صفحه اول جمعه  / 12 شهريور 1389  / 03 سپتامبر 2010  العربیه - اردو - English    
 درباره ما   
 پرسش و پاسخ   
 تماس با ما   
 جستجوي پيشرفته   
  آرشيو مقالات -> علمي و فرهنگي
عنوان : فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاريخ
خلاصه : قافله عشق در سفر تاريخ است و اين تفسيري است بر آنچه فرموده اند: كل يوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... اين سخني است كه پشت شيطان را مي لرزاند و ياران حق را به فيضان دائم رحمت او اميدوار مي سازد. ... و تو ، اي آن كه در سال شصت و يكم هجري هنوز در ذخاير تقدير نهفته بوده اي و اكنون ، در اين دوران جاهليت ثاني و عصر توبه بشريت ، پاي به سياره زمين نهاده اي ، نوميد مشو ، كه تو را نيز عاشورايي است و كربلايي كه تشنه خون توست و انتظار مي كشد تا تو زنجير خاك از پاي اراده ات بگشايي و از خود و دلبستگي هايش هجرت كني و به كهف حَصينِ لازمان و لامكان ولايت ملحق شوي و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و يكم هجري برساني و در ركاب امام عشق به شهادت رسي... ياران! شتاب كنيد ، قافله در راه است . مي گويند كه گناهكاران را نمي پذيرند ؟ آري ، گناهكاران را در اين قافله راهي نيست ... اما پشيمانان را مي پذيرند . آدم نيز در اين قافله ملازم ركاب حسين است ، كه او سرسلسله خيل پشيمانان است
عنوان : فصل سوم : مناظره عقل و عشق
خلاصه : عقل مي گويد بمان و عشق مي گويد برو... واين هر دو ، عقل و عشق را، خداوند آفريده است تا وجود انسان در حيرت ميان عقل و عشق معنا شود . در روز هشتم ذي الحجه ، يوم الترويه ، امام حسين آگاه شد كه عمرو بن سعيد بن عاص با سپاهي انبوه به مكه وارد شده است تا او را مخفيانه دستگير كنند و به شام برند و اگرنه ... حرمت حرم امن را با خون او بشكنند . آنان كه رو به سوي قبله خويش نماز مي گزارند معناي حرمت حرم امن راچه مي دانند ؟ كعبه آنان كه درمكه نيست تا حرمت حرم مكه را پاس دارند ؛ كعبه آنان قصر سبزي است در دمشق كه چشم را خيره مي كند . آنجا بهشتي است كه در زمين ساخته اند تا آنان را از بهشت آسماني كفايت كند ... واز آنجا شيطان بر قلمرو گناه حكم مي راند ، بر گمگشتگان برهوتِ وهم ، بر خيال پرستاني كه در جوار بهشت لايتناهاي رضوان حق ، سر به آخور غرايز حيواني و دل به مرغزارهاي سبزنماي حيات دنيا خوش داشته اند ، حال آنكه اين همه ، سرابي است كه از انعكاس نور در كوير مرده دل هاي قاسيه پيدا آمده است . كعبه قبله احرار است . رستگان از بندگي غير؛ اما اينان بت خويشتن را مي پرستند . امام براي اعمال حج احرام بسته است و لكن اينان احرام بسته اند تا شمشيرهاي آخته خويش را ازچشم ها پنهان دارند ... شكستن حرمت حرم خدا براي آنان كه كعبه را نمي شناسند چندان عظيم نمي نمايد و اگر با آنان بگويي كه امام حسين براي پرهيز از اين فاجعه مكه را ترك گفته است در شگفت خواهند آمد... اما آن كه مي داند حرم خدا نقطه پيوند زمين و آسمان است ، درمي يابد كه شكستن حرمت حرم آن همه عظيم است كه چيزي را با آن قياس نمي توان كرد. بلا در كمينِ نزول بود و ابرهاي سياه ازهمه سو ، شتابان ، بر آسمان دره تنگ مكه گرد مي آمدند و فرشتگانِ همه آسمان ها در انتظار كلام « كُن » مي قرار بودند ؛ و اذا قضي امرا فانما يقول له كن فيكون . در ميان « كُن » و « يكون» تنها همين « فا » ( ف ) فاصله است ، و آن هم در كلام ، نه در حقيقت . آيا امام كه خود باطن كعبه است ، اذن خواهد داد كه اين بدعت عظيم واقع شود و حرمت حرم باخون او شكسته شود ؟ ... خير.
