و حضـور در مراكز فحشإ كه از طرف غرب و عمال بي وطـن به شما عرضه مي شـود, نكنند; كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهي شما و اغفالتان از سـرنـوشت كشـورتان و چاپيـدن ذخايـر شما و به بنـد استعمار و ننگ وابستگي كشيدنتان و مصرفي نمـودن ملت و كشـورتان به چيز ديگر فكر نمي كنند و مي خـواهند با ايـن وسايل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نيمه وحشـي نگهدارند .
و ـ از تـوطئه هاي بزرگ آنان چنانچه اشـاره شــد و كـرارا تذكـر داده ام, به دست گرفتـن مراكز تعليـم و تـربيت خصـوصا دانشگاهها است كه مقـدرات كشـورها در دست محصـولات آنها است. روش آنان بـا روحـانيـون و مـدارس علـوم اسلامـي فـرق دارد بـا روشـــي كه در دانشگاهها و دبيرستان ها دارند. نقشه آنان برداشتـن روحانيون از سر راه و منزوي كردن آنان است يا با سركـوبـي و خشـونت و هتاكي كه در زمان رضاخان عمل شد, ولـي نتيجه معكـوس گرفته شـد, يا با تبليغات و تهمتها و نقشه هاي شيطانـي بـراي جـدا كردن قشر تحصيل كرده و به اصطلاح روشـن فكر كه اين هم در زمان رضاخان عمل مي شد و در رديف فشار و سركوبي بـود و در زمان محمدرضا ادامه يافت بدون خشـونت ولي موذيانه. و اما در دانشگاه, نقشه آن است كه جـوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاي خـودي منحرف كنند و به سوي شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بيـن اينان انتخاب و بر سرنـوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هر چه مي خـواهند انجام دهند. اينان كشـور را به غارت زدگي و غرب زدگـي بكشانند و قشر روحانـي با انزوا و منفـوريت و شكست قادر بـر جلـوگيـري نباشـد. و ايـن بهتريـن راه است بـراي عقب نگهداشتـن و غارت كردن كشـورهاي تحت سلطه, زيرا براي ابر قـدرتها بي زحمت و بـي خرج و در جـوامع ملـي بـي سـروصـدا هـر چه هست به جيب آنـان مـي ريزد. پـس اكنـــون كه دانشگاهها و دانشسـراها در دست اصلاح و پـاكسـازي است بـرهمه ما لازم است با متصـديان كمك كنيم و براي هميشه نگذاريـم دانشگاهها به انحراف كشيده شـود و هرجا انحرافـي به چشـم خـورد با اقـدام سريع به رفع آن كـوشيـم و ايـن امر حياتي بايد در مرحله اول با دست پرتـوان خـود جـوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجـات دانشگـاه از انحـراف, نجـات كشــور و ملت است . واينجانب بــه هــمـه نـوجـوانان و جـوانان در مـــرحله اول و پــدران و مـادران و دوستـان آنها در مـرحله دوم و به دولتمـــــــردان و روشنفكران دلسوز براي كشور در مرحله بعد وصيت مي كنم كه در ايـن امر مهم كه كشـورتان را از آسيب نگه مي دارد با جان و دل كـوشـش كنيـد و دانشگـاهها را به نسل بعد بسپـريـد. و به همه نسل هــاي مسلسل تـوصيه مـي كنـم كه بـراي نجـات خـود و كشـور عزيز و اسلام آدم سـاز, دانشگـاهها را از انحـراف و غرب و شـرق زدگــــي حفظ و پاسداري كنيد و با ايـن عمل انساني اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشـور قطع و آنان را نااميد نمأيـد. خـدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