عنوان : فصل دوم: كوفه
خلاصه : اي تشنگان كوثر ولايت! بياييد ... من سرچشمه را يافته ام . وا اسفا! باطن قبله را رها كرده ايد و بر گرد ديوارهايي سنگي مي چرخيد ؟ بياييد ... باطن قبله اينجاست . به خدا ، اگر نبود كه خداوند خود اينچنين خواسته ، مي ديدي كعبه را كه به طواف امام آمده است و حجرالاسود را مي ديدي كه با او بيعت مي كند . مگر نه اينكه انسان كامل ، غايت تكامل عالم است ؟ ... اي امت آخر! بر شما چه رفته است ؟ مگر تا كجا مي توان درمحاق غفلت و كوري فرو شد كه خورشيد را نشناخت ؟
عنوان : فصل اول: آغاز هجرت عظيم
خلاصه : در سنه چهل و نهم هجرت ، هنگام شهادت امام حسن مجتبي ، ديگر روياي صادقه پيامبر صدق به تمامي تعبير يافته بود و منبر رسول خدا ، يعني كرسي خلافت انسان كامل، اريكه اي بود كه بوزينگان بر آن بالا و پايين مي رفتند.(1) روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بني اميه پايان مي گرفت و غشوه تاريك شب ، پهنه اي بود تا نور اختران امامت را ظاهر كند، و اين است رسم جهان: روز به شب مي رسد و شب به روز. آه از سرخي شفقي كه روز را به شب مي رساند!
عنوان : «رأي اكثريت»
خلاصه : آيا «رأي اكثريت» معيار حقّ است؟ عصر ما، عصر احياء مجدّد اسلام و تمهيد آن مقدّمات علمي و اجتماعي است كه مبناي تمدّن آينده بشريت در كره ارض قرار خواهد گرفت. براي ما مسلمانان، و خاصّه مسلمانان ايران، هيچ ترديدي در اين زمينه وجود ندارد كه از اين پس، تاريخ اين سياره به مرحله‏اي جديد از صيرورت خويش وارد شده كه مي‏توان آنرا «عصر توبه بشريت» ناميد. اين «توبه» كه آثار آن اكنون به روشني در سراسر كره زمين تشخيص‏پذير است، به سرعت به انحطاط تمدّن كنوني بشر كه ريشه در «استكبار شيطان» دارد خواهد انجاميد و اهل زمين، اهليت ولايت آل محمد(ص) را خواهند يافت و ظهور موعود اوّلين و آخرين را ادراك خواهند كرد ؛ چرا كه او عينِ ظهور و حضور است و اين مائيم كه در غيبتيم و محجوب، و اينچنين بر ماست كه حجاب‏هاي ظلمت را به يكسو زنيم و اهليتِ حضور بيابيم و زمينه‏هاي رجعت به مباني اسلام را در همه ابعاد فراهم كنيم.
عنوان : «مساوات»
خلاصه : منظور از «مساوات» در زبان سياست غربي، اكثراً «مساوات انسانها در برابر قانون» است و اين اصلي است كه براي اوّلين بار در مقدمه قانون اساسي 1791 ميلادي (انقلاب فرانسه) ذكر شده است و از آن پس همچون اصل ثابتي در همه قوانين اساسي حكومتهاي قرون اخير مورد تذكّر قرار گرفته و به اعلاميه حقوق بشر (1948 ميلادي) نيز راه يافته است. امّا از يك‏طرف معناي «مساوات» در مواردي چند همچون «تساوي زن و مرد»، بطور مطلق و بدون توّجه به تفاوتهاي حقيقي و طبيعي در نظر گرفته مي‏شود و در نتيجه فجايعي را كه در قرون اخير در سراسر كره زمين و بويژه در اروپا و آمريكا شاهد آن هستيم ببار مي‏آورد؛ و از طرف ديگر، «قوانين موضوعه بشري» مطلق انگاشته مي‏شود و جاي «شريعت» و «قوانين تشريعي الهي» مي‏نشيند و مطلقِ «قانون»، تقدّسي مذهبي پيدا مي‏كند و بالاخره... در جوامع غربي، نگرش كلّي جامعه بر اين اصل متّفق مي‏شود: [«اخلاق اجتماعي» كه حدود آنرا قوانين موضوعه بشري تعيين مي‏نمايد، انسان را از «اخلاق مذهبي» كفايت مي‏كند. اطاعت از «قانون» كه از آن به «وظيفه اجتماعي» تعبير مي‏شود جانشين «ثواب» مي‏گردد و «گناه» به «جرم» تبديل مي‏يابد] - و نتيجتاً تمدّن بشر تا اين مرحله از زوال كه شاهد آنيم سقوط مي‏كند.
عنوان : «مساوات» (ادامه)
خلاصه : در بحث‏هاي گذشته راجع به مساوات بدين نتيجه رسيديم كه نمي‏توان في ما بين انسان‏ها به مساوات مطلق قائل شد چرا كه در ميان آنان تفاوت‏هايي حقيقي، ذاتي يا اكتسابي موجود است. تفاوت‏هاي ذاتي كه ريشه در خلقت انسان دارند مي‏توانند منشأ حقوق متفاوتي قرار بگيرند كه از آن جمله است حقوق زن و مرد. متناسب با اين تفاوت‏هاي ذاتي، استحقاق‏ها يا زمينه‏هاي حقوقي متفاوتي ايجاد مي‏گردد كه مقتضاي عدالت، رعايت اين تفاوت‏هاست و نه الغاي آن‏ها. از طرف ديگر، از آن‏جا كه انسان موجودي مختار است و اين خود اوست كه با «عمل و سعي» خويش، هويت و شخصيت و جايگاه خود را در عالم مي‏سازد، خواه ناخواه، «تفاوت‏هايي اكتسابي» نيز في ما بين انسان‏ها بروز مي‏كند، كه باز هم اقتضاي عدالت در رعايت آنها و نفي مساوات مطلق است.
عنوان : «آزادي عقيده»
خلاصه : يكي از اظهارات فريبنده‏اي كه بسيار شنيده مي‏شود اينست كه: «عقيده هركس براي خودش محترم است». از آنجا كه امروز در سراسر جهان حاكميت با فرهنگ و نظام ارزشي «غرب» است، اين گفته بصورت يك اصل محكم لايتغير و معيار مطلقي مطرح مي‏شود كه واجب الاتّباع است و جاي هيچگونه ترديدي در آن وجود ندارد. امّا براستي آيا «عقيده هركس براي خودش محترم است»؟ آيا هركس اجازه دارد كه هر عقيده‏اي داشته باشد و هيچ حقّ اعتراضي نيز نسبت به او وجود ندارد؟
عنوان : زبان و فضا
خلاصه : ... خط زينتي اشرافي فارسي زيادي سنگين است و قادر به ورود به فضا نيست. فضا به كنار، اين خط حتي قادر به اداره ذيشعوران مصنوعي يا همان انسان واره هاي هوشمند نيز نيست... ما با ادامه استفاده از خط كنوني از قافله صنايع اتوماتيزه به مراتب دورتر مي افتيم. قرن آينده براي ما ايرانيان نيز قرن فضا خواهد شد. رفتن به فضا اجتناب ناپذير است و اين بدون كامپيوتر، عملي نيست. انتخاب بين زبان و خط ماست. اگر مي خواهيم ناگزير نشويم زبانمان را عوض كنيم و ناگزير با زباني مانند انگليسي به فضا نرويم بايد از همين حالا به فكر اصلاح خطمان باشيم.