ز ـ از مـهـمـات امــور تـعـهد وكـلاي مـجـلــس شــوراي اسـلامـي است. ما ديديـم كه اسلام و كشـور ايران چه صدمات بسيار غم انگيزي از مجلس شوراي غير صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژيـم جنايتكار پهلـوي و از هر زمان بـدتر و خطرناكتـر در ايـن رژيـم تحميلـي فاسـد خـورد و چه مصيبت ها و خسارتهاي جان فـرسا از ايـن جنايتكاران بي ارزش و نـوكرمآب به كشـور و ملت وارد شد. در ايـن پنجاه سال يك اكثريت قلابي منحرف در مقابل يك اقليت مظلـوم موجب شد كه هر چه انگلستان و شـوروي و اخيرا آمريكا خـواستند با دست هميـن منحرفان از خدا بـي خبر انجام دهند و كشـور را به تباهي و نيستـي كشاننـد. از بعد از مشـروطه هيچگاه تقريبا به مـواد مهم قانـون اسـاسـي عمل نشـد. قبل از رضاخـان بـا تصـدي غرب زدگان و مشتي خان و زميـن خـواران و در زمان رژيم پهلـوي به دست آن رژيـم سفـاك و وابستگـان و حلقه به گـوشـان آن. اكنـون كه بـا عنـايت پروردگار و همت ملت عظيـم الشإن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خـود مـردم و بـا انتخاب خـودشان بـدون دخـالت دولت و خان هاي ولايات به مجلـس شـوراي اسلامـي راه يافتند و اميد است كه با تعهدآنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيري از هر انحراف بشـeد. وصيـت اينجـانب به مــلت در حـال و آتــيه آن است كه بـا اراده مصمـم خود و تعهد خـود به احكام اسلام و مصالح كشـور در هر دوره از انتخابات وكلاي داراي تعهد به اسلام و جمهوري اسلامـي كه غالبا بين متـوسطين جامعه و محروميـن مـي باشنـد و غير منحـرف از صراط مستقيـم به سوي غرب يا شرق و بدون گرايـش به مكتبهاي انحرافي و اشخـاص تحصيل كـرده و مطلع بـر مسأل روز و سياستهاي اسلامـي به مجلـس بفرستند و به جامعه محترم روحانيت خصوصا مراجع معظم وصيت مي كنـم كه خود را در مسأل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئيـس جمهور و وكلاي مجلـس كنار نكشند و بـي تفاوت نباشنـد. همه ديديـد و نسل آتيه خـواهد شنيد كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب, روحانيـون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنج ها بنيان گذاشتنـد از صحنه خارج كردند و روحانيـون نيز بازي سياست بازان را خـورده و دخالت در امور كشـور و مسلميـن را خارج از مقام خـود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردندوبه سرمشروطيت وقانـون اساسـي و كشـور و اسلام آن آوردنـد كه جبـرانـش احتيـاج به زمـان طـولانـــي دارد. اكنـون كه بحمدالله تعالـي مـوانع رفع گرديده و فضاي آزاد براي دخالت همه طبقات پيـش آمـده است, هيچ عذري بـاقـي نمانـده و از گناهان بزرگ نابخشـودني, مسامحه در امر مسلميـن است. هر كـس به مقدار توانـش و حيطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و ميهن باشد و با جـديت از نفـوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب يا شـرق زدگان و منحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلـوگيري نمايند و بـداننـد كه مخالفيـن اسلام و كشـورهاي اسلامي كه همان ابر قدرتان چپاولگر بيـن المللي هستند با تدريج و ظرافت در كشورما و كشـورهاي اسلامي ديگـر رخنه و بـا دست افـراد خـود ملتها, كشـورهـــا را به دام استثمار مـي كشاننـد. بايد با هـوشياري مراقب باشيـد و با احساس اوليـن قـدم نفـوذي به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت نـدهيـد. خدايتان يار و نگهدار باشد. و از نمايندگان مجلـس