عنوان : يادداشتي ناتمام در باب هويت و حقيقت انسان
خلاصه : پيش از هر سخن ديگر بايد معناي « سنت » را از « عُرف و عادت » جدا كرد. هر آنچه كه صورت عُرف و عادت مي يابد، نسبت خويش را با حقيقت خود از دست مي دهد و مثل ميوه اي كه از شاخه جدا شود، در معرض فساد واقع مي شود. عادت عمل را از درون مي خورد و مي پوساند. تراديسيون در ظاهر جز مجموعه اي از آداب و رسوم و عُرف و عادت نيست. يعني آن كس كه از بيرون با سنت مواجهه مي يابد و آن راهمچون مورد و متعلّق شناسايي خويش مي بيند، نمي تواند ربط اين آداب ظاهري را با حقيقت ثابت و فرا تاريخي آن در يابد، حال آنكه سنت در واقع همين ثابتي است كه هسته اوليه آداب و عادات واقع مي شود. اگر مي گويم « حقيقت فرا تاريخي »، براي آن است كه مبادا با افتادن در دام واقعيتي كه وجودش عين صيرورت و تغيير است از درك حقايق سرمدي بازمانيم.
عنوان : ويدئو در برابر رستاخيز تاريخي انسان
خلاصه : ترديدي نيست كه ما نمي توانستيم از ورود ويدئو به كشورمان جلوگيري كنيم، چنان كه نتوانسته ايم مانع ورود هيچ يك از محصولات تكنولوژي غرب بشويم؛ و راستش من ترديد دارم كه اگر هم مي توانستيم، آيا چنين عملي درست مي بود يا نه. سؤال شما سؤال خوبي نيست، چرا كه در جست و جوي عوامل ورود ويدئو به كشور هستيد، حال آنكه اين امر يك ضرورت تاريخي است و زندگي در اين عصر، خواه ناخواه چنين موجبيتي را به همراه دارد كه ما نه تنها ويدئو، بلكه به زودي زود ماهواره را نيز بپذيريم... و چه باك؟! كسي مي ترسد كه ضعيف تر است و ما كه پا در ميدان مبارزه با غرب نهاده ايم بايد خودمان را براي چنين روزي نيز آماده كنيم. ما بايد از دشمن تصوري درست و مطابق با واقع امر داشته باشيم، اگر نه، شكست خواهيم خورد. كسي كه خود را براي رو در رويي با پلنگ آماده كرده باشد، از گربه نخواهد هراسيد؛ كسي از گربه مي ترسد كه دشمن را موشي حقير انگاشته باشد.
عنوان : تكرار مكررات
خلاصه : پرسيدم: « مگر جز اين است؟ » جواب داد: « ببين دوست من! اگر هم اين طور باشد كه تو مي گويي، هر چند من ترديد دارم، اما باز هم بايد گفت كه ويدئو تكليف خودش را روشن كرده است. » از نگاهم دريافت كه بايد روشن تر حرف بزند. گفت: « اين ويدئوست كه تكليف ما را روشن كرده است، نه ما تكليف آن را. مگر ما مي توانستيم تصميم ديگري جز اين اتخاذ كنيم؟ »
عنوان : رستاخيز جسم و جان
خلاصه : روشنفكران تاجيكستان امسال تقويمي به چاپ رسانده اند با تصاويري زيبا از هفت سين ايراني: سيب و سنجد و سبزه و سركه و سمنو... گل نرگس و شاخ نبات. دو سالي است كه آنان اجازه يافته اند تا نوروز را جشن بگيرند و شنيدم كه هم امسال، عيد فطر و قربان، جشن سده و مهرگان نيز در جمهوري تاجيكستان رسميت يافته اند. در طول اين هفتاد و چند سال حكومت بلشويك ها، مردم تاجيكستان با تمسك به عروه الوثقاي شعر فارسي، خود را حفظ كرده اند. حتي زبان فارسي نيز در اين خطه وجود خود را مديون شعر است، مديون رودكي و فردوسي و نظامي و حافظ و مولوي... و اكنون كه فرصت اظهار خويش را يافته اند، در ميدان اصلي شهر دوشنبه، پايتخت تاجيكستان، كه اكنون از بند نام «لنين» آزاد شده و نام «آزادي» گرفته است، جايگزين مجسمه لنين، تنديسي از فردوسي است. وقتي از عالم پور، گزارشگر هفته نامه «ادبيات و هنر» – كه لابد عالم اف بوده است و يكي دو سالي است كه شده عالم پور – پرسيدم كه «چرا فردوسي»؟ گفت: «فردوسي رمز آزادي است.»