شـوراي اسلامي در ايـن عصر و عصرهاي آينده مـي خواهـم كه اگر خداي نخـواسته عناصر منحرفـي با دسيسه و بازي سياسـي وكالت خـود را به مردم تحميل نمـودند. مجلـس اعتبارنامه آنان را رد كننـد و نگذارنـد حتـي يك عنصـر خـرابكار وابسته به مجلـس راه يابـد و به اقليتهاي مذهبـي رسمي وصيت مـي كنـم كه از دوره هاي رژيـم پهلوي عبرت بگيرند و وكلاي خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوري اسلامي و غير وابسته به قدرتهاي جهان خـوار و بدون گرايـش به مكتبهاي الحادي و انحرافـي و التقاطـي انتخاب نماينـد. و از همه نماينـدگان خـواستارم كه با كمال حسـن نيت و برادري با هـم مجلسان خـود رفتار و همه كوشا باشند كه قـوانيـن خـداي نخـواسته از اسلام منحـرف نبـاشـد و همه به اسلام و احكـام آسمانـي آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. و از شوراي محترم نگهبان مي خواهـم و توصيه مي كنـم چه در نسل حاضر و چه در نسل هاي آينـده, كه با كمال دقت و قـدرت وظايف اسلامـي و ملـي خـود را ايفإ و تحت تإثير هيچ قـدرتـي واقع نشـوند و از قـوانيـن مخالف بـا شـرع مطهر و قانـون اساسـي بـدون هيچ ملاحظه جلـوگيـري نماينـد و با ملاحظه ضـرورات كشـور كه گاهـي با احكام ثانـويه و گاهـي به ولايت فقيه بايـد اجـرا شـود تـوجه نماينـد.
و وصيت مـن به ملت شـريف آن است كه در تمام انتخابات چه انتخاب رئيـس جمهور و چه نماينـدگان مجلـس شـوراي اسلامـي و چه انتخـاب خبـرگان بـراي تعييـن شـوراي رهبـري يا رهبـر در صحنه باشنـد و اشخاصي كه انتخاب مي كنند روي ضـوابطي باشدكه اعتبار مي شـود مثلا در انتخاب خبرگان براي تعييـن شـوراي رهبري يا رهبر تـوجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روي مـوازيـن شرعيه و قانـون انتخاب نكننـد چه بسا كه خساراتـي به اسلام و كشور وارد شـود كه جبران پذير نباشـد و در ايـن صـورت همه در پيشگاه خـداوند متعال مسئول مـي باشنـد. از ايـن قرار عدم دخالت ملت از مراجع و علمإ بزرگ تـا طبقه بـازاري و كشـاورز و كارگـر و كارمنـد همه و همه مسئول سـرنـوشت كشـور و اسلام مـي باشنـد چه در نسل حاضر و چه در نسل هـاي آتيه, و چه بسا كه در بعض مقـاطع عدم حضـور و مسـامحه, گنـاهـي بـاشـد كه در رإس گنـاهـان كبيـره است . پـس علاج واقعه را قبل از وقـوع بـايـد كـرد والا كار از دست همه خـارج خـواهـد شـد و ايـن حقيقتـي است كه بعد از مشـروطه لمــس نموده ايد و نمـوده ايـم. چه هيچ علاجـي بالاتر و والاتر از آن نيست كه ملت در سـرتاسـر كشـور در كارهايـي كه محـول به اوست بـرطبق ضوابط اسلامي و قانون اساسي انجام دهد و در تعييـن رئيس جمهور و وكلاي مجلـس بـا طبقه تحصيل كـرده متعهد و روشنفكـر بـا اطلاع از مجاري امـور و غيـر وابسته به كشـورهاي قـدرتمنـد استثمارگـر و اشتهار به تقـوي و تعهد به اسلام و جمهوري اسلامـي مشـورت كرده و با علمإ و روحـانيـون بـا تقـوي و متعهد به جمهوري اسلامـي نيز مشـورت نموده و تـوجه داشته باشند رئيـس جمهور و وكلاي مجلـس از طبقه اي باشنـ
 
 عكس برگزيده
- صفحه اول - كلام شهدا - ويژه نامه ها - كودك و نوجوان - اشعار - داستان - تئاتر - سينما - آثار چند رسانه اي - بانك سوژه - كتابخانه - عكس و تصوير - مقالات - فيلم - صوت - آمار بازديدها - نقشه سايت
info@navideshahed.com