عنوان : فرهنگ يا فرهنگ توسعه؟
خلاصه : در اخبار روزنامه هاي دوشنبه بيستم مهرماه بود كه وزير ارشاد خواستار افزايش اعتبارات امور فرهنگي شد. دوستي كه اين عنوان را نشانم داده بود گفت: « گويا بالاخره دل سوخته اي به فكر فرهنگ افتاده است. » تأييد كردم. سري تكان داد و گفت: « اما اين حرف ها بيش تر از آنكه خوشحالم كند داغم را تازه مي كند... يك تيتر كوچك و فاتحه! » و بعد باز هم تكرار كرد: «خواندن حرف هايي از اين قبيل، آن هم در حدّ كليشه هاي تكراري روزنامه ها و آن هم به صورت يك خبر دست چندم، آن هم در اين اوضاع وانفسايي كه فرهنگ به آن گرفتار است، نه تنها اسباب خوشحالي نمي شود، كه داغ ها را تازه مي كند و غمي ديگر بر غم هاي پيشين مي افزايد.
عنوان : چرا روشنفكران مورد اتهام هستند؟(1)
خلاصه : مراد از تهاجم فرهنگي چيست؟ و چرا اين روزهاست كه اين تعبير بر سر زبان ها مي افتد؟ در شيوه ي پژوهش، رسم است كه در اين گونه موارد به ريشه ي لغات و سابقه ي تاريخي استعمال آن و موضوعاتي ديگر از اين قبيل رجوع مي كنند و مثلاً از «فرهنگ جهانگيري» نقل مي كنند كه فرهنگ و فرهنج با فتح اول شش معني دارد: دانش، ادب، عقل، كتاب لغت فارسي، نام مادر كيكاووس و نام شاخ درختي را گويند كه بخوابانند و روي آن خاك ريزند تا ريشه دهد! (2) از «برهان قاطع» كشف مي شود
عنوان : رمان، سينما و تلويزيون
خلاصه : تلويزيون چيست و تفاوت هاي ماهوي آن با سينما در كجاست؟ پيش از هر چيز، براي جلوگيري از شبهات احتمالي بايد يك بار ديگر براين نكته تصريح كنيم كه «پرسش از ذات و ماهيت سينما و تلويزيون» را نبايد با «پرسش از كارايي اين دو وسيله» خلط كرد. در تمدن كنوني جهان، راه براي پرسش از كارايي ها و كاربردها كاملاً باز است، اما امكان تفكر در ذات و ماهيت اشياء و موجودات وجود ندارد. در جواب اينكه «آب چيست؟»، قريب به اتفاق مخاطبان به شما پاسخ خواهند داد كه «آب تركيبي از اكسيژن و هيدورژن است». كسي حتي احتمال هم نخواهد داد كه شما از «ماهيت آب» پرسش كرده باشيد. در كتاب «آداب الصلاه»1 امام خميني (قدس سره) آمده است: رحمت واسعه الهيه را كه از سماء رفيع الدرجات حضرت اسماء و صفات نازل و اراضي تعينات اعيان به آن زنده گرديده، اهل معرفت به «آب» تعبير نمودند
عنوان : فرزندان انقلاب در برابر عرصه هاي تجربه نشده سينما
خلاصه : عنوان مقاله براي خوانندگان معمولي روزنامه ها ومجلات به ناچار اين تصور را پيش خواهد آورد كه با يك « نقد فيلم» از نوع نقد ها يي كه اين روزها درباره فيلم ها نوشته مي شود رو به ـ رو خواهد شد، منتها شايد كمي عجيب تر. نقد و نقادي هم از همان سوغات هايي است كه به همراه « سينما توگراف» وارد مملكت شد، و البته هنوز هم اين سؤال براي خيلي ها وجود دارد كه اصلأ نقد ونقادي به چه دردي مي خورد... و براي يافتن جواب نيز لاجرم به سراغ منتقدان مي ـ روند و اين كار، يعني فايده نقد و نقادي را از منتقدان پرسيدن، از خود نقد و نقادي هم عجيب تر است. بگذريم... كه ممكن است خيال كنند ما هم از آن گروه منتقداني هستيم كه با زدن حرف هاي عجيب و غريب جايي براي خود دردل مشتريان ژورناليسم باز مي كنند. اما اين مقاله به قصد نقادي فيلم نوشته نشده است ونحوه نگرش آن به سينما نيز منتقدانه نيست.
عنوان : مونتاز به مثابه معماري سينما
خلاصه : بحث هايي نظير اين معمولاً با نقل اقوالي مشهور از تئوريسين ها يا فيلمسازها ي صاحب نام آغاز مي شود و بعد نويسنده به مذاق خويش يكي از قول ها را بر مي گزيند و بر آن شرحي مبسوط مي نگارد... و البته از آنجا كه وجود تاريخي انسان هاي هر عصر از بسياري جهات لاجرم در امتداد وجود پيشينيان خويش است، نبايد آنچه را كه گفتيم مذموم دانست و چه بسا به جاي خويش ممدوح نيز باشد.
عنوان : جادوي پنهان و خلسه ي نارسيسي
خلاصه : يكي از احكام مشهوري كه درباره ي سينما و تلويزيون عنوان مي شود اين است كه «اينها ظرف هايي هستند كه هر مظروفي را مي پذيرند؛ اينها «ابزار» هستند و اين ما هستيم كه بايد از اين ابزار درست استفاده كنيم». … و كسي هم از خود نمي پرسد كه اگر اينچنين بود، چرا ما بعد از يازده سال از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران هنوز نتوانسته ايم از تلويزيون و سينما آنچنان كه شايسته است استفاده كنيم.
عنوان : جذابيت در سينما
خلاصه : «فيلم اگر جاذبه نداشته باشد، فيلم نيست». آيا اين سخن همان همه كه مشهور است، بديهي است؟ پر روشن است كه تا اين نسبت بين فيلم و تماشاگر برقرار نشود، اصلاً مفهوم فيلم و سينما محقق نميگردد: تماشاگر بايد تسليم جاذبه ي فيلم شود، چرا كه او با پاي اختيار آمده است و اگر در اين دام نيفتد، ميرود. اگر فيلم جاذبه نداشته باشد، تماشاگري پيدا نميكند و فيلم بدون تماشاگر، يعني هيچ. پولي كه براي بليت پرداخت ميشود نيز تأييدي است بر همين توقع… و اصلاً شك كردن در اين امر، شك كردن در مشهورات و مقبولات عام است. طبيعت زندگي بشر نيز با اين اقتضا همراه است كه مردم از آنان كه در مشهورات شك ميكنند، خوششان نيايد.
 1  2  3  4  >  >>  
 عكس برگزيده
 تازه ها
آخرين دوران رنج (مقالات)
كالبد خاطره (شعر و داستان)
مجله صوتي شهيد دكتر مصطفي چمران (چند رسانه اي)
به آن چشم ها نگاه كن (كتاب)
ميترا هجرت يزدي (يادنامه)
 فقير آن كسي است كه ماه بگذرد اما تطهير نشود- سخنراني شهيد آيت الله محمد صدوقي به مناسبت ماه مبارك رمضان (صوت و نوا)
 صادق عاشق- مستند شهيد محراب آيت الله سيد اسد الله مدني (فيلم)
فانوس هاي خيالي (اصطلاح)
 تصاوير ويژه شبهاي قدر (آلبوم)
صفحه اول - كلام شهدا - ويژه نامه ها - كودك و نوجوان - اشعار - داستان - تئاتر - سينما - آثار چند رسانه اي - بانك سوژه - كتابخانه - عكس و تصوير - مقالات - فيلم - صوت - آمار بازديدها - نقشه سايت
info@navideshahed.com

Powered By vwideas